دغدغههاي استاد رحمانپور و موسيقي نواحي
برای شناخت بیشتر ایرج رحمان پور به لینک های زیر مراجعه نمایید
لرستان / خرم آباد /عكس هاي کنسرت گروه موسیقی زاگرس
تصاوير کنسرت گروه موسیقی زاگرس
ایرج رحمانپور سراینده ترانه های ماندگار محلی لرستان"سيري در تحول ترانه هاي لرستان"
- اسد فرهمند
لرستان / خرم آباد /عكس هاي کنسرت گروه موسیقی زاگرس
تصاوير کنسرت گروه موسیقی زاگرس
ایرج رحمانپور سراینده ترانه های ماندگار محلی لرستان"سيري در تحول ترانه هاي لرستان"
- اسد فرهمند
اولین ترانه ای که ازاستاد رحمانپور بررسی می شود ترانه ی " تون ِ می نویسم "است که کتاب ایشان به همین نام چاپ شده است
"ایرج رحمان پور"پژوهشگر،خواننده،شاعر لرستانی ودغدغههايش براي موسيقي نواحي
ايرج رحمانپور يكي از چهرههاي پركار در حوزه موسيقي نواحي منطقه لرستان است كه از دغدغههايش براي اين نوع موسيقي ميگويد و پژوهشهايي كه به دليل عدم حمايتها، نيمه كاره باقي مانده است.
اين خواننده و شاعر لرستاني در گفتوگو با "ايسنا"دربارهي فعاليتش در حوزهي موسيقي نواحي گفت: به دليل زندگي در اين نوع موسيقي و حضوري كه در شهر لرستان به عنوان يكي از مراكز بلوغ فرهنگ احساسي و سرشار از ملودي داشتم و به واسطهي موقعيتي كه پدرم داشت در جريان موسيقي نواحي قرار گرفتم.در آن زمان تفريح مردم چه در عروسي و چه در عزا با موسيقي خلاصه ميشد و رهايي از آن كار مشكلي بود.
اين علاقه وافر به موسيقي منجر به آن شد كه به شكل جدي به آن بپردازم و با تمام موانعي كه بر سر راهم وجود داشت به اين نتيجه رسيدم كه موسيقي اهميت ويژهاي دارد، و بايد جديتر به آن توجه نشان بدهم.
رحمانپور با اشاره به انتقال سينه به سينهي موسيقي نواحي طي نسلهاي مختلف،تصريح كرد: هنوز هم در لرستان خانوادههاي وجود دارند كه نسل به نسل موسيقي كار كردهاند و اگر اين وارثان سينه به سينه نبودند شايد تعصبات باعث ميشد كه اين موسيقي در همان نسل باقي بماند و ادامه پيدا نكند، درحالي كه اين افراد زندگي خود را از موسيقي جدا نميكنند و از لحظهي تولد تا مرگ با آن عجين هستند.
اين هنرمند كه در اين سالها بيشتر بهعنوان شاعر و خوانندهي لري شناخته شده است ،دربارهي عدم حضورش به عنوان آهنگساز گفت: پدرم به شدت مخالف فعاليت در اين حوزه بود اما خوانندگي ذوقي بود كه ميتوانستم درخودم داشته باشم و آن را پنهان كنم، به همين دليل هم از ابتدا كارم را روي شناخت و پرداخت گذاشتم و به مصاحبه با خنياگران محلي و نشست و برخاست با آنها، پيدا كردن متون قديمي، كار روي آن و تصحيح كتب گذاشتم و با همكاري اساتيدي همچون درويشي و شكارچي توانستيم روي اين موسيقي كار كنيم و بسياري از قطعات در حال فراموشي را بازسازي كنيم.
رحمانپور دستاوردهاي اين رفت و آمدها را پربار دانست و افزود: موفق شديم يكي دو آواز محلي را در حوزهي حوره و موره (مويه) كه در حال منسوخ شدن بود زنده كنيم. اين ملوديها تنها در سطح مردم روستاها به كار گرفته ميشد، اما با احياي آن كاري كرديم كه مجددا اين قطعات را با اركستر اجرا كنيم و در حال حاضر اين قطعات كاملا شناخته شده و مورد علاقه مردم است.
