تُونِه مِنِویسِم حنجره ی زخمی زاگرس
حنجره ی زخمی زاگرس
برای مان بخوان.. 
قالب وبلاگ
 

                   استاد ایرج رحمانپور:

                
                   آسیب‌ شناسی موسیقی لری

  قبل از آن که مطالبم را ارائه بدهم، اشاره‌ای به عنوان مقاله را ضروری می‌دانم، راستش را بخواهید دوست‌تر می‌داشتم ابتدا همایشی در راستای بررسی و نقد موسیقی لرستان برگذار شود، سپس خروجی این همایش و نهایت قضاوتی که در مورد وجه غالب آن اعمال گردد توسط نخبگان این امر تبدیل به دستور کاری برای یک همایش گردد، بطور کلی منظورم این است که باید ابتدا ضعف‌ها و قدرت‌ها با هم دیده می‌شد و سپس خط مشی لازم از تلفیق در دوره های استخراج می‌شد .

با همه ی این ها اقداماتی از این دست گام‌های ستونی در ارتباط با تجزیه و تحلیل این موضوعات است که باعث جلب توجه مدیران و متولیان از طرف دیگر اهالی هنری دیگر خواهد شد . هر چند امیدوارم هرگز دیدگاهی وجود نداشته باشد معتقد به اینکه عده ای معین کنند موسیقی دان چه بزند و مردم گوش کنند بهترین روش آزادی در آفرینش است وقتی در مورد پدیده ای به قضاوت می نشینیم و به این نتیجه می رسیم که پدیده مذکور را آسیب تهدید می کند باید مشخص شود که این پدیده از چه زاویه ای مورد نقد است و با چه چیز مقایسه شده ، آیا آن پدیده را با گذشته خود مقایسه کرده ایم یا با پدیده هایی از جنس خودش و مربوط به جای دیگر متفاوت خواهد بود میان بررسی پدیده ای از نظرگاه اهالی آن موضوع یا متولیان و مدیران و سیاست گذاران آن موضوع از طرف دیگر مقایسه با چه معیاری و چه ابزاری و با چه چیز علی رغم اعتقاد به وجود آسیبها ، دیدن آنها و اندیشه پیرامون آنها باید به اطلاعات بسیار دقیق پیرامون موسیقی به طور عام و بویژه موسیقی لرستان مسلط باشیم که من ترجیح می دهم از موضوع یکی از اهالی موسیقی لرستان تا آنجا که اطلاعاتم قد می‌دهد گزارش گونه ای از وضعیت موسیقی لرستان تقدیم نمایم تا امکان هرگونه قضاوت و داوری با اشراف بیشتری امکان پذیر باشد ، همان طور که در ابتدا عرض کردم گاه بررسی یک موضوع ، قدرت یا ضعف آن ممکن است از ناحیه مدیریت آن موضوع باشد که نگران آنچه هزینه شده است ، داده ها و دست آوردها را در حد و اندازه برنامه ریزیها و هزینه ها نداند .

در این مورد خوشبختانه نه از سر غرور یا توسعه نیافتگی بلکه ازموضوع مدیون نبودن موسیقی بدهکار هیچ کس نیست، نگاهی گذرا در طول تقریباً سی سال گذشته به اسناد مالی تمام ارگان ها بهترین مستند برای عدم توجه به موسیقی توسط مدیریت های مختلف می باشد . حتی یک برگ سند در طول سالیان گذشته در اسنادهای ارگانی نیست که برای موسیقی هزینه شده باشد البته سایر موارد هنر هم چنین است لکن چون مورد نظر موسیقی است ما تنها به این مورد اشاره می کنیم و اینها همه در حالی است که در تمام دنیا رویه ای خلاف این رویه اعمال می شود به عنوان نمونه در امریکا بخش دولتی ۲? و بخش خصوصی ۱? از درآمد خود را اجباراً صرف امور هنری- فرهنگی می کنند .

بنابراین در بررسی و نقد مطلبی، قبل از هر چیز میزان نهاده ها برای آن موضوع باید دیده شود در مرحله بعد خروجی اگر برابر نهاده ها نبود باید ایراد وارد کرد ، در حوزه هنر وفرهنگ چند کمک اساسی از طرف ارگان ها می تواند صورت گیرد که می توان زیر مجموعه– مادی معنوی آنها را طبقه بندی کرد . قرار دادن ردیف های برای امور فرهنگی ، اختصاص تریبون در رسانه به این امور و در مجموع حمایت ، تدارک و تبلیغ و ترویج این موضوعات اولین و پایه ای ترن اموری است که اهالی این امور را موظف به انجام وظیفه و امیدوار به ادامه حیات می کند.

