پدر خوانده هاي موسيقي لرستان
از روزنه اي ديگر انتقاد چاپ شده بيش از آنكه به نقد ويژگيهاي ساختاري آن بپردازد حاشيه هاي يك همايش پرداخته است او كه خود را پدر خوانده موسيقي لري مي داند يعني آقاي نيما پرند كه مشتاق بودم نام بي نامي خود را بدون استعار به چاپ ميرساند در فضاي وهم آلود و ساختگي با استقرار خود بجاي رستم دستان كه هفت خوان را در نورديد و بر ديو و دد فائق آمد ( با توجه به بيماري ايشان ) دچار شائبه و خود شيفتگي گرديده و با عنايت به تخيلات عميق و كودكانه خود قهرمانانه به پيش مي تازد تا موسيقي لرستان را از چنگال دو لا چنگ و سه لا چنگ نشناسان ظالمي هم چون ضحاك ! و اهريمن ! رهايي بخشد .
ايشان به دفعات سنگ كارشناسان موسيقي را به سينه زده و از خلاء كارشناسان در راس امور موسيقي دم برآورده كه حتماً مديريت كارشناسان تحصيل كرده موسيقي را در سالهاي گذشته بر واحد موسيقي حوزه هنري به خاطر ندارد .
اي كاش جناب نيما پرند قدم رنجه مي كرديد و به واحد موسيقي سري مي زديد تا تحولات و فعاليتهاي انجام شده نيز تبادل نظر و ارتباط صميمي هنرمندان موسيقي استان و كشور را با اين واحد طي يك و نيم سال گذشته يعني دقيقاً پس از استعفاي يكي از كارشناسان تحصيل كرده موسيقي در اينجا رخ داده به عينه مي ديديد كه واحد موسيقي حوزه هنري لرستان مكاني است براي حركت ، تكاپو و ايجاد انگيزه در بين هنرمندان ، نه فقط يدك كشيدن نام مسؤول واحد و مكاني تشريفاتي و دكوري كه تعطيلي آن بر همگان مسجل بود و فقط نامي از آن باقي مانده بود و شايد در گذشته عملكرد بعضي از مسؤولين آن فقط هدايت هنرجويان مراجعه كننده به آموزشگاههاي خصوصي بود.
اين در حاليست كه امروز واحد موسيقي حوزه هنري لرستان به محلي پر رفت و آمد براي بسياري از هنرمندان و علاقمندان مبدل گرديده كه نه از تار عنكبوت خبري است و نه دم سرد ...........
راه اندازي كلاسهاي آموزشي كمانچه ، تنبك ، آواز ، سنتور ، عود ، تار و سه تار ، دف و پيانو ، تشكيل گروه كر حوزه هنري ، برپايي جشنواره موسيقي ، برپايي همايش ها و جلسات تخصصي پرسش و پاسخ توسط اساتيدي چون پرويز منصوري ، هوشنگ جاويد ، علي اكبر شكارچي ، رضا مهدوي ، دعوت از اساتيد بزرگ موسيقي ايراني همچون آقايان : مجيد درخشاني ، جلال ذوالفنون ، محمد جليل عندليبي ، علي اكبر شكارچي ، هادي منتظري ، عطا جنگوك در جشنواره ها ، اعزام و كسب موفقيت گروههاي موسيقي به جشنواره هاي سراسري ، توليد كاست هاي موسيقي لري و و نواهاي مذهبي لري ، گردآوري و تهيه آرشيو موسيقي از معمولترين اقدامات انجام شده ديگر است .
پس اگر شرافت و وجداني در كار باشد بايد فهميد كه حق و حقوق و نيز بيت المال چگونه مورد استفاده قرار مي گيرد و خواهيد ديد كه هيچ دانشگاهي مدركي براي خستگي ناپذيري ، لياقت ، شرافت و عشق به مردم و موسيقي ندارد .
در ضمن هر گردي را نيز گردو مپندار و هر كارشناسي را كار بشناس ! در ميان كارشناسان مي توان با خاطري آسوده از استاد علي اكبر شكارچي ، استاد حسين عليزاده ، استاد محمد رضا لطفي و ... نام برد از سوي ديگر مي توان به استاد محمد رضا شجريان ، ارسلان ، اردوان و اردشير كامكار ، زنده ياد شاهميرزا مرادي ، زنده ياد حاج قربان سليماني ، شيرمحمد اسپندار ، عاشق حسن اسكندري ، زنده ياد بهمن علاءالدين ، خليفه آغه غوثي ، قليچ انوري ، غلامعلي ني نواز و استاد فرج عليپور نام برد كه فاقد هر گونه مدرك موسيقايي اند .