اين پژوهشگر موسيقي نواحي معتقد است:با يك زلزلهي شديد فرهنگي مواجه شدهايم به طوري كه سرگذشت تاريخي ما اين گونه رقم خورده است و هنرمند بايد زير آوارها دنبال آخرين نفسهاي زنده بگردد. كار هنرمند اين است كه آوارها را كنار بزند ، آنهايي را كه نيستند جدا كند و بخشهاي زنده را بيرون بكشد. اين كاري است كه هنرمندان نواحي و پژوهشگران اين حوزه همواره مشغول آن بودهاند.
موسيقي نواحي بايد در سطح ملي در دانشكدهها مورد توجه قرار بگيرد، زيرا در غير اين صورت چيزي براي ما باقي نميماند. موسيقي نواحي سرچشمهي اصلي موسيقي و همچون چشمهاي است كه اگر نباشد رودخانهي هنر ملي شكل نميگيرد و در نهايت دريايي نخواهيم داشت. لذا در اين فاجعهي بزرگ بعد از وضعيت غير طبيعي كه موسيقي نواحي با آن مواجه است و به واسطه آن با سرعت در حال نابودي است بايد شرايطي فراهم كرد كه اهميت اين موسيقي بر همگان پيدا شود.
رحمانپور تلاش،ضبط، پيدا كردن و تدوين موسيقي نواحي را امري جدي دانست و افزود: اين موسيقي بايد به صورت درس و دادههاي آموزشي درآيد ،در حالي كه ما كاري نكردهايم.اين موسيقي فرصتي است تا به خودمان و داشتههايم بپردازيم. موسيقي نواحي به قدري غني و قوي است كه ارزش پرداختن به آن را دارد و با اتكا به آن ميتوان كارهاي بسياري انجام داد و اين فرصت را براي آن دسته افرادي كه علاقه به موسيقي دارند فراهم ميكند تا اتفاقات بزرگي را ايجاد كند اما امروز به واسطهي عدم شناخت آنها نسبت به موسيقي، به روز نشدن آن و عدم گرايش جوانان اين فرصت فراهم نميشود، در حالي كه اگر اين شناخت فراهم شود همه به آن علاقه نشان خواهند داد.
اطلاع رساني و رسانهاي شدن موسيقي نواحي باعث ميشود تا جوان ما متوجه شود كه آواز تالشي با همان آوازي كه خوانندهي غربي ميخواند همطراز است. هر وقت ديديم كه جوانان اين موسيقي را شنيدند و با آن ارتباط برقرار كردند شاهد آن خواهيم بود كه به راحتي دست از موسيقي نميكشند و خوشبختانه امروز در لرستان نسل جوان با علاقه اين موسيقي را دنبال ميكند و من 60 ساله با يك جوان 20 ساله در كنار هم كار ميكنيم.
رحمانپور در پاسخ به دلايل گرايش نسل جوان هنرمندان به سمت موسيقيهاي روز و به ويژه پاپ گفت: جوان امروزي ميخواهد خودش را ببيند و عكسش را در روزنامه و تلويزيون مشاهده كند و اين اتفاق در موسيقي پاپ حاصل ميشود. البته نه اينكه اين موسيقي بد باشد بلكه اين موسيقي خواه ناخواه به حيات خود ادامه ميدهد و دوري از آن امري اجتناب ناپذير است اما وقتي جوان ما رسانهاي نميشود و بازخورد كارش را نميبيند، پس هرچه توانايي داشته باشد رها ميكند و به سمت حوزههاي ديگر گرايش پيدا ميكند تا اين بار خودش را جلوي چشمها ببيند.
او كه در اين سالها در مقام يك پژوهشگر نيز فعاليتهاي ارزندهاي براي موسيقي نواحي انجام داده است درباره حمايتهاي دولت از اين حوزه توضيح داد: متاسفانه حمايت در اين عرصه خيلي كم است. مشكل بزرگ و بهانهي ما نيز در اين نكته است كه نميخواهيم موسيقي دولتي داشته باشيم.اين بهانه درست است اما در سرزمين آسيب ديده اي كه موسيقي در آن نياز به حمايت دارد، اين بحث جايي از اعراب ندارد.