در بعد رسانه کمترین موقعیت و امکان برای هنر خصوصاً موسیقی فراهم می شود یا اصلاً‌ نیست یا در حدی است که اصلاً‌ به حساب نمی آید. شاید ار هر منتقد و پژوهشگری در ابتدا اطلاعاتی دقیق پیرامون موضوعات داشته باشد کمتر مطالب کم تعداد موسیقی درمطبوعات سلیقه ای و بی ارتباط با موضوع از آب درآید.

گاه بررسی ازناحیه بالادستی‌ها نیست و از طرف مشتاقان و دلدادگان امور هنر صورت می گیرد اما اگر این بررسی همه جانبه، در پروسه و همراه با آمار و ارقام نباشد باز هم نتیجه این می شود که قبل از هر بررسی در یک نگاه از بیرون به یک پدیده یا همه چیز را گلستان می بیند یا نه همه چیز را خاکستری و تیره و در نتیجه اولین نشست موسیقی در لرستان می شود همایش آسیب شناسی موسیقی لرستان .

غفلت از اطلاعات دقیق در مورد بضاعت موسیقی لرستان حتماً تأثیر بدی بر دارایی ها خواهد داشت گاه قدرتی ضعیف یا ضعفی قدرت تلقی خواهد شد و تحلیلی نادرست پیرامون موضوع بدست خواهد داد .

واقع این است که موسیقی لرستان چه در مقایسه با گذشته خود و چه در مقایسه با موسیقی سایر اقوام علیرغم دارا بودن عیب و ایراد فراوان که داشته و دارد ، عنصر زنده ، پویا و تاثیر گذار در حیات اجتماعی خود بوده است.

هنگامی که به آسیب در موسیقی لرستان اشاره می کنیم باید روشن کنیم که این آسیب از ناحیه محتوی و مضمون است یا از ناحیه شکل است یا بر می گردد به . . .

یکی از حوزه های محتوایی زنده و پویا بودن عنصری در مقابل اتفاقات پیرامون است و نوع عکس العمل آن پدیده روشن می سازد که چقدر آن پدیده راه خود را درست رفته یا به ترکستان میرفته است .

اتفاق بزرگ و تکانه شدید انقلاب در حیات اجتماعی مردم ایران تاثیر خود را بر همه حوزه های زیست این مردم و از جمله موسیقی گذاشت ، عکس العمل موسیقی لرستان از ابتدا در آثاری که بوجود آمد و شاخص آن دایه دایه با صدای محمد میرزاوندی بود و پس از آن تاثیر انقلاب و جنگ در اثری به نام جرس با سرنای زنده یاد استاد شامیرزا مرادی و کوشش استاد علی اکبر شکارچی همراه با شعر و صدای نگارنده مدتها به یک اتفاق در موسیقی آنهم نه تنها در استان بلکه در کشور تبدیل شد . مرحوم شامیرزا شناخته شد و تا سلطانی سازهای بادی جهان ارتقاء یافت ، اثری مشابه در فرهنگ سایر اقوام دیده نشد همزمان با این جوشش و دوره دوره های علی اکبر شکارچی که در حوزه اندیشیدن اتفاق می افتاد در حوزه مدیریت در استان بلاتکلیفی حاکم و تا مدتها موسیقی لرستان در عرصه زندگی به تعطیلی کشیده شد و این در حالی بود که موسیقی لرستان در آستانه انقلاب در حد و اندازه آبشخور خود نبود حتی تحت تاثیر موسیقی مرکز و عوامل انحرافی دیگر ترانه ها و نغمه هایی میرفت به معرف فرهنگی ما تبدیل شوند که کوچک ترین قرابتی با غنی و ژرفای فرهنگ انسان زاگرس نداشت ، ترانه هایی به غایت مبشر و مبلغ برهنگی لگام گسیخته و ستایش گران عشقی ممنوع و غیر اخلاقی- از طرف دیگر چند ترانه بهتر عرصه فرهنگ لر هر چند به خاطر انعکاس بخشی از تاریخ مردم زاگرس که مواجه با دولت مرکزی و مبارزات طولانی در این حوزه بود وی نهایتا می توانست آثار مخرب در ذهن مخاطب پیرامون مردمان لر به جای بگذارد که برای همیشه ما را مردمانی عاشق و شفیته تفنگ و جنگ و زد و خورد به نمایش بگذارد به طور خلاصه علی رغم زحمات بی دریغی که توسط افرادی مثل آقای حمید ایزدپناه کشیده شده بود پیش از انقلاب وضعیتی مخدوش حاکم بر موسیقی لری شده بود ، آشفتگی بیمارگونه موسیقی مرکز خود را در سطح موسیقی اقوام هم جا انداخته و تعمیم داده بود .

