کمی هم موسیقی...
- عزت اله علی پور (ع . چکاد)
....بیشتر ما بدون آن که خودمان متوجه باشیم با شنیدن"موسیقی"لبریز از تحرکاتی خاص می شویم.
...در سالهای اخیر روشن شده که موسیقی باعث به وجود آمدن تغییرات ذهنی و جسمی قابل ملاحظهای در افراد شده است و به همین دلیل امروزه در سطح دنیا با مفهوم جدیدی در حیطه ی روشهای روان درمانی به نام "موسیقی درمانی" سروکارداریم که بر مبنای آن، تحقیقات علمی گستردهای بر اثر بخشی درمان با موسیقی بر افرادِ دچار مشکلات جسمی و ناراحتیهای روانی صورت گرفته است.
تأثیر موسیقی بر رفتار و حالات انسان از گذشته های دور مطرح بوده و بررسی آثار تاریخی به جا مانده از نقاط گوناگون جهان تأیید کننده ی این واقعیت است که موسیقی ریشه در اعماق تاریخ دارد. بنا به روایات باستانی"عبرانیان"، دارای موسیقی خاصی بودهاند و در"تورات" نیز از "نبل و هینور" که دو آلت موسیقی رسمی بودهاند یاد شده است. در چین کهن از موسیقی به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل کننده ی بین زمین و آسمان یاد شده است.مصریان قدیم نیز معتقد بوده اند خداوند، جهان را با اشاره و علامت دست آفریده است که این نشانه ها شامل یک فاصله ی موسیقی با ترکیب صوتی است. و این که قصه ی ریشه و چگونگی موسیقی ایرانیان نیز سر دراز دارد و به حق در این نوشته و توان قلم بنده نمی تواند جای بگیرد و نیاز به یک بررسی جانانه ی علمی و پس رفتی به گذشته های دور آن دارد شکی نیست....
علی رغم بازنگری تاریخی، باید گفت هر فرهنگی دارای موسیقی خاصی بوده و در هر برههای از زمان با موسیقی خاص خود جهت درمان بیماریهای جسمی و ناراحتیهای روانی بهره برده است.
بررسی ها نشان می دهد که شنیدن موسیقی با تغییرات ضربان قلب، نبض و فشار خون همراه است، به گونه ای که ضربان قلب انسان با انواع صداهای موسیقایی هماهنگ گشته در مقابل فرکانس، ضرب و شدت صدا، واکنش نشان می دهد و دچار افزایش یا کاهش میگردد.شنیدن یک موسیقی آرام باعث کاهش ضربان قلب شده و از تنش و فشار روانی میکاهد. در این زمینه یکی از موسیقی درمانگران به نام "نیوهام" بر این باور است که "موسیقی دستگاه تنظیم ضربان قلب بوده که منجر به تقویت عضلات قلب و انبساط ریهها میگردد"
هماره موسیقی این توانایی را دارد که فشار خون را تغییر دهد. در این زمینه همان طور که سر و صدای زیاد ممکن است باعث افزایش فشار خون تا 10% شود "مکانیسم احتمالی ترشح آدرنالین و نورآدرنالین میباشد" آزمایشات نشان دادهاند که فشار خون"دیاستولیک" و "سیستولیک" میتواند در جلسات موسیقی درمانی به تدریج کاهش یابند.
یک نکته ی جالب درخصوص تأثیرات موسیقی بر وضعیت جسمانی، ترشح "آندرفین" در پاسخ به شنیدن موسیقی به خصوص هنگامی که اجرا به شکل زنده و توأم با شعر و آواز است، میباشد. آندرفین نوعی داروی مخدر در مغز است که باعث کاهش شدت درد شده و با احساس لذت و نشئگی همراه است. تحقیقات جدید نشان دهنده ی این نظریه است که افزایش ترشح آندرفین با افزایش میزان سلولهای T و "لینفوسیت"ها که سلولهای جنگ جوی بدن در مقابل بیماریاند میباشد. در چنین وضعیتی قدرت سیستم دفاعی بدن بیشتر شده و مقاومت انسان در برابر بیماریها چند برابر میگردد.
از سوی دیگر"موسیقی"روی دستگاه تنفسی اثرات مطلوب دارد، تنفس دارای ریتم است، به علاوه تنفس آرام و عمیق، باعث آرامش و کنترل عواطف فرد می شود و نیز با سوز و ساز بهتر بدن مربوط است و یک موسیقی خوشایند میتواند از طریق لذتبخشی و تغییرات تنفسی، تأثیرات مثبت قابل ملاحظهای بر جسم فرد داشته باشد. موسیقی منجر به تغییراتی در بدن میگردد که به هضم غذا نیزکمک میکند.
در این زمینه پژوهشگران دانشگاه "جان هاپکینگ "نیز از موسیقی درمانی به عنوان درمان جانشین در مشکلات سوءهاضمه بهره برده اند.