بايد كاري كرد تا مديريت موسيقي دولتي نشود اما حمايت دولتي را نياز داريم، به ويژه كه وقتي بخش خصوصي براي مدتي در موسيقي سرمايهگذاري ميكند و به جاي بساز بفروشي براي فرهنگ و هنر بودجه اختصاص ميدهد و بعد از مدتي ورشكسته ميشود و به دليل عدم حمايت و نوع برخوردي كه با آن صورت ميگيرد ميدان را ترك ميكند، پس ما در اين عرصه چه بايد بكنيم؟!
رحمانپور به پژوهشهاي كه در اين سالها انجام داده و به دليل عدم حمايتهاي ملي نيمه كاره باقي ماندهاند اشاره كرد و افزود: با همراهي آقاي شكارچي كار بزرگي را براساس داستان «پرندهي فاخته» به صورت يك اثر نمايشي آمادهكرديم كه سالهاست به دليل عدم حضور يك اسپانسر روي دست ايشان و بنده باقي مانده است ،پس چه طور ميتوان انتظار داشت كه اتفاقهاي بزرگ براي موسيقي بيفتد؟! متاسفانه هرازچندگاهي كه دولت وارد كار ميشود و حمايت ميكند هم آنقدر دست پايين ميگيرد و شرايط سختي فراهم ميكند كه بعد از مدتي از آن منصرف ميشويم.
اين خواننده و شاعر لري خاطرنشان كرد: سالهاست كه با اين مشكلات دست و پنجه نرم ميكنيم و معتقديم كه اين فراموشي در موسيقي نواحي از عدم حمايت ميآيد. ما حرفهاي زيادي براي گفتن داريم و آنقدر غني هستيم كه جايي را براي كسي تنگ نميكنيم، لذا تمام آنها كه در اين عرصه خلاق هستند ميتوانند كارهاي درستي انجام دهند اما متاسفانه در تمام اين سالها دغدغهي آن را داريم كه چرا موسيقي ما عمومي و جهاني نميشود؟ اين در ضعف موسيقي ما نيست. بلكه حمايتها بايد عملي شود و سيدي و كاستهاي موسيقي در ميان مردم پخش شود تا اين موسيقي در سبد شنيداري مردم قرار بگيرد.
رحمانپور در بخش ديگري از اين گفتوگو دربارهي لزوم انجام طرح راهاندازي پايگاههاي موسيقي نواحي در استانها كه چندي پيش از سوي معاونت هنري مطرح شده بود گفت: ضرورت اين طرح بينهايت است اما عملي شدن آن مستلزم اين نكته است كه اين مدير حداقل براي چند سال در اين كار باقي بماند، درحالي كه يكي از مشكلات اصلي ما در عرصه فرهنگ و هنر تعويضهاي پيدرپي مديران است. اين آرزوها و آمال نياز به فرصتي براي پياده شدن دارد و اميدواريم با بودن و ادامه كار ايشان شاهد اين اتفاق باشيم، زيرا امري حياتي است و بنده به عنوان عضو كوچكي از اين خانواده به ايشان دست مريزاد ميگويم و مشخص است كه با ارادهي خوبي آغاز به كار در اين عرصه كرده است.
وي همچنين دربارهي نياز موسيقي نواحي براي به روز شدن گفت: اگر اين اتفاق نيفتد درست نيست، زيرا انسان امروزي با مشكلات خاص خود دنبال دغدغههايش است و اگر اين دغدغهها را در موسيقي نشنود به آن گوش نميدهد، لذا در جريان احياي موسيقي نواحي بايد آن را به لحاظ تكنيك و محتوا نيز به دغدغههاي انسان امروز نزديك كنيم و در غير اين صورت كاري براي دل خودمان انجام دادهايم.
