- عزت اله علی پور(ع.چکاد)

موسیقی، بیان ناگفته هایی است که تمام "زبان"های هنری از گفتن آن عاجز اند" / "آنجا که شعر از بیان قاصر است موسیقی آغاز می شود" / "دست نیافتنی ترین های بشر،پشت پرده های یک ساز نهفته است " / "موسیقی، ناگفته های گفتنی است" / "موسیقی، زندگی است" / "زبان آدمی را می توان برید اما زبان موسیقی را هرگز " / " وَ زیباترین تعبیر یکی از بزرگان هنر، از موسیقی؛ جسم انسان را به یک "ساز"موسیقی مانند کرده است در هفت دستگاه و هزاران گوشه. وَ روح او را به صداهای زیبای برآمده از آن ساز"

 : حال این که، با چه نوع و چگونه موسیقی ای یک شخص، ذهنش را مَچ این تعاریف نموده و به باور این تعاریف می رسد؟...

...یکی از مراحل سخت درجریان آفرینش یک آهنگ خوب ، مرحله ی انتخاب شعر است ، که آهنگ سازان را با مشکلاتی مواجه می سازد. زیرا یافتن شعر متناسب با کمپوزی تازه ساخته شده که دربرگیرنده ی همه ی جوانب مقتضیات مقاطع صوتی ، ضربی و افاده ی مفهوم مورد نظر درقالب ریتمی ازقبل تهیه شده ، و این که درنظردا شت مناسبت های زمانی و مکانی آهنگ هم باشد ، کار ساده ای نیست .
ازسوی دیگر نوعیت شعرانتخاب شده به اضافه ی محتویات و طرز کاربرد آن دریک آهنگ ، می تواند گوشه هایی از شخصیت و انتخاب فردی آهنگ ساز یا آوازخوان را به نمایش بگذارد که این خود درتعیین مسیرشهرت ومیزان صعود ونزول محبوبیت وی نقش مهمی دارد .
اگر کمپوز یک آهنگ برمبنای همه ی ارزش های علمی و هنری استوار باشد اما شعری نامتناسب درآن کمپوزجای بگیرد ، از مقدار تأثیر گذاری خود به مراتب می کاهد . وَ برعکس اگر شعری دربرگیرنده ی همه ی زیبایی های لفظی و معنوی باشد و دریک کمپوز ناشیانه جای بگیرد ،  معجونی نامتناسب و بد مزه خواهد شد که روح و روان آدمی را مخدوش کرده و باید برحال شاعر و آهنگسازش زار زار گریست .
این جاست که اهمیت انتخاب شعر ، مسؤلیت آهنگ ساز را دشوار کرده و ضرورت پیدا می کند که آهنگ سازان و آوازخوانان ما درآفرینش پارچه های جدید خویش دقت بیشتری را به خرج بدهند.
 

وَ اما چکیده ی برخی از بازیافته های کاربرد شعردرموسیقی؛
 

 تصنیف درموسیقی // در گذشته ، آهنگ سازان، شعری از پیش سروده شده را مایه ی آفرینش کمپوز جدید خویش قرارمی دادند . این کار علاوه برمزایای خود ، معایبی را نیز به همراه داشت که برجسته ترین آن عدم مطابقت برخی هجاهای شعری با ضرب ها یا ماتره ها درحرکت ( تال ) بود .
آوازخوانان برای تطابق بخشیدن هردو مجبورمی شدند یا به برخی حروف ساکن ، حرکت بدهند یا این که درقسمت هایی، مقاطع صوتیِ خودساخته ایجاد کنند تا هجا و ضرب ، با هم حرکت داشته باشند. درعلم عروض قاعده ای وجود دارد که گاهی به منظور ایجاد توازن و توافق کلمات با وزن های عروضی برای حروف ساکن و اصلی یک واژه ، حرکت می بخشند. گاهی درشعر ضرورت می افتد که واژه ها یی مانند (آبشار ) را به ضَم( ب ) و به شکل ( آبوشار )تلفظ کنند ، که همین حرکت بخشیدن به ( ب ) اصلی و ساکن را در زبان عروض ( إشباع ) می گویند .
در موسیقی استفاده ی اشعاری که درآن اشباع به کار گرفته شده باشد ، گاهی ایجاد بی نظمی می کند و به جریان حرکت منظم صدا لطمه وارد می نماید .
البته همیشه این چنین نبوده و بستگی به توانایی هنرمند دارد که تا چه حد می تواند هجاهای این گونه واژه ها را با ضرب ها یا ماتره ها حرکت بدهد . که دراین صورت آوازخوان مجبور است هجای حرف قبلی آن را تا دو – سه ضرب کشیده ادا کند  یا این که خود نیز قانون اشباع را مراعات کند و درضمن آن حرف مشبع را برسر ضربی موافق بنشاند که این روال را هنرمندی پخته می طلبد و باید گفت پای هنرنمایی آوازخوانان ناپخته را دراین فراز و نشیب همواره در لنگ است .
 