تفاوت بین گوش دادن و شنیدن موسیقی با نواختن یک آلت موسیقی
دستاورد مطالعات و بررسیهای صورت گرفته بر تأثیرات موسیقی به این نتیجه رسیده است که نواختن موسیقی دارای مزایای فراتر از شنیدن صرف موسیقی است. در این زمینه گفته شده است اگر شنیدن موسیقی 10 خاصیت برای فرد در بردارد نواختن آن 110 خاصیت را به همراه دارد.
اثرات نواختن آلات موسیقی و به وجود آمدن چند مهارت:
1- تأثیر بر عضلات بدن
2- زمان واکنش
3- چالاکی دست و زبان
4- دقت و هدف گیری
5- بیشتر شدن قدرت حافظه و یادگیری
6- بیشتر شدن تواناییهای دیداری - فضایی
...و اما: آواز - موسیقی کلامی
آواز به عنوان یکی از اثرگذارترین عناصر موسیقایی و شنیداری از قدیمیترین سازهای بشری است که از مهمترین و کاربردیترین ابزارها برای بیان مفهوم و احساسات به مخاطب است. روانشناسان به آواز به عنوان بیان احساسات ناخودآگاه نگاه میکنند یعنی همان مفهومی که در روان درمانی حرف اول را میزند: شخص پی می برد که در وجود من چیزی هست که مرا رنج میدهد، من از آن چیزی نمیفهمم، نمیتوانم در موردش کاری بکنم و خلاصه این که بیمار از ناخودآگاهش گله مند است . ولی چرا درمان فرآیند پیچیدهایست؟ زیرا در عین حال که ناخودآگاه، شخص را آزار میدهد چیزی از آن نمیداند و یا نمیخواهد بداند. در این زمینه آواز میتواند با بیان احساسات خاص و ناخودآگاه فرد (هر چندغیرمستقیم) فرد را از بند اسارت در چنین احساساتی رها سازد.
در ارتباط با این امر، موسیقی را "بیان یکپارچه احساسات" تعریف کرده اند و گفته شده که موسیقی زبان هیجان است و به همین دلیل میتواند هیجان های نامطلوب را با رهاسازی آن ها کاهش داد. یک نکته قابل ملاحظه این که در یک سری تحقیقات روشن شده اثر آرام بخشیِ موسیقی قابل مقایسه در حد استفاده از داروهای آرام بخش است.
حال می رسیم به موسیقی درمانی؛
موسیقی درمانی ترکیب علم روانشناسی و هنر موسیقی و شامل شیوه ی حسی از طریق صدا برای مقاصد درمانی است که در مورد مشکلات جسمانی مانند؛ آسم، مشکلات گوارشی، انواع دردهای خفیف تا متوسط، آلرژی ها، کنترل ضربان قلب و تنفس و .... و مشکلات روان شناختی (انواع اضطرابها، افسردگی، مشکلات هیجانی و عاطفی و ....) به کار میرود.
گرچه تلفیق موسیقی و روانشناسی از ابتکارات دانشمندان معاصر است، چنین ایدهای از دیرباز در تمدنهای بشری وجود داشته است. نکته ی جالب توجه این که اولین مدارک مربوط به استفاده از موسیقی در درمان مشکلات روحی به استفاده ی حضرت داود برای درمان "شائول" (اولین پادشاه اسرائیل) برمیگردد، که بنا به مستندات تاریخی،حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به کاهش یا درمان غمگینی، نومیدی و افسردگی "شائول" بوده است.
چند مورد دارای اهمیت در موسیقی درمانی:
1- عنصر کلیدی موسیقی درمانی، کمک به شخص است و مورد زیبایی شناختی آن مطرح نیست.
2- موسیقی درمانی خاص افراد بیمار نبوده و با استفاده از آن میتوان روابط بین فردی ، عزت نفس، مهارت های ذهنی و بسیاری از تواناییهای دیگر فرد سالم را نیز بهبود ببخشید.
3- موسیقی به خودی خود جنبه ی درمانی ندارد و وقتی درمان محسوب می شود که با استفاده از روشهای خاص، توسط فرد مجربِ موسیقی درمانگر و برای مقاصد درمانی سازماندهی شود.
و خلاصه این که :
موسیقی نوعی محرک احساسیِ قوی و تجربه ی چند حسی است که استفاده از آن حق ذاتی ماست. تمامی ما موسیقایی زاییده میشویم و بهرهگیری از این ارمغان طبیعت، انتخاب خود ما بوده و براساس این که تا چه میزان به یک کیفیت زندگی بهتر آگاهیم و در پی به دست آوردن آن هستیم میتوانیم موسیقی را به خدمت بگیریم یا بالعکس طردش کنیم.
*با این حال و دانسته ها، با روشهای مختلف از جمله اندکی گوش سپردن - نواختن آلات موسیقی - آوازخوانی، سعی کنیم خود را بیشتر بشناسیم و احساسات خود را زیباتر بیان کنیم...
http://afkarpress.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=6&Id=744&Sgr=6

کسی سرداده آواز کمانچه