به شخصه اين اتفاق را با ادبيات پيگيري كردهام به طوري كه امروز تبديل به يك جريان شده و مورد حمايت و علاقه مردم است. سعي كردم با شناخت ادبيات دنيا و همچنين ادبيات خودمان اين موسيقي را به لحاظ شعر و محتوا به دغدغههاي امروزي نزديك كنم. به لحاظ تكنيكي هم ما ناگزير هستيم تا علوم و فنون جديد را به كارگيريم.
رحمانپور همچنين دربارهي استفاده از اسطوره و افسانههاي بومي در شعر معاصر و در حوزهي موسيقي نواحي گفت: ادبيات نواحي از زندگي مردم گرفته شده است و از نزديكترين عواطف آنها بهره ميگيرد. مثلا لالاييها حاصل ارتباط عاطفي مادر و فرزند است و يا موسيقي كار يا حتي موسيقي آييني برگرفته از ادبيات و طبيعيترين جزييات زندگي است كه با فرهنگ و احساسات مردم پيوند خورده و يكي شده است به همين دليل هم از زيبايي شناسي و قدرت بسياري برخوردار است و ميتواند دستمايهي قويي براي هنرمند باشد.
به شخصه سعي كردم با بهره از اين قدرت ملي گاه از اشعار فولك بهره بگيرم و در مواقعي با توجه به شرايط روز جامعه با سرودن اشعار خودم اين موسيقي را قوت بخشم. مثلا بحث خودسوزي در لرستان زياد است و يا جنگ خليج فارس، زلزله و مسائلي از اين دست شرايطي فراهم ميكند تا ما اشعار خود را به زندگي روزمرهي مردم نزديك كنيم و اين توقعي است كه آنها از ما دارند و خوشبختانه با توجه به استقبال و انعكاسي كه داشته فكر ميكنم موفق بوده و امروز به عنوان يك جريان مطرح است و خيلي از جوانان پاياننامهها و تحقيقات خود را بر روي اين آوازها و نغمات بومي گذاشتهاند.
ايرج رحمانپور در پايان دربارهي فعاليتهاي اخيرش در حوزهي موسيقي نواحي گفت: چندي پيش با همراهي پيمان بزرگنيا در جشنوارهي موسيقي نواحي كاري تلفيقي را از مرز قشقايي تا لرستان( ناحيهي زاگرس) تنظيم كرديم كه با واكنش خوب مخاطبان روبرو شد. در حال حاضر نيز با همراهي حوزه هنري يك كار پژوهشي دربارهي روايتهاي مربوط به يك كوهستان در لرستان دارم كه بخشي از آن ضبط شده و مابقي آن نيازمند حمايت يك اسپانسر است تا به مرحله پخش برسد.در حوزهي موسيقي سوگ نيز در حال نگارش مقالات و انجام پژوهشهايي هستم.
اين خواننده و شاعر لرستاني در گفتوگو با "ايسنا"دربارهي فعاليتش در حوزهي موسيقي نواحي گفت: به دليل زندگي در اين نوع موسيقي و حضوري كه در شهر لرستان به عنوان يكي از مراكز بلوغ فرهنگ احساسي و سرشار از ملودي داشتم و به واسطهي موقعيتي كه پدرم داشت در جريان موسيقي نواحي قرار گرفتم.در آن زمان تفريح مردم چه در عروسي و چه در عزا با موسيقي خلاصه ميشد و رهايي از آن كار مشكلي بود.
اين علاقه وافر به موسيقي منجر به آن شد كه به شكل جدي به آن بپردازم و با تمام موانعي كه بر سر راهم وجود داشت به اين نتيجه رسيدم كه موسيقي اهميت ويژهاي دارد، و بايد جديتر به آن توجه نشان بدهم.
رحمانپور با اشاره به انتقال سينه به سينهي موسيقي نواحي طي نسلهاي مختلف،تصريح كرد: هنوز هم در لرستان خانوادههاي وجود دارند كه نسل به نسل موسيقي كار كردهاند و اگر اين وارثان سينه به سينه نبودند شايد تعصبات باعث ميشد كه اين موسيقي در همان نسل باقي بماند و ادامه پيدا نكند، درحالي كه اين افراد زندگي خود را از موسيقي جدا نميكنند و از لحظهي تولد تا مرگ با آن عجين هستند.
