ایرج - تنها اجاق روشن موسیقی معاصر لک ها و لرها

هِی رارا بِژَن..هِی رارا بِژَن 

https://sites.google.com/site/dnl1aklak/01safareomid.mp3?attredirects=0  

                                

چو ایران نباشد تن من مباد

اطلاعات هنرمند
نام اصلی ایرج رحمانپور
نام مستعار حنجره زخمی زاگرس
زادروز ۲۰ بهمن ۱۳۳۵
استان لرستان، کوهدشت
اهل کشور پرچم ایران ایرانی
سبک‌ها موسیقی فولکلور
کار(ها)

خواننده، شاعر و آهنگساز

* چند بیت به استاد ایرج رحمانپور؛

اجاق همیشه روشنِ "سیاه مالِ" دودمانِ زخم خورده ی لک و لر..

-  عزت اله علی پور(ع . چکاد)

شکسته  در هجومِ  میله هایِ  شب  برایمان  بخوان

غریب - زخم دار - مبـــتلای شب  برایمان  بخوان

بیا دوباره از "کَلیمِه"های  زخمیِ "ســـیاه مال"  نو

وَ " سِیت بیارمی " در انحــناي شب برايمان بخوان

بيا  كه  ايل روی دست اين  شب بلــــند مانده است

بيا  و تا سپـــيده  پا  به  پـاي شب  برایمان بــخوان

"وِرِه بِيا" و بشكن اين  سكـــوت تلــخ  مرگــبار را

"بِيا" و  محض خاطر خدای  شــب  برايمان بخوان

 

ایرج و موسیقی و چند نکته.. / ع.چکاد

تو را می نویسم .. 

- عزت اله علی پور(ع . چکاد)

"هیچ سازی با هیچ سروده و حنجره ای، بیگانه و غیر خودی نیست مگر...؟"

 - "هر نوع سازی که با فضای شعر، حنجره،در کنار دیگر سازها، همخونی داشته باشد، یا بطلبد، غیربومی و بیگانه نیست.. اصالت و حسِ خودی بودن یک ساز در تأثیری است که زمان اجرا و در ترکیب گروه، با قرابت تمام، با صدای خواننده یا بدون صدای خواننده، بر مخاطبش می گذارد..." 

ادامه نوشته

حدیث نفس (قسمت ۱و2) /  ایرج رحمانپور  

بخش - ۱

0099

نوشتن از محمد حسین آزادبخت برای من به نوعی حکایت حدیث نفس است و نیست. هست چرا که در روندی پنجاه ساله آنچنان در هم تنیده می شوی در هر عبور و گذر شاد یا غمگین به هم فشرده می شوی که او من می شود. من او می شوم ما منیم و اوییم و نیستیم. چرا که دو نفر دو تن و جان مستقل آزاد و رها در دغدغه های خویش. مرزی میان تو و دیگران، تفاوت فردی.خط های مرئی و نامرئی تو را چنان که هستی یعنی خودت، یعنی چیزی که باید باشی و دوست نمی داری هیچ چیز آن را از تو بگیرد. حتی نزدیک ترین دوست، یار، دیار و هر چیز دیگر برای همین است که او محمد حسین آزادبخت دوست فرهیخته و ارجمند، خودش است و من خودم...

ادامه نوشته

پدر خوانده هاي موسيقي لرستان

همگان را به كيش خويش مپنداريم

پيش تر بر آن بودم تا همچون ساليان گذشته به تلاش خستگي ناپذير خود در عرصه ي موسيقي لرستان ادامه دهم ولي ...

« نقدي بر همايش آسيب شناسي موسيقي لري » كه هفته نامه افلاك در يازدهمين شماره خود " به قلم نيما پرند اقدام به چاپ آن نمود ، بيش از آنكه الزامي به پاسخ و يا احياناً تعمق داشته باشد دلگير كننده خنده آور در نظر جلوه نمود ، انتقاد ياد شده كه مبين پارادوكسي آشكار است مي توان ردي از روان پريشي را تجسم نمود كه به طور حتم نويسنده ظاهراً جوان بدان گرفتار گرديده ولي خود از آن بي اطلاع است..

ادامه نوشته

مخمل و چخماق(گفت‌و‌گو با استاد ایرج رحمان‌پور )

بخش دوم- پایانی

گفت و گو؛ شهناز خسروی

به پیوست شماره‌ی قبل در این شماره بخش دوم و بخش پایانی مصاحبه‌ای را دنبال می‌کنید که با استاد ایرج رحمان‌پور انجام شده‌است حال خارج از گود تعریف و تمجید آن‌چه به واقع می‌شود از آثار و گفتار این هنرمند عزیز برشمرد این است که آقای رحمان‌پور در حال حاضر یکی از بزرگ‌ترین غم‌خواران فرهنگ بومی است. 

ادامه نوشته

بخوان ایرج / بزن فریاد قومی را / که بی رحمانه رفت از یاد..

 

- معصومه شریفی نیا

 

بخوان ایرج

بزن فریاد

بزن فریاد قومی را

که بی رحمانه رفت از یاد

بخوان ایرج که دل هامان همین است

وَ دزد فقر هرجا درکمین است

بزن فریاد

نفس هامان بریده است

و دیگر جان

به لب هامان رسیده است

بگو بی شک که ما مردان مردیم

ولی افسوس

به زیر یوغ دردیم

بخوان ایرج

بخوان شاید شنیدند

همان هایی

که دیدند و

                ندیدند.. 

http://www.shereno.com/profile.php?id=23048

درباره ی «ايرج رحمانپور»../ چه کسانی قبول عام می یابند؟

 

رحمانپور، خواننده ،شاعر و آهنگساز

 - علي‌احمد رفيعي‌راد

در انبوه روايتِ راويان، آنهايي قبول عام مي‌يابند كه با واقعيت، نسبتي داشته باشند يا از آرمان و حقيقتي پرده بردارند. در اين ميان فراخ‌تر شدن دامنه روايتِ راويان در بازتاب واقعيات و آرمان‌هاي آدميان بيشتري، امكانِ قبول و ماندگاري آنها را بيشتر مي‌كند و چون چنين چشم‌اندازي با اعجاز شعر و موسيقي درآميخته شود، دل‌هاي مشتاق آن، باز بيشتر خواهند شد. به گواه مستندات بسيار، «روايت»‌هاي «ايرج رحمانپور»، هنرمندِ صاحب‌سبك شعر و آواز «لُري و لَكي» از واقعيت مورد نظر و آرمان مد نظر از اين دست بوده كه تاكنون از هنردوستان و زاگرس‌نشينان عناويني مانند: «استاد»، «حنجره زخمي زاگرس»، «نغمه‌سراي بي‌بديل» و... را گرفته است. نظر به چنين باوري، در اين نوشته، به بررسي مختصري از روايت‌هاي اجتماعي وي، در زير دو عنوان روايت «واقعيت اجتماعي» و «آرمان اجتماعي» پرداخته مي‌شود..

ادامه نوشته

آن‌چه از حنجره‌ی دردمند و توانای استاد ایرج رحمان‌پور،بیرون می آید..  

 

- شهناز خسروی

آن‌چه از حنجره‌ی دردمند و توانای استاد ایرج رحمان‌پور، نغمه‌سرای بی‌بدیل دیارمان بیرون می‌آید، درد و اندوه، غم و شادی،گفته‌ها و ناگفته‌های قومی است بلا کشیده و مهجور. صدای او که گاه رقص گندمزاران انبوه زادگاهش را می‌ماند در سرپنجه‌ی نسیم و گاه غرش رعد در کوهساران، دل‌نشین است و آسمانی..