در شهر خرم آباد نيز شواهد نشان دهنده آن است كه توان كارشناسان موسيقي خلاصه گرديده در بخش آموزش و در كل آموزش محوري كه در اين زمينه هم توفيق از آن مربياني است كه مدرك كارشناسي موسيقي نداشته و با اين اوضاع هم نمي خواهند داشته باشند . مربياني همچون زنده ياد عيسي سپه وني ، حسين سالم ، احمد مراحمي ، رضا نيازي ، محمد رضا كريمي ، شهرام كيميايي و ذبيح اله كردعليوند كه از آن جمله اند . و اما ...
ديدار دوستان اهل موسيقي را تنها نكته قابل اعتنا و مثبت همايش دانسته ايد كه ضمن خسته نباشيد بايد گفت همايش ها و جشنواره ها همان املاي نوشته شده است و همانطور كه جنابعالي ( به دليل بيماري ) نمي دانيد به قول استاد ايرج رحمانپور « املاي ننوشته غلط ندارد »
همايش آسيب شناسي موسيقي لري نخستين برنامه در نوع خود بود كه طبيعتاً بايد حاوي ايراداتي باشد كه شما با استفاده از كنايه اي ناوارد كه به لودگي نزديك تر است نيمه خالي ليوان را به خوبي تفسير نموده ايد .
در ضمن انتقاد از كاستهاي حرف تازه و كاسمسا مربوط به زمان مسؤوليت آقاي فرهاد مشتاق مي باشد كه اينجانب هيچ گونه جواب و مسؤوليتي در اين مورد نداشته و ندارم .
نكته ديگر : بحث جنابعالي در مورد پديده جشنواره تال .
كساني به پديده بودن در اين جشنواره فخر مي ورزند كه در و ديوار اين شهر و حتي خجالت آورتر اينكه در نشريات محلي به همديگر اين پيروزي بزرگشان را تبريگ گفتند ، حال آنكه حتي شركت كننده جشنواره هم نبودند و در عرصه موسيقي لرستان افتخار بزرگشان نشستن در رديف اول و پر كردن آلبوم عكسهاي خانوادگيشان از عكس يادگاري بزرگاني است كه به اين شهر تشريف مي آورند .
براي بنده اگر عنوان شدن نام پديده به اندازه سر سوزني مهم بود بايد وقتي كه جايزه هاي ديپلم افتخار فستيوال موسيقي سال 2000 اروپا ، تكنواز برتر چهارمين موسيقي نواحي ايران ، برگزيده هفتمين جشنواره سراسري نواهاي حماسي ، آهنگساز برتر پانزدهمين جشنواره آثار و توليدات صدا و سيما ، نفر دوم دوازدهمين و سيزدهمين جشنواره فجر سالهاي 75 و 76 – برگزيده بيست و سومين جشنواره بين المللي فجر 1386 و ... در و ديوار را پر از پيامهاي تبريك براي خود مي نمودم .
و كلام آخر:
گزيده فعاليت هاي واحد موسيقي حوزه هنري لرستان را در چند سال گذشته يادآور مي شويم :
برگزاري اولين جشنواره سراسري كوچ ( موسيقي عشاير و اقوام ايران )
برگزاري 3 دوره جشنواره منطقه اي نواهاي حماسي
برگزاري جشنواره استاني موسيقي مذهبي (رارا )
- برگزاري كنسرتهاي متعدد لري در سطح استان و كشور امارات و نيز همنوايي گروههاي موسيقي لري در سوگ به خاك خفتگان زلزله بم
- انتشار كاستهاي گل آتش ، حرف تازه ، فصل شكوفه ، كاسمسا و ناله العطش
- آثار در دست انتشار : از مخمل تا چخماق ( ايرج رحمانپور ) و گزيده جشنواره هاي كوچ و نواهاي حماسي
- كسب رتبه دوم كاست گل آتش در نخستين جشنواره آثار و توليدات مراكز استاني حوزه هنري كشور
- برگزاري همايش ها و ويژه برنامه ها از قبيل همايش آسيب شناسي موسيقي لري ،ويژه برنامه آيين چمر به مناسبت سالگرد ارتحال ملكوتي امام خميني (ره) و برگزاري جلسات با حضور افرادي همچون : پرويز منصوري ، علي اكبر شكارچي ، مجيد درخشاني ، جلال ذوالفنون ، محمد جليل عندليبي ، هادي منتظري ، عطا جنگوك ، بهرنگ نوعي پور ، هوشنگ جاويد و رضا مهدوي
- تشكيل گروه كر حوزه هنري لرستان