ترکیب وزن های خاص با موسیقی // همان گونه که درموسیقی ، ریتم های شادی آفرین و اندوه زا وجود دارد ، شعر نیز از همین ویژگی برخوردار است . برخی از اوزان شعری ، نظر به نوعیت ساختاری و حرکات ریتمیک هجاهای خویش ، به گونه ا یی درحرکت می افتند که تکرار هماهنگ و سریع هجاهای آن ، درحیطه ی روان آدمی ، حالتی شادی بخش و شور آفرین ایجاد می کنند .
وزن های زیر را می توان به عنوان نمایندگان گروه یادشده معرفی نمود:
وزن ( مستفعلن مستفعلن + مستفعلن مستفعلن )
وزن ( مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن + مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن )
وزن ( مفعول مفاعیل + مفعول مفاعیل ) و یا ( مستفعل مفعولن + مستفعل مفعولن )
وزن ( فاعلاتن مفاعلن فعلن + فاعلاتن مفاعلن فعلن )
گاهی از تناسب چیده شدن واژه ها درکنارِ همدیگر، یا نوعیت ساختاری ، حالتی درخوانش شعر پدید می آید که روان آدمی، تماشاگرِ رقص و شادی نامرئی واژه ها می شود ، گرچه آن واژه ها درقالب بحرهای شاد وشورآفرین شناخته نشده باشند..

 بارمعنایی شعر // الف  : نکته ی مهم و اساسی دیگر (کارکرد شعردرموسیقی ) رعایت تناسب میان بارمعنایی شعر و نوعیت تال و راگ است .
اگر شعری که در بارمعنای اش ، ویژگی های سرورانگیزی نهفته باشد را با یک تال آرام و راگی اندوه زا ترکیب نماییم و آهنگی باهمین خصوصیات بیافرینیم ، این را باید ایرادی عمده دانست. چرا که روان شنونده صرف با یکی از این دو ( شعر یا موسیقی ) تماس برقرار نموده و دیگری را به باد فراموشی خواهد سپرد . که دراین حالت یا شعر است که برقلمرو روان آدمی چیره می شود یا موسیقی ، نه هردو . پس دراین حالت، ما شعروموسیقی را جدا ازهم و درکنارهم قرارداده و پیشکش شنونده نموده ایم ، که به ترکیبِ چیزی شبیه به ( آب و روغن ) می مانند و هرگز باهم مَچ و مخلوط نمی شوند .
عکس این ترکیب نیز ازهمین ویژگی برخوردارخواهد بود . یعنی اگر شعری اندوه زا را با تال و راگی شادی آفرین ترکیب نماییم ، بازهم همان نتیجه  به بار خواهد آمد که دراین حال تشبیه ما از ( آب و روغن ) به عکس، به( روغن  و آب ) تغییر شکل خواهد داد . خلاصه در هر دو صورت نه تأثیرگذار است و نه شفابخش .