ادامه نوشته

زایش اسطوره / درباره ی استاد ایرج رحمانپور


گذری به ایرج رحمانپور

 - میرسلیم خدایگان

سرآغاز یا نقطه ی عطف چیزی بودن، از مولفه های یک شخصیت هنری مولف است.دیدگاه این متن بر آن است تا با برجسته سازی مشخصه های موسیقی و هنر رحمانپور، موسیقی لرستان را به دو بخش “تا رحمانپور” و ” بعد از رحمانپور” تقسیم کند.تا از این راه مولف بودن رحمانپور به اثبات برسد..

ادامه نوشته

شيوه هاي كمانچه نوازي در لرستان

تحقيق و پژوهش : فريد رحمتي ، كارشناس موسيقي

بحث در مورد شيوه هاي نوازندگي كمانچه در لرستان بسيار مهم و با اهميت است . چرا كه نوع نوازندگي كمانچه و شيوه هاي مورد استفاده در نوازندگي به نوعي آينه تمام نمايي از آداب و رسوم و فرهنگ هاي موجود در لرستان ميباشد ...

ادامه نوشته

نگاهی کوتاه به"حنجره ی زخمی زاگرس"

استاد ایرج رحمانپور –  هنرمندی از دیار کوهدشت

ایرج رحمانپور متولد : یکشنبه، ۱ فروردین ۱۳۳۵ شاعر ،ترانه سرا ،خواننده وپژوهش گر عرصه فرهنگ و ادبیات، قریب به ۴۰ سال است که در غرب ایران و سرزمین های زاگرس نشین، با تسلط بی همتایی که به ادبیات آن مناطق دارد به سرایش ترانه ها و کشف آواهای فراموش شده از دل اعصار، باز خوانی و باز سرایی سرودها ، آیین های سور و سوگ ، حماسه ، کار و اسطوره های بومی پرداخته است.

ادامه نوشته

گفتگوی "ستین لر" با حنجره زخمی زاگرس

استاد ایرج رحمانپور نیازی به معرفی ندارد. او نه تنها در لرستان و استانهای لرنشین کشور، بلکه در سراسر ایران در میدانگه هنر موسیقی سنتی از نام آوران است. چهره ای صمیمی و بی ادعا که بقول خودش «پامه دِ گلیمِ خوم بیشتر نمی کَشِم» و صدایی که رنج و درد زمانه را مویه میکند. فرصتی پیش آمد تا با او در گوتنبرگ و در انجمن ستین گفتگویی داشته باشیم. 

ستین لر: آقای رحمانپور اولا به سوئد خیلی خوش آمدید

ایرج رحمانپور: ممنونم از شما و تمام دوستانی که زحمت کشیدند و این چند روزه ما مزاحمشان بودیم.

ادامه نوشته

دغدغه‌هاي استاد رحمانپور و موسيقي نواحي

برای شناخت بیشتر ایرج رحمان پور به لینک های زیر مراجعه نمایید
لرستان / خرم آباد /عكس هاي کنسرت گروه موسیقی زاگرس
تصاوير کنسرت گروه موسیقی زاگرس
ایرج رحمانپور سراینده ترانه های ماندگار محلی لرستان"سيري در تحول ترانه هاي لرستان"

 - اسد فرهمند

 

اولین ترانه ای که ازاستاد رحمانپور بررسی می شود ترانه ی " تون ِ می نویسم "است که کتاب ایشان به همین نام چاپ شده است

"ایرج رحمان پور"پژوهشگر،خواننده،شاعر لرستانی ودغدغه‌هايش براي موسيقي نواحي

ايرج رحمان‌پور يكي از چهره‌هاي پركار در حوزه موسيقي نواحي منطقه لرستان است كه از دغدغه‌هايش براي اين نوع موسيقي مي‌گويد و پژوهشهايي كه به دليل عدم حمايت‌ها، نيمه كاره باقي مانده‌ است.

اين خواننده و شاعر لرستاني در گفت‌وگو با "ايسنا"‌درباره‌ي فعاليتش در حوزه‌ي موسيقي نواحي گفت: به دليل زندگي در اين نوع موسيقي و حضوري كه در شهر لرستان به عنوان يكي از مراكز بلوغ فرهنگ احساسي و سرشار از ملودي داشتم و به واسطه‌ي موقعيتي كه پدرم داشت در جريان موسيقي نواحي قرار گرفتم.در آن زمان تفريح مردم چه در عروسي و چه در عزا با موسيقي خلاصه مي‌شد و رهايي ‌از آن كار مشكلي بود.

 اين علاقه وافر به موسيقي منجر به آن شد كه به شكل جدي به آن بپردازم و با تمام موانعي كه بر سر راهم وجود داشت به اين نتيجه رسيدم كه موسيقي اهميت ويژه‌اي دارد، و بايد جدي‌تر به آن توجه نشان بدهم.

رحمان‌پور با اشاره به انتقال سينه به سينه‌ي موسيقي نواحي طي نسل‌هاي مختلف،تصريح كرد: هنوز هم در لرستان خانواده‌هاي وجود دارند كه نسل به نسل موسيقي كار كرده‌اند و اگر اين وارثان سينه به سينه نبودند شايد تعصبات باعث مي‌شد كه اين موسيقي در همان نسل باقي بماند و ادامه پيدا نكند، درحالي كه اين افراد زندگي خود را از موسيقي جدا نمي‌كنند و از لحظه‌ي تولد تا مرگ با آن عجين هستند.

اين هنرمند كه در اين سالها بيشتر به‌عنوان شاعر و خواننده‌ي لري شناخته شده است ،درباره‌ي عدم حضورش به عنوان آهنگساز گفت: پدرم به شدت مخالف فعاليت در اين حوزه بود اما خوانندگي ذوقي بود كه مي‌توانستم درخودم داشته باشم و آن را پنهان كنم، به همين دليل هم از ابتدا كارم را روي شناخت و پرداخت گذاشتم و به مصاحبه با خنياگران محلي و نشست و برخاست با آنها، پيدا كردن متون قديمي، كار روي آن و تصحيح كتب گذاشتم و با همكاري اساتيدي همچون درويشي و شكارچي توانستيم روي اين موسيقي كار كنيم و بسياري از قطعات‌ در حال فراموشي را بازسازي كنيم.

رحمان‌پور دستاوردهاي اين رفت و آمدها را پربار دانست و افزود: موفق شديم يكي دو آواز محلي را در حوزه‌ي حوره و موره (مويه) كه در حال منسوخ شدن بود زنده كنيم. اين ملودي‌ها تنها در سطح مردم روستاها به كار گرفته مي‌شد، اما با احياي آن كاري كرديم كه مجددا اين قطعات را با اركستر اجرا كنيم و در حال حاضر اين قطعات كاملا شناخته شده و مورد علاقه مردم است.

اين پژوهشگر موسيقي نواحي معتقد است:با يك زلزله‌ي شديد فرهنگي مواجه شده‌ايم به طوري كه سرگذشت تاريخي ما اين گونه رقم خورده است و هنرمند بايد زير آوارها دنبال آخرين نفس‌هاي زنده بگردد. كار هنرمند اين است كه آوارها را كنار بزند ، آنهايي را كه نيستند جدا كند و بخش‌هاي زنده را بيرون بكشد. اين كاري است كه هنرمندان نواحي و پژوهشگران اين حوزه همواره مشغول آن بوده‌اند.