- گردآوري و تدوين آرشيو موسيقي مشتمل بر 342 ساعت موسيقي ايراني
- راه اندازي وب سايت حوزه هنري لرستان براي ارائه عملكرد واحدها و نيز معرفي هنرمندان استان
آدرس : www.artlorestan.ir
بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم
استاد بي بديل موسيقي ايران جناب محمد موسوي ميفرمايد در پايان اجراي ني نوازييم در خارج خانمي آمدند و با كمال تعجب ني مرا گرفت و به آن نگاه ميكرد كه اين اصوات و الحان جادويي چگونه از اين يك ذره چوب تراوش مي كند خارجيان اين چنين نگاهي از روي تحيير و تحسر به موسيقي و فرهنگ ما دارند در صورتي كه خود در به تمسخر كشيدن سازهايمان گوي سبقت از همديگر مي رباييم لودگي به اصلاح طنز چهارخانه را مي گويم نفهميديم كه اين طنز به روي برخي گويشها مي خندد يا به ريششان تازه سازي جديدي هم كشف كرده اند و به دست يكي از بازيگرانش داده اند سازي با چندين اوكتا صدا كه سازهاي ديگر بايد در مقابل آن لنگ بيندازند واقعاً كه دست مريزاد صداي هوش رباي نوازنده اين ساز را هر كه مي شنود پيراهن آنچنان چاك مي دهد كه گوشه جامه دران در مقابلش كم مي آورد حريم حرمتها را به بهاي لب ناني بشكستن خندانيدن مردم را به هر نحوي از انحا تكدي كردن به هر چيز متمسك شدن و چون كنه به آن چسبيدن مد شده است چقدر ما در خواب بوديم اصحاب موسيقي كه نمي دانستيم از پيتهاي خالي روغن نباتي اينچنين اصواتي جادويي بر مي جهد يعني اين اصوات تاكنون در اين پيتها محبوس مانده بود آفرين به سازنده اين ساز كه بايد سيمرغ بلورينش داد راستي نمي توان از ناودانهاي زنگ زده پشت بامها سازي ابداع نمود افسوس كه ما گلادياتورهاي شمشير تمسخر بدست براي خندانيدن اين جماعت تماشاچي چها كه نمي كنيم جدال خانمي جيغ جيغو كه عصبيت را در اذهان نهادينه مي كند كه نشد طنز جدالي بين دو كشور اروپايي صورت مي گيرد در قرون وسطي بر سر چه چيز خنده داري ، يك كشور مي گويد بر نوك سوزن ده هزار جن مي نشيند كشوري ديگر مي گويد نه صد هزار جن ، جنگي در مي گيرد به گفته تاريخ چندين هزار نفر به خاطر نوك سوزن جن نشين مي ميرد خدا را شكر ما قومي با اين دست كم عيب و ايراد نبوده ايم و گرنه خدا ميداند كه طنز نويسها از آنها چه داستانها مي ساختند تازه اين كشورها به روي مبارك خودشان هم نمي آورند و اين حقايق تاريخي را در زير صدها خروار غبار فراموشي پنهان ساخته اند ، اين را هم به سمع مباركتان برسانم كه ناخودآگاه جمعي اين مردم غم بوده است و غصه مردم به اصطلاح به اين چنين طنزهايي از ته دل نمي خندند دل به ارقام خوش نكنيد كه مي دانيد چرا ، پايتان را حداقل از كفش موسيقي درآوريد حالا كه چنين است:
بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم ( سهراب سپهري )
شاعر و مدرس موسيقي امين اله استغفاري
خرم آباد لرستان 18/10/1386
پدر خوانده هاي موسيقي لرستان
بر آن بودم تا هيچ جوابي به كساني كه خارج از گود نشسته اند و هم چون ساليان گذشته به طور مستمر و خستگي ناپذير كار خود را انجام دهيم . ولي بايد بگويم جناب نيما پرند ۀ مشتاق بودم نام و امضاي حقيقي تان را زير مقاله درج كنيد تا شهامت آن را داشته باشيد كه قدم رنجه فرموده و چند دقيقه به دفتر واحد موسيقي حوزه هنري لرستان بياييد تا تحولات و فعاليتهاي انجام شده طي يك و نيم سال گذشته كه دقيقاً از زمان استعفاي يكي از كارشناسان ( فارغ التحصيلان ) رشته موسيقي را عيناً مشاهده نماييد.