اين هنرمند كه در اين سالها بيشتر بهعنوان شاعر و خوانندهي لري شناخته شده است ،دربارهي عدم حضورش به عنوان آهنگساز گفت: پدرم به شدت مخالف فعاليت در اين حوزه بود اما خوانندگي ذوقي بود كه ميتوانستم درخودم داشته باشم و آن را پنهان كنم، به همين دليل هم از ابتدا كارم را روي شناخت و پرداخت گذاشتم و به مصاحبه با خنياگران محلي و نشست و برخاست با آنها، پيدا كردن متون قديمي، كار روي آن و تصحيح كتب گذاشتم و با همكاري اساتيدي همچون درويشي و شكارچي توانستيم روي اين موسيقي كار كنيم و بسياري از قطعات در حال فراموشي را بازسازي كنيم.
رحمانپور دستاوردهاي اين رفت و آمدها را پربار دانست و افزود: موفق شديم يكي دو آواز محلي را در حوزهي حوره و موره (مويه) كه در حال منسوخ شدن بود زنده كنيم. اين ملوديها تنها در سطح مردم روستاها به كار گرفته ميشد، اما با احياي آن كاري كرديم كه مجددا اين قطعات را با اركستر اجرا كنيم و در حال حاضر اين قطعات كاملا شناخته شده و مورد علاقه مردم است.
اين پژوهشگر موسيقي نواحي معتقد است:با يك زلزلهي شديد فرهنگي مواجه شدهايم به طوري كه سرگذشت تاريخي ما اين گونه رقم خورده است و هنرمند بايد زير آوارها دنبال آخرين نفسهاي زنده بگردد. كار هنرمند اين است كه آوارها را كنار بزند ، آنهايي را كه نيستند جدا كند و بخشهاي زنده را بيرون بكشد. اين كاري است كه هنرمندان نواحي و پژوهشگران اين حوزه همواره مشغول آن بودهاند.
موسيقي نواحي بايد در سطح ملي در دانشكدهها مورد توجه قرار بگيرد، زيرا در غير اين صورت چيزي براي ما باقي نميماند. موسيقي نواحي سرچشمهي اصلي موسيقي و همچون چشمهاي است كه اگر نباشد رودخانهي هنر ملي شكل نميگيرد و در نهايت دريايي نخواهيم داشت. لذا در اين فاجعهي بزرگ بعد از وضعيت غير طبيعي كه موسيقي نواحي با آن مواجه است و به واسطه آن با سرعت در حال نابودي است بايد شرايطي فراهم كرد كه اهميت اين موسيقي بر همگان پيدا شود.
رحمانپور تلاش،ضبط، پيدا كردن و تدوين موسيقي نواحي را امري جدي دانست و افزود: اين موسيقي بايد به صورت درس و دادههاي آموزشي درآيد ،در حالي كه ما كاري نكردهايم.اين موسيقي فرصتي است تا به خودمان و داشتههايم بپردازيم. موسيقي نواحي به قدري غني و قوي است كه ارزش پرداختن به آن را دارد و با اتكا به آن ميتوان كارهاي بسياري انجام داد و اين فرصت را براي آن دسته افرادي كه علاقه به موسيقي دارند فراهم ميكند تا اتفاقات بزرگي را ايجاد كند اما امروز به واسطهي عدم شناخت آنها نسبت به موسيقي، به روز نشدن آن و عدم گرايش جوانان اين فرصت فراهم نميشود، در حالي كه اگر اين شناخت فراهم شود همه به آن علاقه نشان خواهند داد.
اطلاع رساني و رسانهاي شدن موسيقي نواحي باعث ميشود تا جوان ما متوجه شود كه آواز تالشي با همان آوازي كه خوانندهي غربي ميخواند همطراز است. هر وقت ديديم كه جوانان اين موسيقي را شنيدند و با آن ارتباط برقرار كردند شاهد آن خواهيم بود كه به راحتي دست از موسيقي نميكشند و خوشبختانه امروز در لرستان نسل جوان با علاقه اين موسيقي را دنبال ميكند و من 60 ساله با يك جوان 20 ساله در كنار هم كار ميكنيم.