 موسيقي نواحي بايد در سطح ملي در دانشكده‌ها مورد توجه قرار بگيرد، زيرا در غير اين صورت چيزي براي ما باقي نمي‌ماند. موسيقي نواحي سرچشمه‌ي اصلي موسيقي و همچون چشمه‌اي است كه اگر نباشد رودخانه‌ي هنر ملي شكل نمي‌گيرد و در نهايت دريايي نخواهيم داشت. لذا در اين فاجعه‌ي بزرگ بعد از وضعيت غير طبيعي‌ كه موسيقي نواحي با آن مواجه است و به واسطه آن با سرعت در حال نابودي است بايد شرايطي فراهم كرد كه اهميت اين موسيقي بر همگان پيدا شود.

رحمان‌پور تلاش،‌ضبط، پيدا كردن و تدوين موسيقي نواحي را امري جدي دانست و افزود: اين موسيقي بايد به صورت درس و داده‌هاي آموزشي درآيد ،در حالي كه ما كاري نكرده‌ايم.اين موسيقي فرصتي است تا به خودمان و داشته‌هايم بپردازيم. موسيقي نواحي به قدري غني و قوي است كه ارزش پرداختن به آن را دارد و با اتكا به آن مي‌توان كارهاي بسياري انجام داد و اين فرصت را براي آن دسته افرادي كه علاقه به موسيقي دارند فراهم مي‌كند تا اتفاقات بزرگي را ايجاد كند اما امروز به واسطه‌ي عدم شناخت آنها نسبت به موسيقي، به روز نشدن آن و عدم گرايش جوانان اين فرصت فراهم نمي‌شود، در حالي كه اگر اين شناخت فراهم شود همه به آن علاقه نشان خواهند داد.

 اطلاع رساني و رسانه‌اي شدن موسيقي نواحي باعث مي‌شود تا جوان ما متوجه شود كه آواز تالشي با همان آوازي كه خواننده‌ي غربي مي‌خواند همطراز است. هر وقت ديديم كه جوانان اين موسيقي را شنيدند و با آن ارتباط برقرار كردند شاهد آن خواهيم بود كه به راحتي دست از موسيقي نمي‌كشند و خوشبختانه امروز در لرستان نسل جوان با علاقه اين موسيقي را دنبال مي‌كند و من 60 ساله با يك جوان 20 ساله در كنار هم كار مي‌كنيم.

رحمان‌پور در پاسخ به دلايل گرايش نسل جوان هنرمندان به سمت موسيقي‌هاي روز و به ويژه پاپ گفت: جوان امروزي مي‌خواهد خودش را ببيند و عكسش را در روزنامه‌ و تلويزيون مشاهده كند و اين اتفاق در موسيقي پاپ حاصل مي‌شود. البته نه اينكه اين موسيقي بد باشد بلكه اين موسيقي خواه ناخواه به حيات خود ادامه مي‌دهد و دوري از آن امري اجتناب ناپذير است اما وقتي جوان ما رسانه‌اي نمي‌شود و بازخورد كارش را نمي‌بيند، پس هرچه توانايي داشته باشد رها مي‌كند و به سمت حوزه‌هاي ديگر گرايش پيدا مي‌كند تا اين بار خودش را جلوي چشم‌ها ببيند.

او كه در اين سالها در مقام يك پژوهشگر نيز فعاليت‌هاي ارزنده‌اي براي موسيقي نواحي انجام داده است درباره حمايت‌هاي دولت از اين حوزه توضيح داد: متاسفانه حمايت در اين عرصه خيلي كم است. مشكل بزرگ و بهانه‌ي ما نيز در اين نكته است كه نمي‌خواهيم موسيقي دولتي داشته باشيم.اين بهانه درست است اما در سرزمين آسيب ‌ديده اي كه موسيقي در آن نياز به حمايت دارد، اين بحث جايي از اعراب ندارد.

 بايد كاري كرد تا مديريت موسيقي دولتي نشود اما حمايت دولتي را نياز داريم، به ويژه كه وقتي بخش خصوصي براي مدتي در موسيقي سرمايه‌گذاري مي‌كند و به جاي بساز بفروشي براي فرهنگ و هنر بودجه اختصاص مي‌دهد و بعد از مدتي ورشكسته مي‌شود و به دليل عدم حمايت و نوع برخوردي كه با آن صورت مي‌گيرد ميدان را ترك مي‌كند، ‌پس ما در اين عرصه چه بايد بكنيم؟!

رحمان‌پور به پژوهش‌هاي كه در اين سالها انجام داده و به دليل عدم حمايت‌هاي ملي نيمه كاره باقي مانده‌اند اشاره كرد و افزود: با همراهي آقاي شكارچي كار بزرگي را براساس داستان «پرنده‌ي فاخته» به صورت يك اثر نمايشي آماده‌كرديم كه سالهاست به دليل عدم حضور يك اسپانسر روي دست ايشان و بنده باقي مانده است ،پس چه طور مي‌توان انتظار داشت كه اتفاق‌هاي بزرگ براي موسيقي بيفتد؟! متاسفانه هرازچندگاهي كه دولت وارد كار مي‌شود و حمايت مي‌كند هم آنقدر دست پايين مي‌گيرد و شرايط سختي فراهم مي‌كند كه بعد از مدتي از آن منصرف مي‌شويم.

اين خواننده و شاعر لري خاطرنشان كرد: سالهاست كه با اين مشكلات دست و پنجه نرم مي‌كنيم و معتقديم كه اين فراموشي در موسيقي نواحي از عدم حمايت مي‌آيد. ما حرف‌هاي زيادي براي گفتن داريم و آنقدر غني هستيم كه جايي را براي كسي تنگ نمي‌كنيم، لذا تمام آنها كه در اين عرصه خلاق هستند مي‌توانند كارهاي درستي انجام دهند اما متاسفانه در تمام اين سالها دغدغه‌ي آن را داريم كه چرا موسيقي ما عمومي و جهاني نمي‌شود؟ اين در ضعف موسيقي ما نيست. بلكه حمايت‌ها بايد عملي شود و سي‌دي و كاست‌هاي موسيقي در ميان مردم پخش شود تا اين موسيقي در سبد شنيداري مردم قرار بگيرد.

رحمان‌پور در بخش ديگري از اين گفت‌وگو درباره‌ي لزوم انجام طرح راه‌اندازي پايگاه‌هاي موسيقي نواحي در استان‌ها كه چندي پيش از سوي معاونت هنري مطرح شده بود گفت: ضرورت اين طرح بي‌نهايت است اما عملي شدن آن مستلزم اين نكته است كه اين مدير حداقل براي چند سال در اين كار باقي بماند، درحالي كه يكي از مشكلات اصلي ما در عرصه فرهنگ و هنر تعويض‌هاي پي‌در‌پي مديران است. اين آرزوها و آمال نياز به فرصتي براي پياده شدن دارد و اميدواريم با بودن و ادامه كار ايشان شاهد اين اتفاق باشيم، زيرا امري حياتي است‌ و بنده به عنوان عضو كوچكي از اين خانواده به ايشان دست مريزاد مي‌گويم و مشخص است كه با اراده‌ي خوبي آغاز به كار در اين عرصه كرده است.