قبل از هر پاسخي به جنابعالي لازم ميدانم اعضاي دو شوراي فعال در حوزه هنري كه نشستها و توليدات اين حوزه زير نظر مستقيم ايشان اداره و تصميم گيري مي شود خدمت خوانندگان محترم معرفي نماييم .
اعضا ء شوراي پژوهشي :
1- حسين مهرداد دكتراي علوم تربيتي
2- فرهاد طهماسبي كارشناس ارشد جامعه شناسي
3- سيد حسين جزايري كارشناس ارشد جامعه شناسي
4- پروين گنجي كارشناس ارشد جمعيت شناسي
5- مهيار صادقي كارشناس ارشد جامعه شناسي
6- سيد سيامك موسوي كارشناس ارشد ادبيات نمايشي
7- احسان حجاريان كارشناس موسيقي
اعضاء شوراي تخصصي واحد موسيقي :
1- ساسان بازگير 2- ذبيح اله كردعليوند 3- حامد فيضيان 4- فرشاد سيفي
شايد همين كافي باشد كه نام اعضاء شوراي تخصصي واحد موسيقي خود گواه سوابق اجرايي درخشانشان در لرستان بوده است كه طي چند سال گذشته بدور از بغض و تنگ نظريهاي عده اي كه قليل كه خوشبختانه تعدادشان از شمار انگشتان يكدست هم كمتر است آثار قابل توجهي را به سمع و نظر مردم فهيم لرستان رسانده اند.
در خصوص اولين همايش آسيب شناسي موسيقي لري ليستي كامل از موزيسين هاي اهل قلم اين رشته تهيه شد كه در مرحله اول فرهاد مشتاق ، فريد رحمتي ، عزت اله چنگايي ، سيد محمد سيف زاده و پرويم مراحمي به دليل آماده نشدن مقالاتشان در موعد مقرر از شركت در همايش بازماندند.در مرحله دوم ( بازخواني مقالات رسيده ) : آثار نوشته شده توسط ذبيح اله كردعليوند ، مهدي شجاعي ، رضا طهماسبي ساكي ، امين استغفاري توسط شوراي پژوهش و موسيقي بررسي و براي ارائه در همايش پذيرفته نشد و در نهايت مقاله آقايان ايرج كاظمي ، حبيب سليماني ، مهران پدرام ، رضا پرويززاده ، هرمز هرندي و ايرج رحمانپور جهت قرائت در همايش پذيرفته شد كه خوانندگان اين متن و نيز حاضرين در همايش سوابق اجرايي و تحصيلي افراد مذكور را به خوبي واقف هستند .
مدير اجرايي اين همايش جناب سيد سيامك موسوي ( پژوهشگر موسيقي لري ) و مهمانان جلسه جناب استاد علي اكبر شكارچي، هوشنگ جاويد (محقق و پژوهشگر ) ، رضا مهدوي ( رياست مركز موسيقي حوزه هنري كشور ) بودند كه مشاهدهنام شركت كنندگان و مهمانان جلسه خود گوياي سطح كيفي آن مي باشد.
در خصوص حضور دكتر محسن حجاريان كه آقاي نيماي پرند ............... در شماره قبل همين هفته نامه ذكر نام ايشان را براي چاپ و تبليغ برنامه ياد كرده اند ، به هيچ عنوان درست نمي باشد چون بنده و دكتر سليمان جافريان بارها قبل از برگزاري همايش با جناب دكتر حجاريان صحبت كرده و از ايشان دعوت بعمل آورده ام ، ولي بدليل مشكلات كاري آقاي حجاريان در فاصله ي دو روز به برگزاري ، از حضور در جلسه عذر خواستند.
اگر به پوستر همايش آسيب شناسي مراجعه شود خواهيد دانست كه روي آن نوشته شده اولين همايش آسيب شناسي موسيقي لري و نه لرستان ، چون هدف برگزار كنندگان همايش بررسي نمونه آثار مناطق شمال ( الشتر و نورآباد ) و نيز موسيقي شهر خرم آباد بود كه از طرف حوزه لرستان عمداً به اين صورت انجام گرفته تا انشاءاله در دومين همايش موسيقي مناطق شرق لرستان كه نغماتي از آن توسط استاد محمد باجلاوند در همين همايش اجرا گرديد مورد بررسي قرار گيرد.