رحمانپور در پاسخ به دلايل گرايش نسل جوان هنرمندان به سمت موسيقيهاي روز و به ويژه پاپ گفت: جوان امروزي ميخواهد خودش را ببيند و عكسش را در روزنامه و تلويزيون مشاهده كند و اين اتفاق در موسيقي پاپ حاصل ميشود. البته نه اينكه اين موسيقي بد باشد بلكه اين موسيقي خواه ناخواه به حيات خود ادامه ميدهد و دوري از آن امري اجتناب ناپذير است اما وقتي جوان ما رسانهاي نميشود و بازخورد كارش را نميبيند، پس هرچه توانايي داشته باشد رها ميكند و به سمت حوزههاي ديگر گرايش پيدا ميكند تا اين بار خودش را جلوي چشمها ببيند.
او كه در اين سالها در مقام يك پژوهشگر نيز فعاليتهاي ارزندهاي براي موسيقي نواحي انجام داده است درباره حمايتهاي دولت از اين حوزه توضيح داد: متاسفانه حمايت در اين عرصه خيلي كم است. مشكل بزرگ و بهانهي ما نيز در اين نكته است كه نميخواهيم موسيقي دولتي داشته باشيم.اين بهانه درست است اما در سرزمين آسيب ديده اي كه موسيقي در آن نياز به حمايت دارد، اين بحث جايي از اعراب ندارد.
بايد كاري كرد تا مديريت موسيقي دولتي نشود اما حمايت دولتي را نياز داريم، به ويژه كه وقتي بخش خصوصي براي مدتي در موسيقي سرمايهگذاري ميكند و به جاي بساز بفروشي براي فرهنگ و هنر بودجه اختصاص ميدهد و بعد از مدتي ورشكسته ميشود و به دليل عدم حمايت و نوع برخوردي كه با آن صورت ميگيرد ميدان را ترك ميكند، پس ما در اين عرصه چه بايد بكنيم؟!
رحمانپور به پژوهشهاي كه در اين سالها انجام داده و به دليل عدم حمايتهاي ملي نيمه كاره باقي ماندهاند اشاره كرد و افزود: با همراهي آقاي شكارچي كار بزرگي را براساس داستان «پرندهي فاخته» به صورت يك اثر نمايشي آمادهكرديم كه سالهاست به دليل عدم حضور يك اسپانسر روي دست ايشان و بنده باقي مانده است ،پس چه طور ميتوان انتظار داشت كه اتفاقهاي بزرگ براي موسيقي بيفتد؟! متاسفانه هرازچندگاهي كه دولت وارد كار ميشود و حمايت ميكند هم آنقدر دست پايين ميگيرد و شرايط سختي فراهم ميكند كه بعد از مدتي از آن منصرف ميشويم.
اين خواننده و شاعر لري خاطرنشان كرد: سالهاست كه با اين مشكلات دست و پنجه نرم ميكنيم و معتقديم كه اين فراموشي در موسيقي نواحي از عدم حمايت ميآيد. ما حرفهاي زيادي براي گفتن داريم و آنقدر غني هستيم كه جايي را براي كسي تنگ نميكنيم، لذا تمام آنها كه در اين عرصه خلاق هستند ميتوانند كارهاي درستي انجام دهند اما متاسفانه در تمام اين سالها دغدغهي آن را داريم كه چرا موسيقي ما عمومي و جهاني نميشود؟ اين در ضعف موسيقي ما نيست. بلكه حمايتها بايد عملي شود و سيدي و كاستهاي موسيقي در ميان مردم پخش شود تا اين موسيقي در سبد شنيداري مردم قرار بگيرد.