وي همچنين درباره‌ي نياز موسيقي نواحي براي به روز شدن گفت: اگر اين اتفاق نيفتد درست نيست، زيرا انسان امروزي با مشكلات خاص خود دنبال دغدغه‌هايش است و اگر اين دغدغه‌ها را در موسيقي نشنود به آن گوش نمي‌دهد، لذا در جريان احياي موسيقي نواحي بايد آن را به لحاظ تكنيك و محتوا نيز به دغدغه‌هاي انسان امروز نزديك كنيم و در غير اين صورت كاري براي دل خودمان انجام داده‌ايم.

 به شخصه اين اتفاق را با ادبيات پيگيري كرده‌ام به طوري كه امروز تبديل به يك جريان شده و مورد حمايت و علاقه مردم است. سعي كردم با شناخت ادبيات دنيا و همچنين ادبيات خودمان اين موسيقي را به لحاظ شعر و محتوا به دغدغه‌هاي امروزي نزديك كنم. به لحاظ تكنيكي هم ما ناگزير هستيم تا علوم و فنون جديد را به كارگيريم.

رحمان‌پور همچنين درباره‌ي استفاده از اسطوره ‌و افسانه‌هاي بومي در شعر معاصر و در حوزه‌ي موسيقي نواحي گفت: ادبيات نواحي از زندگي مردم گرفته شده است و از نزديكترين عواطف آنها بهره‌ مي‌گيرد. مثلا لالايي‌ها حاصل ارتباط عاطفي مادر و فرزند است و يا موسيقي كار يا حتي موسيقي آييني برگرفته از ادبيات و طبيعي‌ترين جزييات زندگي است كه با فرهنگ و احساسات مردم پيوند خورده و يكي شده است به همين دليل هم از زيبايي شناسي و قدرت بسياري برخوردار است و مي‌تواند دست‌مايه‌ي قويي براي هنرمند باشد.

 به شخصه سعي كردم با بهره از اين قدرت ملي گاه از اشعار فولك بهره بگيرم و در مواقعي با توجه به شرايط روز جامعه با سرودن اشعار خودم اين موسيقي را قوت بخشم. مثلا بحث خودسوزي در لرستان زياد است و يا جنگ خليج فارس، زلزله و مسائلي از اين دست شرايطي فراهم مي‌كند تا ما اشعار خود را به زندگي روزمره‌ي مردم نزديك كنيم و اين توقعي است كه آنها از ما دارند و خوشبختانه با توجه به استقبال و انعكاسي كه داشته فكر مي‌كنم موفق بوده و امروز به عنوان يك جريان مطرح است و خيلي از جوانان پايان‌نامه‌ها و تحقيقات خود را بر روي اين آوازها و نغمات بومي گذاشته‌اند.

ايرج رحمان‌پور در پايان درباره‌ي فعاليت‌هاي اخيرش در حوزه‌ي موسيقي نواحي گفت: چندي پيش با همراهي پيمان بزرگ‌نيا در جشنواره‌ي موسيقي نواحي كاري تلفيقي را از مرز قشقايي تا لرستان( ناحيه‌ي زاگرس) تنظيم كرديم كه با واكنش خوب مخاطبان روبرو شد. در حال حاضر نيز با همراهي حوزه هنري يك كار پژوهشي درباره‌ي روايت‌هاي مربوط به يك كوهستان در لرستان دارم كه بخشي از آن ضبط شده و مابقي آن نيازمند حمايت يك اسپانسر است تا به مرحله پخش برسد.در حوزه‌ي موسيقي سوگ نيز در حال نگارش مقالات و انجام پژوهش‌هايي هستم.
 
*برگرفته از:چراغ های رابطه
 

دانلود چند آهنگ و تصوير و...از استاد رحمانپور

دانلود كنيد 

استاد رحمانپور

 "آن چه ایرج را از سایر خوانندگان و شاعران لرستانی متمایز می کند،اندیشه، تعهد و تلاش او برای حفظ فرهنگ، تاریخ و هویت قوم لك و لر است."


جهت شناخت و بهره ی بیشتر از آثار استادرحمانپور،مراجعه کنیدبه "هواداران رحمانپور"قسمت لينك ها

دانلود كاست آلبوم سفر امید استاد ایرج رحمانپور

                                  دانلود آهنگ (  دسمه بیر تا بکه گل  )

http://rapidshare.com/files/107407990/01._Track_1.mp3.html

                                                 01 - [سفر امید]

                                                 02 - [شاعر]
                                                 03 - [بی کلام آواز]
                                                 04 - [پرچین]
                                                 05 - [کوچ]
                                                 06 - [بازیگر]
                                                 07 - [یاد یار]
                                                 08 - [دل آرام]

دانلود آلبوم گل آتش استاد ایرج رحمانپور
      

۱ـ دانلود موزیک گل آتش

http://sharedzilla.com/en/get?id=141102 

۲ـ دانلود موزیک چی بلی

http://sharedzilla.com/en/get?id=141111 

۳ـ دانلود موزیک کل شادی

http://sharedzilla.com/en/get?id=141119 

 ۴ـ دانلود موزیک کل سپیدا

http://sharedzilla.com/en/get?id=141124 

۵ ـ دانلود موزیک زندگی

http://sharedzilla.com/en/get?id=141130

                   
دانلود "بهارباد"
آلبوم: بهار باد
خواننده : ایرج رحمانپور ، علی اکبر شکارچی
زمان : ٦٠ دقیقه
تاریخ نشر : ١٣٨٢
نوازندگان:
ویلن و ویلن آلتو و عود : ارسلان کامکار 
ویلن : رضا عالمی ، همایون رحیمیان
ویلنسل : کریم باقری 
تار و سه تار : شهریار فریوسفی 
سنتور : اردوان کامکار 
نی : شهاب فیاض 
تنبک و دهل : بیژن کامکار 
سرنا : سید جلال محمدی
کمانچه : علی اکبر شکارچی

ازمعدود آثار به يادماندني استاد رحمانپور به همراه استاد علي اكبر شكارچي:

BAHAR  BAD---RAHMANPOR--SHEKARHI BAHAR  BAD---RAHMANPOR--SHEKARHI (1)  

BAHAR  BAD---RAHMANPOR--SHEKARHI (2)


کلیپ ها و کنسرت های تصویری استاد رحمانپور را مشاهده کنید  *

 نمآهنگ  دسمه بیر رحمانپور
 
rating: 5.00 with 4 total votes.
-------
ایرج رحمانپور -مقام اوشاری - بی تابی - شوق وصل
rating: 5.00 with 6 total votes.
-------

سوارهی مقام بی تابی - ایرج رحمانپور 

 

Viewsrating: 3.75 with 4 total votes.

-------

بزران هی لو - ایرج رحمانپور
 

rating: 5.00 with 3 total votes.

-------
 نمآهنگ راز تو رحمانپور

rating: 5.00 with 5 total votes.
-------
ترانه های استاد رحمانپور

rating: 5.00 with 2 total votes.
-------
ایرج رحمانپور -چل سرو- توسل و نیایش

rating: 5.00 with 1 total votes.
-------

ترانه های استاد ایرج رحمانپور 

 
rating: 5.00 with 2 total votes.