با درنظرگرفتن نکات یاد شده ، به آهنگ سازان و آوازخوانان توصیه می شود که رعایت دقیق بارمعنایی شعر را درترکیب با تال و راگ درنظرداشته و از احتمال عدم آمیزش با یکدیگر، هنرمندانه جلوگیری کنند .
( ب ) : درشکل دیگری از این دسته ، گاهی آهنگ هایی به گوشِ ما راه برده اند که بارمعنایی شعرِ آن اجرا می شد اما ما آن را با صدای یک مرد شنیده ایم . برعکس آهنگ هایی را نیز شنیده ایم که بارمعنایی شعر ، ایجاب خوانش آن توسط یک آوازخوان مرد را می نمود مگر آن که آن آهنگ توسط یک آوازخوان زن اجرا شده باشد . این جاست که عدم هماهنگی بارمعنایی و نوعیت صدا درسیستم گیرایی و پذیرشگری روان ، ایجاد اختلال نموده و ذهن شنونده به جای لذت بردن وبهره گیری ازموسیقی، به مرورِ انباشت هایِ فلسفیِ حافظه می پردازد و رسالت موسیقی، قبل از رسیدن به هدف درنیمه ی راه می ماند .


 مناسبات زمانی و مکانی// مسأله ی دیگری که درگزینش و جاسازی یک شعر دریک کمپوز از اهمیتی فراوان برخوردار است ، رعایت دقیق مناسبات زمانی و مکانی شعروموسیقی است . اگر درمیان جمعی سوگوار ، سروده ایی با محتوای تغزلی به خوانش گرفته شود ، بی مناسبت خواهد بود و اگر درمحفل شادی و سرور سخن از دود و باروت و آتش و خون و تجاوز و ویرانگری به میان آید ، توازن ذهنی شنوندگان برهم خواهد خورد و درهر دو صورت موسیقی به موسیخی تبدیل خواهد شد.

آسان گرایی// وقتی شعری برای یک کمپوز جدید انتخاب می شود ، به علاوه ی درنظرگرفتن همه ی معیارها ، موازین ادبی و جنبه های تأثیرگذاری آن ، باید طوری باشد که بیشتر شنوندگان دردرک مفهوم آن با مشکلاتی مواجه نشوند . به عبارت دیگر وقتی شعری درقالب موسیقی به شنونده ارائه می گردد ، نباید دارای واژه های نامأنوس و پیچیده و یا مفاهیم اسطوره ای باشد که  شنونده برای درک مفهوم آن مجبور به ورق گردانی فرهنگ ها و دایرة المعارف ها شود . هم چنان اگر مفاهیم ارزشی شعر درحد خیلی پایین قرار بگیرد و یا واژه ها و مفاهیم تکراری درآن به کارگرفته شده باشد ، ذهن شنونده را به خسته ساخته و دیگر آن تأثیربخشی لازم را نمی تواند ایجاد کند .


 هدفمندی// موسیقی نباید صرف وسیله ی تفنن و سرگرمی باشد. . به بیانی دیگر ، موسیقی باید هدفمند بوده و پیامی را با خود در چنته داشته باشد . که این پیام می تواند بیانگر اندیشه هایی مانند؛ اندیشه ی عرفانی ، حماسی ، عشقی، فلسفی و . . . یا تلفیقی از این ها باشد تا روح انسان را در میان افراد جامعه تقویت نماید و شنوندگان بتوانند درنشیب و فراز روزگار ، اندوه و سرور خویش را با آن درمیان بگذارند و درپستی و بلندی  عمر، بار سنگین زندگانی را دمی فروگذاشته و اندکی بیاسایند . افلاطون می گوید : " اگر داروی تلخی را درجامی ریخته و به کودکی پیشکش کنند ، طبیعتاً وی از نوشیدن آن پرهیز می کند اما اگر کناره های جام را با شهد بیالایند و به کودک بدهند ، او مشغول شیرینی شهد شده و تلخی دارو را چنان که باید احساس نمی کند . "