همچنين از آقايان اردشير صالح پور ، بهرام سرلك ، محسن سرلك و زينت صالح پور هم براي شركت در همايش رسماً دعوت شده بود كه به دليل مشكلات از حضور در همايش بازماندند.
باسمه تعالي
پدر خوانده هاي موسيقي لرستان
همگان را به كيش خويش مپنداريم
پيش تر بر آن بودم تا همچون ساليان گذشته به تلاش خستگي ناپذير خود در عرصه ي موسيقي لرستان ادامه دهم ولي ...
« نقدي بر همايش آسيب شناسي موسيقي لري » كه هفته نامه افلاك در يازدهمين شماره خود " به قلم نيما پرند اقدام به چاپ آن نمود ، بيش از آنكه الزامي به پاسخ و يا احياناً تعمق داشته باشد دلگير كننده و خنده آور در نظر جلوه نمود ، در انتقاد ياد شده كه مبين پارادوكسي آشكار است مي توان ردي از روان پريشي را تجسم نمود كه به طور حتم نويسنده ظاهراً جوان بدان گرفتار گرديده ولي خود از آن بي اطلاع است .
از روزنه اي ديگر انتقاد چاپ شده بيش از آنكه به نقد و ويژگيهاي ساختاري آن بپردازد به حاشيه هاي يك همايش پرداخته است . او كه خود را پدر خوانده موسيقي لري مي داند يعني آقاي نيما پرند كه مشتاق بودم نام بي نامي خود را بدون استعار به چاپ ميرساند در فضاي وهم آلود و ساختگي با استقرار خود بجاي رستم دستان كه هفت خوان را در نورديد و بر ديو و دد فائق آمد ( با توجه به بيماري ايشان ) دچار شائبه و خود شيفتگي گرديده و با عنايت به تخيلات عميق و كودكانه خود قهرمانانه به پيش مي تازد تا موسيقي لرستان را از چنگال دو لا چنگ و سه لا چنگ نشناسان ظالمي هم چون ضحاك ! و اهريمن ! رهايي بخشد .
ايشان به دفعات سنگ كارشناسان موسيقي را به سينه زده و از خلاء كارشناسان در راس امور موسيقي دم برآورده كه حتماً مديريت كارشناسان تحصيل كرده موسيقي را درمقطعي از سالهاي گذشته بر واحد موسيقي حوزه هنري به خاطر ندارد .
اي كاش جناب نيما پرند قدم رنجه مي كرديد و به واحد موسيقي حوزه سري مي زديد تا تحولات و فعاليتهاي انجام شده نيز تبادل نظر و ارتباط صميمي هنرمندان موسيقي استان و كشور را با اين واحد طي يك و نيم سال گذشته يعني دقيقاً پس از استعفاي يكي از كارشناسان تحصيل كرده موسيقي كه در اينجا رخ داده به عينه مي ديديد كه واحد موسيقي حوزه هنري لرستان مكاني است براي حركت ، تكاپو و ايجاد انگيزه در بين هنرمندان ، نه فقط يدك كشيدن نام مسؤول واحد و مكاني تشريفاتي و دكوري كه تعطيلي آن بر همگان مسجل بود و فقط نامي از آن باقي مانده بود و شايد در گذشته عملكرد بعضي از مسؤولين آن فقط هدايت هنرجويان مراجعه كننده به آموزشگاههاي خصوصي بود.
اين در حاليست كه امروز واحد موسيقي حوزه هنري لرستان به محلي پر رفت و آمد براي بسياري از هنرمندان و علاقمندان مبدل گرديده كه نه از تار عنكبوت خبري است و نه از ركود و سكوت.........
راه اندازي كلاسهاي آموزشي كمانچه ، تنبك ، آواز ، سنتور ، عود ، تار و سه تار ، دف و پيانو ، تشكيل گروه كر حوزه هنري ، برپايي جشنواره موسيقي ، برپايي همايش ها و جلسات تخصصي پرسش و پاسخ توسط اساتيدي چون پرويز منصوري ، هوشنگ جاويد ، علي اكبر شكارچي ، رضا مهدوي ، دعوت از اساتيد بزرگ موسيقي ايراني همچون آقايان : مجيد درخشاني ، جلال ذوالفنون ، محمد جليل عندليبي ، علي اكبر شكارچي ، هادي منتظري ، عطا جنگوك در جشنواره ها ، اعزام و كسب موفقيت گروههاي موسيقي به جشنواره هاي سراسري ، توليد كاست هاي موسيقي لري و و نواهاي مذهبي لري ، گردآوري و تهيه آرشيو موسيقي از معمولترين اقدامات انجام شده ديگر است .