-------
 نماهنگ  زخم سهراب

rating: 5.00 with 4 total votes.
-------
ایرج رحمانپور و گروه موسیقی زاگرس لرستان - قسمت اول

rating: 5.00 with 1 total votes.
-------
کنسرت ایرج رحمانپور حنجره زخمی زاگرس
rating: 5.00 with 1 total votes.
-------
ایرج رحمانپور - جشنواره تال

rating: 5.00 with 1 total votes.
-------
دومین نمآهنگ  سرزمینم رحمانپور
 
rating: 5.00 with 8 total votes.
-------
جهت مشاهده کلیپ ها اینجا کلیک کنید 
 


دانلود آلبوم کامل {ستین اشکسه} از استاد ایرج رحمانپور در یک فایل زیپ و آپلود شده در ۳ هاست برای راحتی دانلود شما دوستان عزیز...  

۱.راپیدشیر

http://rapidshare.com/files/111274123/02--SETEN_ESHKESEH---RHMANPOR--ASHTIYANI.zip.html 

۲.دپوسیت فایل

http://depositfiles.com/en/files/5035957 

۳.شایردزیلا




"تُونِه مِینِویسِم" تو را می نویسم..

دانلود آهنگ""تونه مینویسم"

کسی سرداده  آواز کمانچه

میان شهر  با  ساز کمانچه

کسی انگار می خواهد بگوید

به مردم

            آخرین راز کمانچه

"ع.چکاد"

ایرج رحمان ‌پور را می توان ستاره ی آوازهای بومی در سالیان اخیر دانست. چه، هیچ هنرمند لرستانی در سه دهه ی گذشته تا کنون به اندازه‌ ی ایرج زحمات و مشقات مربوطه را در جهت ارائه آثار هنری خصوصاً موسیقی مقامی و فولکلوریک لری متحمل نگردیده ‌است و کمتر کسی با چنین استقبالی از طرف مخاطبین مواجهه گردیده ‌است. تردیدی نیست هنرمندان زیادی در طول مدت مذکور آثار قابل توجهی ارائه نموده و به هر طریق ممکن، دین خود را به فرهنگ موسیقیایی استان ادا نموده‌اند. اما ایرج گوی سبقت را از همه‌ ی این دوستان ربوده ‌است.

رحمان‌پور از اواخر دهه‌ی۵۰ کار حرفه‌ای خود را به‌صورت جدی و نفس گیر در زمینه سرودن شعر، ترانه سرایی، آهنگ‌سازی و تنظیم ملودی‌های محلی و مقامی شروع نموده ‌است. لذا با جسارت می توان اظهار داشت که ایرج در این وادی خلاق و پویا ظاهر شده ‌است.

از مهم‌ترین امتیازات ویژه‌ی حنجره‌ ي زخمی زاگرس استعداد ستودنی او در خلق ترانه های تر و تازه و آفرینش ملودی های درخور این ادبیات است؛ همین امر توانسته موسیقی زاگرس را با همه ی گستره ‌اش تحت تأثیر خود قرار دهد تا جایی‌ که سروده‌ های او اتفاقی تازه در حوزه‌ ی موسیقی بومی و تا حدودی ملی است. حرکتی بی ‌بدیل که از نبوغ سرشار وی و تسلطش بر ادبیات روز و نیز تأثیر‌پذیری منطقی از وقایع ادبی ملی از نیما تا امروز سرچشمه می‌گیرد. اتفاقی که در گذشته و حال هنر لرستان کمتر نظیری برایش می توان پیدا کرد، ترانه‌ هایی متأثر از ناکامی‌ها، شکست‌ها، مشکلات مستولی شده بر مردمان زاگرس زبانی خاص و ویژه پيدا كرده  که اگر از این پس « ایرج‌خوانی» ‌اش بنامیم، گزاف نگفته‌ایم.

جنس صدای ایرج رحمان‌پور قدرت انعطاف، حجم مناسب شور، وسعت و شفافیت زیاد، هم ‌زمان قدرت و قابلیت در بداهه ‌خوانی که او را صاحب صدایی ماندگار و همه ‌پسند نموده ‌است. از دیگر امتیازات صدای ایرج اجرای نواها و لهجه‌های مختلف به صورت بم، میانه و اوج است.

چه کنم؟ چاره ندارم که گاه زبان به تمجید تنه می‌زند و نگارنده هر بار به این صدا گوش می ‌دهد. گویی یک‌جا رضا سقایی، علی‌رضا حسن‌خانی و در نهایت همه‌ی دانش استاد علی‌اکبر شکارچی را در کنار خویش دارم.

از دیگر زیرکی ‌های ایرج پرداختن به آن بخش از موسیقی بومی زاگرس است که همواره بر زمین مانده ‌بود و کسی را جسارت نزدیک شدن به آن نبود. هوره و مور، این آواهای اساطیری انسان به صورتی شگفت ‌انگیز از پس هزاره ‌ها در میان مردمان زاگرس باقیمانده مانده و هنوز هیچ عزیزی را بی‌مور به خاک نمی‌سپارند و هیچ گردشی در کوهساران و چشمه ‌ساران بدون ‌هوره به دل نمی‌چسبد.

همین آوازها و تحریرهای تکان دهنده را ایرج همراه با موسیقی دستگاهی ایران به کار گرفت و مُهر خود را بر آن کوبید تا آن‌جا که آن را به فن و سبک شاه کارگونه‌ ی خود تبدیل نمود و آخر سر استفاده ‌ی او از همه ‌ی توان ارکستراسیون این آموزه ‌ی عملی موسیقی باعث گردید که بی‌هیچ اغراق امروز موسیقی لری در سطحی ارتقا یافته که قدرت رقابت با سایر تولیدات موسیقی بر ‌آمده از سایر فرهنگ های ایرانی را داشته ‌باشد.

شاهد مدعا، آثار ارجمندی چون:

« بهار باد» که به دنبال انتخاب و طراحی او و دانش استاد شکارچی فراهم آمد.

« داغ شقایق» که متأثر از شعر و ملودی او توسط آقای علی‌پور و استاد شهبازیان روانه‌ ی بازار شد.

« آینه‌ی اشک»، « گل آتش»، « سفر امید» و . . . هرچه اثر شنیدنی و دیدنی در موسیقی زاگرس است ردپا و نشان دست وی را بر خود دارد.

دریغا مدتی است به جای جان سپردن به آوای موسقی دل‌ نشین موسیقی، ملودی زمخت چکاچاک بیل و کلنگ مهمان اجباری اوست تا عملاً بشنویم:

  • انارسون بی‌چشمه
  • بهار بی‌رنگ و رشمه
  • کیچه‌یا سرد و بن‌بس
  • هنایا بی هنارس
  • سنگینی کز شونیا
  • سلام سرد هومسا

را بی‌مورد نسروده است.

اي حنجره زخمی زاگرس، دریغا! هرگز نتوانستم وصف حالت را آن چنانكه شايسته توست، بيان كنم.

چه خوش سروده ای:

  • غم ئیواره وُنیا دل تنگی جوونا
  • پا شوم سرد حونیا
  • کز سنگین شونیا
  • می‌کشم آخرش یار
  • دجو کردمه بیزار
  • بیداد از دست نساریا
  • که بی افتاو …بیداد!



