حنجره ی            زخمی        زاگرس

برای مان بخوان..

برداشتاز:گهر - کسرائیان

         
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۶ ق.ظ توسط ع . چکاد  | 
کسی  سرداده   آواز  کمانچه

میانِ   شهر...با ساز  کمانچه

کسی انگار می خواهد بگوید

به مردم

............آخرین  راز  کمانچه

"ع.چکاد"

...اين روزها کمتر خواننده ای ست در این منطقه،حريف  هوش و حنجره ی ايرج شود.خواننده اي،بهتر بگويم،شاعري كه بيت بيت سروده هاي خود وَ شاعران بومي بزرگ اين منطقه را،با حنجره ي زخمي زاگرسي اش،چنان بر تار و پود ساز و سه تير موسيقي محض مي گمارد،كه نمونه اش به حق كمياب است و نادر . كسي كه   هم حنجره ي خود را خوب شناخته است ، هم داشته هاي  دیار امروزي و دور دست خود را . وَ چنين است  ، كه گامي فراتر از موسيقي بومي (لكي و لري) نهاده اند .
ايرجي كه هماره توانسته است در اين سال هاي پر فراز و نشيب و تنگناهاي مادي ،روحی روانی ، با تحولي باور نكردني در عرصه هاي " آهنگ سازي" - "شعر" - "تحقیق و پژوهش " موفق و پيشرو باشد . اغراق نيست و همه به روشني شاهد آثار و اثر این هنرمند بزرگ لرستانی(حتا بر شعر و موسيقي بومی ديگر اقوام دور و نزديك)هستیم و مي بينيم كه وي ، نه تنها يك خواننده با حنجره اي زاگرسي بلكه در عرصه هاي ذكر شده نیز در رده های ي ابتدايي ليست امروزي ها قرار داشته و  تأتير شايسته اش  به حق قابل بحث و پرداخت است
خواننده ای كه با آثار كم مانندش،مخاطبان خود را به چندين و چند باره خواني و تأملي عميق وا داشته است و می دارد....
چندين سال است که ایرج و حنجره اش را مي توان بی اغراق در پَرچين چشم و چاره ي تك تك جوانان اين ديار ،با آثاری مانند: "آئینه ی اشک" - "بهارباد" - "سفرامید" - "گل آتش" - "ستوین اشکسه" - "وَ پراکنده هایی چون؛دونه دونه - ای یارمِ - کِی مِمیره - بَزَرون -گِرو سرزمین -آرزو - بوار بارو  - هِی رارا بژن و..... مشاهده كرد....

گرچه به اعتقاد بنده، این نوع موسیقی، توان همراهیِ حنجره ی این بزرگمرد دوست داشتنی را نداشت و ندارد و نمی بایست و نباید خلاقیت همه جانبه ی خویش را ، حنجره ی دردناک و سروده های محشر خویش را،صرف تعهد به موسیقی بومی، تا به این حد محدود به  این نوع موسیقی می کرد اما با این حال و به هرحال، گذشته از تعارفات هنری، نه اینکه هنوز پیشرو است و پیشمرگ شعر و موسیقی آن منطقه و فراترش،بلکه در گذشته نیز ما کسی شبیه این هنرمند باهوش و خلاق،درسرایش سروده های بومی و موسیقی آن منطقه،با چنین احساس، ایده ، حنجره و نوآوری ..نداشته ایم..
حنجره ای که وقتی از پایین به اوج می رسد یا بالعکس، تمام تنت به لرزه می افتد و اشک در چشم هایت حلقه می بندد..حنجره ای که وقتی سر، باز می زند به سخن ، بند بند دردها - سوگ ها وَ سورهای گذشته گان مان را زنده زنده  پیش چشمان مان، تکه ،تکه، تکه..می کند و به بار می نشاند و سرزنده می کند همه چیز را از نو...در حنجره ی زخم خورده ی این بزرگمرد لرستانی گفته ها و ناگفته های بسیاری است که تنها با هوااااااار هوارش، بدون کلام،..خویش را و دودمان زخم خورده ی خویش را به روشنی و بدون شرح روایت می کند..ایرجی که؛

" كه ايرانم / به بالایِ بامِ بلندِ هَوارش نمي رسد..."
================
عزت اله علی پور(ع . چکاد)
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • آبان ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
  • ایرج در پس پرده های موسیقی
  • زبان و موسیقی..
  • تصویر
پیوندها
  • نوشته هایی درباره ی استاد رحمانپور
  • شعر و ادب لکی..
  • موسیقی لرستان
  • فریادهای بانوبهار..
  • هواداران استاد رحمانپور
  • هنا منا
  • سرزمین لُر
  • هانا
  • پلان آخر../ع.چکاد
  • ورو گشته
  • هواداران ایرج
  • دل زندها
  • فروغ فرخزاد
  • قلندرهای صحرایی
  • مینی مال
  • مکتب های ادبی هنری
  • پست مدرنیسم
  • ش-ایوانغرب
  • انار seyaw
  • لرسو
  • آوای دل
  • قلعه ی لور
  • انتخابات 92
  • موژگان موزیک"کدهای زیباترین آهنگ های بی کلام"
BLOGFA.COM