به همین شکل ما اگر گفتنی های لازم را با زبانی بیش از حد ساده و یا درقالب پند و اندرز به گوش شنونده برسانیم ، چندان افاده ایی نخواهد داشت اما اگر همان گفته ها را با شهد و شیرینی موسیقی آمیخته و به شنونده تقدیم کنیم  ، نوش جان کرده و و ازگوش به هوش وی راه می گشاید و یک تیر دو نشان می شود . آهنگ سازان ما با درک رسالت احتماعی خویش و مطابق مقتضیات زمانه ایی که  درآن زیست می کنیم و حتا فراتر از زیست مانِ ما  باید موسیقی را از حالت رکود و یکنواختی بیرون آورده و نگذارند تا قاف قیامت زلف یار برپرده های ساز و آواز سایه افکند یا رخ ماهگونه ی معشوق درصفحه ی مدور طبله هماره جلوه نمایی نموده و قامت سرو یار با بلندای ساز هم کنار گردد . خوشبختانه درسال های پسین ، شماری از آهنگ سازان و آوازخوانان ما متوجه این نکته شده و دست به آفرینش شماری ازین گونه آهنگ ها زده اند ، که می توان این دسته را (( آهنگ های هدفمند )) نامید.
 

تلفظ درست واژه ها // یکی دیگر از موارد مهم (( کاربرد شعر درموسیقی )) ، دقت درسهولت تلفظ شماری از واژه های یک شعر توسط آوازخوان است . تلفظ شماری از واژه ها با خصوصیاتی که دارند ، برای برخی از آوازخوانان سهل و ساده نیست . ازاین رو موقعی که شعری برای یک کمپوز انتخاب می گردد ، درقدم نخست باید آهنگ ساز بداند که آوازخوان مورد نظر او – نظر به ویژگی های فردی اش – آیا می تواند شماری از واژه های آمده درشعر انتخاب شده را به درستی و به گونه ای هنرمندانه تلفظ کند یا نه . شماری از واژه ها نظر به بارمعنایی و ویژگی هایی که دارند ، ایجاب می نمایند که مطابق به واژه همان خصوصیات معنایی شان تلفظ شوند . مثلا واژه های آرام ، آهسته ، قطره قطره ، اندک اندک و . . .اگر شمرده شمرده ، واضح و به آهستگی ادا شوند ، برکیفیت آهنگ می افزایند و برعکس اگر این واژه ها و یا امثال این ها درقالب یک تال سریع و آن هم – خدا ناخواسته – باموزیک جاز ادا گردند ، دیگر این واژه های بیچاره معانی اصلی خویش را از دست می دهند و نه تنها که با موسیقی همنوا نمی گردند ، که مبدل به مجسمه ی بی روح و بی اختیار همان واژه ها می گردند .

 مراعات معیارهای ذوقی // همه می دانیم که معیارهای ذوقی نزد افراد و طبقات مختلف جامعه یکسان نیست . ازاین رو وقتی آهنگ ساز کمپوزی را تهیه می بیند و می خواهد شعری را درقالب آن کمپوز جا به جا سازد ، طبیعتاً نظربه نوعیت ساختاری آن کمپوز ، خود می داند که این کمپوز مورد استقبال چگونه افراد یا طبقاتی درجامعه قرار خواهد گرفت ، و درحقیقت این آهنگ را برای چه کسانی و چه مناسبتی ساخته است . البته پس از مرحله ی آمیزش شعر با کمپوز ، این حدس و گمان به مرز یقین نزدیکتر می شود و آهنگ ساز ماهر و مجرب ، خود می تواند مقدارپذیرش آهنگ جدید را درمیان جامعه نزد خود تخمین بزند . ازاینرو لازم است که وقتی آهنگ ساز دست به ایجاد یک پارچه ی جدید می زند ، معیارهای ذوقی شنوندگان را مد نظرقرار داده و مطابق با آن به گزینش شعری بپردازد که بارمعنایی آن متناسب با حرکت موسیقی مورد نظر باشد ویا برعکس این عمل را انجام دهد اما اگر منظور یک گروه یا طبقة خاص باشد و یا مناسبتی درکارباشد ، قبل ازترکیب شعر و کمپوز ، باید معیارهای ذوقی آن گروه و یا مقتضیات آن مناسبت را مدنظرقرار دهد . به عنوان مثال آهنگ هایی که مورد استقبال جوانان قرار می گیرد ، سالمندان آن را نمی پسندند و آهنگ هایی که مورد توجه سالمندان یا اشخاص چیزفهم که  بیشتر به محتوای موسیقی اهمیت می دهند تا به شکل و فرم آن ، طبقه ی نوجوان خوش ندارند .
 رعایت همگونی در سلسله واری آهنگ ها // شاعران غزل سرای گذشته ی ما ، در ارائه ی تصویرهای متفاوت دستِ باز داشتند . یعنی دریک بیت از وصل یار سخن می گفتند و دربیت دیگر از فراقش شکوه سرمی دادند . درمصراعی وصف دلدار و درمصراعی دیگر هجو دلشکار . این شیوه متناسب با مقتضیات ادبی آن زمانه ها بود و ایرادی نداشت اما شعر امروز بیشتر بر روی وحدت موضوع اتکا دارد تا به تنوع تضاد های موضوعی . وَ اگر قرار باشد درفضای شعر تنوعی هم صورت بپذیرد ، باید خارج از دایره ی ( وحدت موضوع ) نباشد . درموسیقی نیز عین همین مورد، صدق می کند .
درگذشته ها اگر آهنگی ساخته می شد ، آوازخوانی آن را یا دریک محفل می خواند و یا در رادیو و جاهای دیگر یک بار ثبت می شد و بعد وظیفه ی آهنگ ساز و آوازخوان تمام بود . امروز با پیشرفت تکنولوژی و کاربرد دستگاه های مدرن صوتی و تصویری ، آوازخوانان ما چندین آهنگ را یک باره درقالب یک کاسِت یا سی دی به شنوندگان عرضه می دارند...