 

دریغا از خاموشی حنجره‌ی زخمی زاگرس

 

- ولی یعقوبی

به نظر نگارنده ایرج رحمان‌پور را می‌توان ستاره‌ی آوازهای بومی در سالیان اخیر دانست. چه، هیچ هنرمند لرستانی در سه دهه‌ی گذشته تا کنون به اندازه‌ی ایرج زحمات و مشقات مربوطه را در جهت ارایه آثار هنری خصوصاً موسیقی مقامی و فولکلوریک لری متحمل نگردیده‌است. و نیز کم‌تر کسی با چنین استقبالی از طرف مخاطبین مواجهه گردیده‌است. تردیدی نیست هنرمندان زیادی در طول مدت مذکور آثار قابل توجهی ارایه نموده و به هر طریق ممکن، دین خود را به فرهنگ موسیقیایی استان ادا نموده‌اند. اما ایرج گوی سبقت را از همه‌ی این دوستان ربوده‌است. رحمان‌پور از اواخر دهه‌ی۵۰ کار حرفه‌ای خود را به‌صورت جدی و نفس‌گیر در زمینه‌ی سرودن شعر، ترانه‌سرایی، آهنگ‌سازی و تنظیم ملودی‌های محلی و مقامی شروع نموده‌است. لذا با جسارت می‌توان اظهار داشت که ایرج در این وادی خلاق و پویا ظاهر شده‌است. از مهم‌ترین امتیازات ویژه‌ی حنجره‌ی زخمی زاگرس استعداد ستودنی او در خلق ترانه‌های تر و تازه و افرینش ملودی‌های درخور این ادبیات است؛ همین امر توانسته موسیقی زاگرس را با همه‌ی گستره‌اش تحت تأثیر خود قرار دهد تا جایی‌ که سروده‌های او اتفاقی تازه در حوزه‌ی موسیقی بومی و تا حدودی ملی است. حرکتی بی‌بدیل که از نبوغ سرشار وی و تسلطش بر ادبیات روز و نیز تأثیر‌پذیری منطقی از وقایع ادبی ملی از نیما تا امروز سرچشمه می‌گیرد. اتفاقی که در گذشته و حال هنر لرستان کمتر نظیری برایش می‌توان پیدا کرد، ترانه‌هایی متأثر از ناکامی‌ها، شکست‌ها، مشکلات مستولی شده بر مردمان زاگرس زبانی خاص و ویژه که از این پس اگر “ایرج‌خوانی‌اش” بنامیم، گزافه نگفته‌ایم. جنس صدای ایرج رحمان‌پور قدرت انعطاف، حجم مناسب شور، وسعت و شفافیت زیاد، هم‌زمان قدرت و قابلیت در بداهه‌خوانی که او را صاحب صدایی ماندگار و همه‌پسند نموده‌است. از دیگر امتیازات صدای ایرج اجرای نواها و لهجه‌های مختلف به صورت بم، میانه و اوج است چه کنم چاره ندارم که گاه زبان به تمنجید تنه می‌زند و نگارنده هر بار به این صدا گوش می‌دهد گویی یک‌جا رضا سقایی، علی‌رضا حسن‌خانی، سالم‌ها و در نهایت همه‌ی دانش استاد علی‌اکبر شکارچی را در کنار خویش دارم. از دیگر زیرکی‌های ایرج پرداختن به آن بخش از موسیقی بومی زاگرس است که همواره بر زمین مانده‌بود و کسی را جسارت نزدیک شدن به آن نبود. هوره و مور، این آواهای اساطیری انسان به صورتی شگفت‌انگیز از پس هزاره‌ها در میان مردمان زاگرس باقیمانده مانده و هنوز هیچ عزیزی را بی‌مور به خاک نمی‌سپارند و هیچ گردشی در کوهساران و چشمه‌ساران بی‌هوره به دل نمی‌چسبد. همین آوازها و تحریرهای تکان دهنده را ایرج همراه با موسیقی دستگاهی ایران به کار گرفت و مُهر خود را بر آن کوبید تا آن‌جا که آن را به فن و سبک شاه کارگونه‌ی خود تبدیل نمود. و آخر سر استفاده‌ی او از همه‌ی توان ارکستراسیون این آموزه‌ی عملی موسیقی باعث گردید که بی‌هیچ اغراق امروز موسیقی لری در سطحی ارتقا یافته که قدرت رقابت با سایر تولیدات موسیقی بر‌آمده از سایر فرهنگ‌های ایرانی را داشته‌باشد. شاهد مدعا، آثار ارجمندی چون: ” بهار باد” که به دنبال انتخاب و طراحی او و دانش استاد شکارچی فراهم آمد. ” داغ شقایق” که متأثر از شعر و ملودی او توسط آقای علی‌پور و استاد شهبازیان روانه‌ی بازار شد. و یا آثاری چون: ” آینه‌ی اشک”، ” گل آتش”، ” سفر امید” و . . . هرچه اثر شنیدنی و دیدنی در موسیقی زاگرس است ردپا و نشان دست وی را بر خود دارد. دریغا مدتی است به جای جان سپردن به آوای موسقی دل‌نشین موسیقی، ملودی زمخت چکاچاک بیل و کلنگ مهمان اجباری اوست تا عملاً بشنویم: انارسون بی‌چشمه، بهار بی‌رنگ و رشمه کیچه‌یا سرد و بن‌بس، هنایا بی هنارس، سنگینی کز شونیا، و سلام سرد هومسا را بی‌مورد نسروده است. دریغا حنجره زخمی زاگرس، هرگز نتوانستم هواریاکی غمگنانه‌ات را واکاو باشم. چه خوش سروده ای: غم ئیواره وُنیا دل تنگی جوونا، پا شوم سرد حونیا کز سنگین شونیا می‌کشم آخرش یار، دِجو کردمه بیزار، بیداد از دست نساریاکه بی افتاو …بیداد!

 

رحمان‌پور؛ نغمه‌سرایی بی‌بدیل و سخنگوی قومی مهجور

شهناز خسروی:  



آن‌چه از حنجره‌ی دردمند و توانای استاد ایرج رحمان‌پور، نغمه‌سرای بی‌بدیل دیارمان بیرون می‌آید، درد و اندوه، غم و شادی،گفته‌ها و ناگفته‌های قومی است بلا کشیده و مهجور. صدای او که گاه رقص گندمزاران انبوه زادگاهش را می‌ماند در سرپنجه‌ی نسیم و گاه غرش رعد در کوهساران، دل‌نشین است و آسمانی.

 

از حنجره‌ی زخمی زاگرس سخن زیاد رفته است.بیش از سه دهه است که زاگرس‌نشینان دل به مخمل صدایش سپرده‌اند، با مویه‌هایش گریسته‌اند و با «سیت بیارم»ش ، اندوه از دل تنگ زدوده‌اند.لب‌هایش نوشدارویی بر زخم‌های بی ‌شمارشان بوده ،چون«پر سیمرغ بر خون سیاوش» و گرمای دستانش یادگاری «تژگاه‌های قدیم»،گرما‌بخش زمهریر زندگی‌شان. شناخت عمیق رحمان‌پور از موسیقی، شعر، ادبیات، زبان و فرهنگ بومی، دست‌یابی بی‌مانندش به چکامه‌ها و نغمه‌های فراموش شده که حاصل ذوق سرشار و سال‌ها مطالعه و هم‌نشینی فروتنانه با طبقات مختلف اجتماع شهری و روستایی است، از او هنرمندی صاحب سبک و بی‌بدیل ساخته است.

سخن کوتاه، می‌خواهم از سروده‌های رحمان‌پور بگویم این‌بار، نه از صدای جادوی‌اش و نه از بدعت‌هایش که روحی تازه در کالبد کم‌فروغ موسیقی لرستان دمیده است.

می‌خواهم از واژه‌هایی بگویم که حنجره‌ی او را به گل می‌نشاند و حاصلش بر دل. واژه و آوا، چونان دو بال یک پرنده به رحمان‌پور توان پرواز در بیکرانه‌ای می‌دهد به گستردگی دل هامان.