رحمانپور در بخش ديگري از اين گفتوگو دربارهي لزوم انجام طرح راهاندازي پايگاههاي موسيقي نواحي در استانها كه چندي پيش از سوي معاونت هنري مطرح شده بود گفت: ضرورت اين طرح بينهايت است اما عملي شدن آن مستلزم اين نكته است كه اين مدير حداقل براي چند سال در اين كار باقي بماند، درحالي كه يكي از مشكلات اصلي ما در عرصه فرهنگ و هنر تعويضهاي پيدرپي مديران است. اين آرزوها و آمال نياز به فرصتي براي پياده شدن دارد و اميدواريم با بودن و ادامه كار ايشان شاهد اين اتفاق باشيم، زيرا امري حياتي است و بنده به عنوان عضو كوچكي از اين خانواده به ايشان دست مريزاد ميگويم و مشخص است كه با ارادهي خوبي آغاز به كار در اين عرصه كرده است.
وي همچنين دربارهي نياز موسيقي نواحي براي به روز شدن گفت: اگر اين اتفاق نيفتد درست نيست، زيرا انسان امروزي با مشكلات خاص خود دنبال دغدغههايش است و اگر اين دغدغهها را در موسيقي نشنود به آن گوش نميدهد، لذا در جريان احياي موسيقي نواحي بايد آن را به لحاظ تكنيك و محتوا نيز به دغدغههاي انسان امروز نزديك كنيم و در غير اين صورت كاري براي دل خودمان انجام دادهايم.
به شخصه اين اتفاق را با ادبيات پيگيري كردهام به طوري كه امروز تبديل به يك جريان شده و مورد حمايت و علاقه مردم است. سعي كردم با شناخت ادبيات دنيا و همچنين ادبيات خودمان اين موسيقي را به لحاظ شعر و محتوا به دغدغههاي امروزي نزديك كنم. به لحاظ تكنيكي هم ما ناگزير هستيم تا علوم و فنون جديد را به كارگيريم.
رحمانپور همچنين دربارهي استفاده از اسطوره و افسانههاي بومي در شعر معاصر و در حوزهي موسيقي نواحي گفت: ادبيات نواحي از زندگي مردم گرفته شده است و از نزديكترين عواطف آنها بهره ميگيرد. مثلا لالاييها حاصل ارتباط عاطفي مادر و فرزند است و يا موسيقي كار يا حتي موسيقي آييني برگرفته از ادبيات و طبيعيترين جزييات زندگي است كه با فرهنگ و احساسات مردم پيوند خورده و يكي شده است به همين دليل هم از زيبايي شناسي و قدرت بسياري برخوردار است و ميتواند دستمايهي قويي براي هنرمند باشد.
به شخصه سعي كردم با بهره از اين قدرت ملي گاه از اشعار فولك بهره بگيرم و در مواقعي با توجه به شرايط روز جامعه با سرودن اشعار خودم اين موسيقي را قوت بخشم. مثلا بحث خودسوزي در لرستان زياد است و يا جنگ خليج فارس، زلزله و مسائلي از اين دست شرايطي فراهم ميكند تا ما اشعار خود را به زندگي روزمرهي مردم نزديك كنيم و اين توقعي است كه آنها از ما دارند و خوشبختانه با توجه به استقبال و انعكاسي كه داشته فكر ميكنم موفق بوده و امروز به عنوان يك جريان مطرح است و خيلي از جوانان پاياننامهها و تحقيقات خود را بر روي اين آوازها و نغمات بومي گذاشتهاند.
ايرج رحمانپور در پايان دربارهي فعاليتهاي اخيرش در حوزهي موسيقي نواحي گفت: چندي پيش با همراهي پيمان بزرگنيا در جشنوارهي موسيقي نواحي كاري تلفيقي را از مرز قشقايي تا لرستان( ناحيهي زاگرس) تنظيم كرديم كه با واكنش خوب مخاطبان روبرو شد. در حال حاضر نيز با همراهي حوزه هنري يك كار پژوهشي دربارهي روايتهاي مربوط به يك كوهستان در لرستان دارم كه بخشي از آن ضبط شده و مابقي آن نيازمند حمايت يك اسپانسر است تا به مرحله پخش برسد.در حوزهي موسيقي سوگ نيز در حال نگارش مقالات و انجام پژوهشهايي هستم.
*برگرفته از:چراغ های رابطه
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۴:۳۷ ق.ظ توسط ع . چکاد
|
کسی سرداده آواز کمانچه