در آخر، سه نکته ی مهم را باید ملکه ی ذهن کرد؛

- بارمعنایی شعرهای انتخاب شده درهمه ی آهنگ ها باید متناسب با همدیگر باشد . نه آن که درشعریک آهنگ از خون و آتش و دود و باروت سخن رفته و به دنبال شعری در بیان بوس و کنار ومعشوق و یا امثال آن باشد .
- برای متناسب بودن راگ ها ، راگنی ها و تات های شادی آفرین و غم انگیز نیز باید اهمیتی بزرگ قایل شد . اگر آهنگی درقالب یک راگ شادی آفرین ارائه گردد و به دنبال آن بلافاصله آهنگی درقالب یک راگ غم انگیز نواخته شود ، توازن فکری شنونده را برهم می زند و روح سرگردان را سرگردان تر می کند .
- دقت درتناسب نظم های ضربی مجموع آهنگ های گردآوری شده دریک مجموعه  نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است . اگر سرعت نظم ضربی یک آهنگ شنونده را به رقص و پایکوبی فراخواند و آهستگی رفتار درنظم ضربی آهنگ بعدی دست شنونده را گرفته و او را به نشستن در گوشه یی وادارد و این کار چندین بارتکرار شود ، ذهن و روان شنونده حق دارد که تنظیم کننده ی آن مجموعه را محاکمه ی ذهنی کند و حکم غیابی تبعید دایمی او را صادر نماید . کوتاه سخن آن که : اگر مجموعه ایی از آهنگ ها درقالب یک سی دی یا کاست  جمع آوری می شود ، رعایت تناسب دقیق بارمعنایی شعر ، نوعیت راگ ها و سرعت نظم های ضربی از نخستین تا فرجامین آهنگ آن مجموعه ، به علاوه ی این که توانمندی هنری تنظیم کننده را به نمایش می گذارد ، برمقدار تأثیرگذاری عاطفی آن افزوده و برشهرت و محبوبیت خودهنرمند و دست اندرکاران آن مجموعه نیز می افزاید . اگر رعایت توازن و تناسب های یادشده میان آهنگ های یک مجموعه صورت نگیرد و روح شادی زا و اندوه آفرین آهنگ ها، یکی به دنبال دیگری برسراپرده ی گوش شنونده حمله ور شوند ، یا شنونده درحال بوس و کنار معشوق باشد که یک باره صداهای ناهنجار انفجارِ بمب و خمپاره  او را تکان دهد و سراسیمه اش کند و یا این که شنونده همگام با سرعت یک تال موسیقی دررقص باشد که دفعتن آرامی تال دیگر دست او را گرفته و سرجایش بنشاند..