در ترانه‌سرایی او همان‌قدر «فردیت» به چشم می‌خورد که در ترانه‌خوانی‌اش. ترانه، کلامی است موزون که به قصد هم‌نشینی با موسیقی سروده می‌شود. وزن و اعتبار آثار این هنرمند برجسته‌ی لر، دقیقاً از همین‌جا یعنی تسلط او بر هر دو عرصه، ترانه و موسیقی، نشئت می‌گیرد.. او می‌داند از دایره‌ی گسترده واژگانش، چه واژه‌هایی را برگزیند و چگونه در آغوش نت‌ها و سرانجام بر حنجره‌ی توانمندش بنشاند تا وحدت و نظم موسیقایی اثر از بین نرود. او به همین میزان در بازنویسی و نه بازخوانی مو یه‌ها و نغمه‌های کهن موفق است.

بدون اغراق می‌توان از رحمان‌پور به عنوان یکی از اجتماعی‌ترین ترانه‌سرایان معاصر نام برد. کمتر رویداد یا پدیده‌ی اجتماعی را می‌توان به خاطر آورد که در ترانه‌های او رد پایی بر جای نگذاشته باشد. از این منظر ترانه‌های او را می‌توان با ترانه‌های دوره‌ی مشروطه‌خواهی که بیش از هر زمان دیگر انعکاس دهنده‌ی مسائل سیاسی و اجتماعی است، مقایسه کرد.

مسائل عاطفی، اجتماعی و یا آمیزش این دو، موضوع اصلی ترانه‌هاست با پرداختی عامیانه. و موضوع در ترانه‌های رحمان‌پور از نوع سوم است با حضور پررنگ‌ترمسائل اجتماعی، به طوری که حتا عاشقانه‌های او نیز رنگ و بوی اجتماعی دارد. او به«عامیانه بودن» به عنوان ویژگی عام در ساختار زبانی ترانه‌ها وفادار می‌ماند ولی زیرکانه از ابتذال و درغلتیدن در وادی تکرار پرهیز می‌کند و واژه‌ها و ترکیب‌هایی را به ساحت ترانه وارد می‌کند که پیش از او نه کسی شهامت این کار را داشته و نه توانش را: کشمات،کاسه هُمسا، چمت ره ون، چقه یاته، پوقه یاته، تیچه سه مه د هیچه سو و … رحمان‌پور از به کار بردن واژه‌های نه چندان آشنا در ترانه، به خود تردید راه نمی‌دهد.

شاید از نخستین سروده‌های او بتوان «توبه» (توئه) را نام برد. شعری که حال و هوای انقلابی دارد و در بحبوحه‌ی انقلاب سروده شده است. ایرج جوان و انقلابی در این ترانه، به نمایندگی از نسل خود، نقطه‌ی پایانی بر عصر تن سپردن به«ظلم حاکمان و جور ستم‌کاران» می‌گذارد و می‌گوید:

کی مِ دی بیلکو چوئارده ریوانم

کی زنجیر و مل پای دیوارانم

(دیگر خاکستری برجای مانده/در گذرگاه‌ها نخواهم بود/یا اسیری زنجیر بر گردن/کنار دیوارها)

و در پایان همه‌ی «داغداران ظلم و ستم» را فرا می‌خواند:

بورن چی آگر گر بکیشی من

تا مرگ ستم ئور نه نیشی من

(بیایید به‌سان شعله‌های آتش زبانه بکشیم /و تا مرگ و نابودی ستم از پای ننشینیم)

و فراخوانی دیگر، آن‌گاه که خاک میهن مورد هجوم بیگانگان قرار می‌گیرد:

وری سیت مردم د پیرو جه وو

ایرونن سی شو به کیم قوره سو

(برخیزید مردم، پیر و جوان / گورستان کنیم ایران را بهر دشمنان)

چه خوش سروده است مارگوت بیکل:

موطن آدمی را بر هیچ نقشه‌ای نشانی نیست/موطن آدمی تنها در قلب کسانی ست/ که دوستش می‌دارند.

شعر رحمان‌پور جغرافیا نمی‌شناسد. لرستان، ایلام، گیلان، بم، حلبچه …هر‌جا که قلبی می‌تپد به عشق، موطن اوست:

هی رو پی تئنگی طارم ئو گیلان

فلک نازاری نازاران شی وان

(داد از اندوه طارم و گیلان/ فلک به تاراج برد/شادکامی نازنینانشان ).

او می‌خواهد ازغم سروده‌ها، ترانه‌هایی بسازد که جوانان به گاه شادی سر دهند:

مِ او غم سرونه که مردم میحنن سر قورسونیا

کردمش و بیتی که د روز شادی بحونن جوونیا

ولی چه کند که پیاپی از ویرانی‌ها خبر می‌رسد… و در غم بم می‌سراید:

کی میحام غم د سروم با،کی میحام غصه بحونم

غمینه دالکه میهن وارد ناله ش می‌لاوئونم

د غم ئو د مرده بیزار، پر سینه‌م ،بیت افتئو

چی بکه دل وختی پی پی د ویرونی یا میا چئو

(هرگز نمی‌خواهم سرودم قرین غم باشد/یا که آوازم آلوده‌ی اندوه/مام وطن غمگین است/با ناله‌اش مویه ساز می‌کنم /بیزار از غم، از مرگ/سینه لبریز از ترانه‌های آفتاب/چه کند دل/که مدام از ویرانی‌ها خبر می‌رسد)

وضعیت تراژیک یک زن کرد عراقی در مواجهه با ترک جنازه‌ی کودک خردسالش و فرار از مهلکه‌ای که در نتیجه‌ی بمباران شهر حلبچه در آن گرفتار شده است، درون مایه‌ی ترانه‌ای است به نام «لالایی مرگ».

رحمان‌پور در این ترانه عنصر عاطفه را در به تصویرکشیدن اندوه و درماندگی این زن آواره به گونه‌ای به خدمت می گیرد که بی نیازاز کاربرد ردیف و تکنیک‌های بدیعی‌، شنونده را به شکل غریبی به هم‌ذات‌پنداری با او وا می‌دارد. آن‌چه در مخاطب چنین حس عمیقی بر‌می‌انگیزد، احساس قوی و شاعرانگی جوششی نهفته در ترانه است و نه تکنیک و فرم.

ای خاکی نه منه تئاو نه منه طاقت

لش کورپه کم به سو تو و امانت

ای برف ی دخیله تم زیتر به تئویا

لش کورپکم سردش موئه و تک و تنیا

(ای خاک/ مرا دیگر توانی نیست/ نعش کودکم را بپذیربه امانت/ای برف‌ها/دخیلتان/زودتر آب شوید/

کودک تنهایم/سردش است)

و گاه از هم‌نشینی دو عنصر عاطفه و ایماژ تصاویری چنین لطیف و دلنشین خلق می‌کند:

تو گونات خیسه دل‌گیری یا مهمو کرده گل شونم

د کمی گل تر دامو درد تونه بپرسم

(گونه‌های تو خیس اشک است/ یا چو گل/میزبان شبنم/ درد تورا/از کدامین گل تر دامن بپرسم؟)

و در تصویری دیگردر ترانه‌ی معروف« دسه مه بیر» که زمزمه‌ی مشترک زاگرس نشینان است:

دسه مه بیر تا بکه گل دوتئل حشگ دار درد

تو چی می له زنه مئنه چی خی در رگیام بگرد

(دست‌هایم رابگیر/ دو شاخه‌ی خشکیده‌ی درخت درد/تا به گل بنشینند/ و شوق زیستن را چون خون /در رگ‌هایم جاری کن)

دغدغه‌ی رحمان‌پور انسان است و هر آن‌چه به او مربوط می‌شود و فریاد کردن درد، ویژگی مشترک اغلب ترانه‌هایش:

دی یم که شقایق داغ‌ها و سخونش

وا برژنگ تکنم میل د زمسونش

(با مژگان ستردم بلورهای یخ را/از زمستان شقایق/آن گاه که او را/ تا استخوان سوخته دیدم)

و هوارش چه رساست،چه رعب انگیز و چه تکان دهنده آن دم که دلتنگ در شهر «دلالان وسنگ» باد پریشان خاطر را می‌خواند تا از دلتنگی‌هایشان بگویند. باد دلتنگ است. شاعر نیز هم.

