وی که اکنون در تمامی مناطق غرب ایران به خوبی شناخته شده است و آوازهایش گه گاه چون سرودهای ملی یک صدا توسط دوستدارانش هم خوانی می شود، سال هاست که برای این مردم می خواند. مردمی که تمدن هزاران هزار ساله شان گر چه گرد زمان بر تن دارد و هماره تاریخ قدرت های بی شمار ، تیشه بر ریشه اش زد اما هنوز بر دامنه ی زاگرس نفس می کشد.ایشان به تمام زبان ها و لهجه ها ی زاگرسی می خواند و می سراید… استاد رحمانپور  واپسین نفس های  تمدن عظیم و شگرف این سرزمین ها را پاس داشته است . شهرها و استان هایی که وسیع ترین دامنه ی جغرافیای ایران را در بر می گیرند، از شمال به استان همدان با شهرهای (نهاوند و تویسرکان وملایر) از غرب به استان لرستان و ایلام و کرمانشاه از شرق تا قسمت های بختیاری نشین ، استان اصفهان و استان مرکزی ، از جنوب به بخش هایی از استان خوزستان و چهار محال و بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد و استان فارس می رسد.بی شک جمعیت فراوان  مردمی که با نام لک و لر در ایران زندگی می کنند و نیز تمدن باستانی آنان که یاد آور دوره های پیش از حضور آریایی ها و تمدن باشکوه عیلام و بعدها امپراتوری بزرگ ماد است ، توجه به فرهنگ آنان را دوچندان می کند که  می دانیم این گونه نبوده است و بی توجهی به چنین عظمتی در طول تاریخ آن را بس گوشه گیر و تنها کرده است …ایرج رحمانپور اما هم چنان می خواند و می سراید ،مویه های سرزمین من را  ، ایرج با خود به اروپا نیز برد…در امریکا به اشعار او پرداخته شد…اما این تمام  قصه نیست…راه دشوار است و ناهموار…اما او هم چنان می خواند.

از مهم ترین آثار وی میتوان به “جرس ”  -  ”آیینه اشک ” – “بهارباد” – “گل آتش “ - ” ستین اشکسه ” – “سفر امید”  -  “حرف تازه ”

آثار  منتشر شده رحمانپور :

۱۳۵۷خلق لر ۱

این اثر مملو از شور انقلابی و اشعاری حماسی است که به قبل از انقلاب اسلامی باز می گردد

۱۳۵۸خلق لر ۲

دنبال جلد اول.وبا همکاری استاد علی اکبر شکارچی و استاد شاه میرزا مرادی

۱۳۶۹بهار باد

روایت بهارباد  که  نوید بهار را می آورد .این باد در اسطوره ها و حافظه ی تاریخی مردمان بومی جایگاهی پر معنا دارد.این اثربی نظیر که تنظیم علی اکبر شکارچی در این اثر به حق زیبا و به یاد ماندنی ست …

آیینه اشک

اشک های بعد از جنگ بود و مردمی عاشق که کسی نبود برای شان از زبان شان شعر بگوید .

سفر امید

در حال و هوایی نه چندان امیدوار با ترانه ای تغزلی با نام“ دسمه بیر“(دستم را بگیر) که بعدها مردم لرستان به آن اشتیاقی بی نظیر نشان دادند به بازار آمد. که هم چون سرود ملی لر و لک زبانان هم چنان طنین انداز است.با ترانه ای برای مرگ دلخراش هنرمند لر حسین پناهی به او تقدیم شد، به او که او هم چون رحمانپور دلش برای درخت و سبزه و کودکی معصومیت و انسان سخت گرفته است.