پس اگر شرافت و وجداني در كار باشد بايد فهميد كه حق و حقوق و نيز بيت المال چگونه مورد استفاده قرار مي گيرد و خواهيد ديد كه هيچ دانشگاهي مدركي براي خستگي ناپذيري ، لياقت ، شرافت و عشق به مردم و موسيقي ندارد .
در ضمن هر گردي را نيز گردو مپندار و هر كارشناسي را كار بشناس ! در ميان كارشناسان مي توان با خاطري آسوده از استاد علي اكبر شكارچي ، استاد حسين عليزاده ، استاد محمد رضا لطفي و ... نام برد از سوي ديگر
مي توان به استاد محمد رضا شجريان ، ارسلان ، اردوان و اردشير كامكار ، زنده ياد شاهميرزا مرادي ، زنده ياد حاج قربان سليماني ، شيرمحمد اسپندار ، عاشق حسن اسكندري ، زنده ياد بهمن علاءالدين ، خليفه آغه غوثي ، قليچ انوري ، غلامعلي ني نواز و استاد فرج عليپور را نام برد كه فاقد هر گونه مدرك موسيقايي اند .
در شهر خرم آباد نيز شواهد نشان دهنده آن است كه توان كارشناسان موسيقي خلاصه گرديده در بخش آموزش و در كل آموزش محوري كه در اين زمينه هم توفيق از آن مربياني است كه مدرك كارشناسي موسيقي نداشته و با اين اوضاع هم نمي خواهند داشته باشند . مربياني همچون زنده ياد عيسي سپه وني ، حسين سالم ، احمد مراحمي ، رضا نيازي ، محمد رضا كريمي ، شهرام كيميايي و ذبيح اله كردعليوند كه از آن جمله اند ، و اما ...
ديدار دوستان اهل موسيقي را تنها نكته قابل اعتنا و مثبت همايش دانسته ايد كه ضمن خسته نباشيد بايد گفت همايش ها و جشنواره ها همان املاي نوشته شده است و همانطور كه جنابعالي ( به دليل بيماري ) نمي دانيد به قول استاد ايرج رحمانپور « املاي نانوشته غلط ندارد »
همايش آسيب شناسي موسيقي لري نخستين برنامه در نوع خود بود كه طبيعتاً بايد حاوي ايراداتي باشد كه شما با استفاده از كنايه اي ناوارد كه به لودگي نزديك تر است نيمه خالي ليوان را به خوبي تفسير نموده ايد .
در ضمن اگر انتقادي از كاستهاي حرف تازه و كاسمسا داريد ، مربوط است به زمان مسئول وقت واحد موسيقي ( آقاي فرهاد مشتاق ) كه اينجانب هيچ گونه جواب و مسؤوليتي در اين مورد نداشته و ندارم .
نكته ديگر : انتقاد جنابعالي در مورد پديده جشنواره تال بسيار به جا و ضروري بود چرا كه كساني به پديده بودن در اين جشنواره فخر مي ورزند كه در و ديوار اين شهر و حتي خجالت آورتر اينكه در نشريات محلي به همديگر اين پيروزي بزرگشان را تبريگ گفتند ، حال آنكه حتي شركت كننده جشنواره هم نبودند و در عرصه موسيقي لرستان افتخار بزرگشان نشستن در رديف اول و پر كردن آلبوم عكسهاي خانوادگيشان با عكس يادگاري بزرگاني است كه به اين شهر تشريف مي آورند و يا آورده اند.
براي بنده اگر عنوان شدن نام پديده به اندازه سر سوزني مهم بود بايد وقتي كه جايزه هاي ديپلم افتخار فستيوال موسيقي سال 2000 اروپا ، تكنواز برتر چهارمين جشنواره موسيقي نواحي ايران ، برگزيده هفتمين جشنواره سراسري نواهاي حماسي ، آهنگساز برتر پانزدهمين جشنواره آثار و توليدات صدا و سيما ، نفر دوم دوازدهمين و سيزدهمين جشنواره فجر سالهاي 75 و 76 – برگزيده بيست و سومين جشنواره بين المللي فجر 1386 و ... در و ديوار را پر از پيامهاي تبريك براي خود مي نمودم .
کسی سرداده آواز کمانچه