باد از زادگاه شاعر می‌آید، شهری که فقر در آن سمفونی مرگ می‌نوازد و شاعر دلتنگ غروب‌های دلتنگ در شهر سنگ. و شاعر هوار می‌کشد آن‌گاه که باد سوگوار، شامه‌ی او را پر می‌کند از بوی زلف سوخته‌ی عروسان آتش، « در لرستان دلتنگ»، در «دهلران غم بار»:

هوار، هه داد، هه بیداد، هنی بو زلف سوخته دت میایه باد

(هوار، ای داد، ای بیداد، باز بوی زلف سوخته می‌دهی باد)

و گاه گره‌ی دل را با ابرسترون وسرگردان می‌گشاید. این بارشاعر نمی‌داند از کدام سرزمین می‌آید ابر و آه سرد کدام قوم را در سینه دارد؟ برای شاعری که رحمان‌پوراست، بی‌گمان فرقی نمی‌کند.

نه می‌تیچای نه می‌واری

خه‌ور د ماریا شون ضحاک کم زمی داری؟

(نه پراکنده می‌شوی، نه می‌باری /خبراز ضحاک مار دوش کدام سرزمین داری؟)

استاد رحمان‌پور لرزبانی که لکی را از بسیاری لک زبانان بهتر می‌شناسد و پاس می‌دارد، نگران نغمه‌هایی است که در جدا سازی این دو فرهنگ بومی ساز می‌شود. چرا که او نیک می‌داند گویشوران لر و لک هزاره‌هاست در کنارهم، زیستی مسالمت آمیز دارند. مرده‌های لر با مویه‌های لکی و نوای سوخته‌ی چمری، به خاک سپرده می‌شوند و نوعروسان لک با نغمه‌های «سیت بیارم» به خانه‌ی بخت روانه می‌شوند. و بی جهت نیست مرثیه‌ای که در سوگ دوستش، علی‌رضا، می‌سراید، تلفیقی از دو گویش لکی و لری است. رحمان‌پور با اجرای زیبا، پراحساس و هنر مندانه‌ی این مرثیه، به اعتقاد من شانه به شانه‌ی لورکا ، و سروده‌ی او در سوگ «ایگناسیو» می‌زند.

رحمان‌پور نه بدل است و نه دارای بدیل. بدل‌ها ممکن است چند صباحی چهره بنمایانند ولی پیش از این که «چهره» شوند، چهره فرو می پوشانند. رحمان‌پور چهره است و بی‌بدیل.

 

منبع: سیمره


ایرج و جشنواره ی نواحی ایران

عکس:محمدرضا عباسیان

ندای زاگرسی:دومین روز جشنواره ی موسیقی نواحی ایران

دومین روز جشنواره ی موسیقی نواحی ایران با اجرای زیبا و خیره کننده ی استاد ایرج رحمانپور(با اسقبال پرشور میهمانان ،به ویژه لرستانی های حاضر در سالن ) به کارخود ادامه داد.

ایرج و حنجره اش در جشنواره ی موسیقی نواحی ایران

داستان هاي حماسي مناطق لرستان(با استادرحمانپور) و فارس های ساکن تهران جان تازه اي گرفت

در دومين روز از هفتمين جشنواره موسيقي نواحي لرستاني ها و فارس هاي ساكن در تهران با حضور خود در سالن شور و هيجاني خاص را به اجراي گروه بخشيدند.

ندای زاگرسی:به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران از دومين روز هفتمين جشنواره ی موسيقي نواحي 25 ارديبهشت ساعت 16 خنياگران منطقه ی لرستان اولين گروهي بودند كه بر صحنه ی سالن رودكي حاضر شدند. بنابراين گزارش، در ابتداي اجراي اين گروه "ايرج رحمانپور" قديمي ترين و تنها بازمانده خنياگر منطقه ی لرستان دسته بندي منظومه هاي اين منطقه را شامل منظومه هاي انساني، طبيعي، مذهبي دانست. 

647812_origدر ادامه ی اين مراسم، پس از ارائه ی توضيحاتي از سوي استاد رحمانپور گروه لرستان محمديار احمدي داستان سوگ سياوش از شاهنامه فردوسي را در روز بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي اجرا كرد. بعد از اجراي يار احمدي نوبت به غلام سبز علي رسيد تا او اين باز تصنيفي حماسي از زندگي مردم مناطق لرستان با عنوان خدابس را در مايه ی شور اجرا كند. 

اين گزارش حاكي ست، فضاي تكليف شده ی سالن به ايرج رحمانپور رخصت داد تا گوشه اي از موسيقي و فرهنگ شفاهي 8 هزار ساله ی منطقه ی لرستان را به شيوه خنياگري روايت كند. شايان ذكر است، در فاصله ی ما بين اجراي گروه، فرصت به بهزاد پاكدل رسيد تا او اين بار از تاريخچه اي در رابطه با شاهنامه خواني و اينكه منطقه ی لرستان مهد تربيت شاهنامه بوده و هم چنين تاريخچه ی داستان هاي خنيايي در فرهنگ و آداب و رسم منطقه توضيحاتي را براي حاضران ارائه كند.

 از نكات قابل توجه اين مراسم استقبال لرستاني هاي حاضر در تهران از اجراي گروه منطقه شان بود كه با حضور خود در سالن شور و هيجان خاصي به برنامه بخشيدند كه در نوع خود قابل تقدير و ارزنده بود.

براساس اين گزارش در بخش دوم روايت هاي خنياگري اين بار نوبت منطقه ی فارس و فارسي زبان هاي زاگرس جنوبي و مياني بود كه موسيقي بومي منطقه ی خود را ارائه دهند.

 اين گزارش مي افزايد، پيمان بزرگ نيا پژوهشگر، ضمن توضيحاتي در رابطه با پيشينه داستان هاي خنيايي در منطقه ی فارس به معرفي گروه شركت كننده پرداخت.

 پس از توضيحات بزرگ نيا داستان مهدي خان شمسي كه از كهن ترين منظومه ها و تراژدي هاي  منطقه ی فارس محسوب مي شود، را ميزرا علي چهره رازي روايت كرد.

در ادامه لطيف نجفي راوي داستان خنيايي حيدر آقا جان به همراه تنها بازمانده ی كمانچه كرد عزت الله موسويان و تمبك شهباز دالمند به اجراي برنامه پرداختند.

 پايان بخش اجراي گروه فارس داستان عاشقانه ی "گل گيس" بود كه توسط محمدرضا طاهر پور به همراه ساز تمبك و كمانچه روايت شد.