شما در موسیقی طیفی ناهمگون از موسیقی سنتی با همه افتخارات و گذشته اش و ستارگانش در یک سو داشتید تا موسیقی بی هویتی به نام پاپ و تجربیاتی در زمینه های متفاوت مثل موسیقی آقای محمد نوری و کارهای خانم پری زنگنه ، بی قید و بند ترین موسیقی در فیلمهای سینمایی که آثار گرانبار دهه های سی و چهل را در غبار فراموشی فرو می برد .

تاثیر همین امور و نیز نوعی همراه شدن با فرهنگ مسلطه وضعیتی در منطقه بوجود آورده بود که میسر نبود به راحتی روی نوعی از موسیقی لری دست گذاشت که برآمده از فرهنگ بومی باشد . اینها همه باعث نمی شود تک ستاره ها و آقار اتفاقی موسیقی لری را مثل ترانه زندگی یا موسیقی فیلم میراث نادیده گرفت .

بزرگ ترین آفت مسلط قبل از انقلاب نوعی اجتناب از نغمه ها و آواهای بومی بود که آنها را روستایی و بدوی تلقی میکرد و از آن ها دوری و بتری می جست ، مثل هوره ها و لای لای ها و ترانه های کار و غیره….

گفتیم که در تکانه شدید انقلاب، توسط افرادی که محتویات واقعی مردم خود را نمایندگی می کردند موسیقی نقش و جایگاه واقعی خود را پیدا کرد هر چند در ابتدا تکلیف کسی روشن نبود و هر اظهار نظری می توانست تبدیل به دستورالعمل شود این امر موسیقی در عرصه زندگی را وا پس رانده بود در حالیکه در نواحی همجوار ما به ؟ دستگاه های رادیویی قبل از انقلاب و عمر دور دراز آنها و تولیدات انبوه بسیاری از نغمه ها و ترانه ها و خوانده های کرد و لرستان جا باز کرده بودند و همینها در زمان سکوت موسیقی بومی آهسته آهسته در خلاء رشد نموده و بعدها با ارگ به زندگی ما وارد شد .

غنی و ژرفای موسیقی باعث شد تا علیرغم غیبت در زندگی ، محصولات تولید شود که نتیجه و انعکاس واقعی زندگی مردم لر بود . همانطور که گفتم ترانه ها و نغمه ها در ارتباط با انقلاب ، جنگ ، به موقع خوبی از اندوخته های هنر دوران ساله توشه لازم را برای مصرف بر میداشت و بر سر زبانها می انداخت.

حتما فراموش نکرده اید که محصولات موسیقی لری در بحبوحه جنگ نظیر ساخته‌های آقای درویش‌رضا منظمی به سرود جبهه‌ها تبدیل شده بود در هنگامه سازندگی و تنش‌های متفاوت اجتماعی موسیقی لرستان معافی میدان و تاثیر گذار و تاثیر پذیر. عنصر زنده و پویای فرهنگی محیط خود شده بود در حال حاضر موسیقی لرستان علیرغم افت و خیزهای متفاوت در حوزه محتوی و شکل دچار دگرگونی‌های عظیم شده که می توان به شکل زیر دسته بندی کرد.

در حوزه رشدی که در شکل نموده با اینکه در ابتدای انقلاب نوازندگان انگشت شماره و گاه خیلی ماهر نبودند .

امروز حضور علی اکبر شکارچی در مرکز تفکر موسیقی ایران با داشتن پشتوانه عظیم زاگرایش یکی از تعیین کننده ترین چهره های موسیقی لری است ظهور فرج علی پور درقامت نوازنده ای چیره دست در داخل و خارج کشور و سپس ظهور صدها شکارچی و علی پور در حوزه نوازندگی و تکنیک دیگر بر کسی پوشیده نیست امروز کسانی مثل . . . ،گروههای متعدد نوازنده در سطح عادی در شهرستانهای مختلف استان که خود را بی رغبت و بی نظیر میدانند ، دورود ، الیگودرز ، کوهدشت ، خرم آباد ، اندیمشک و سایرجاه ها امروز هر یک قطبی از موسیقی شده اند .

حضور همین نیرو خود زمینه ساز تولید آثاری گرانبار و بی نظیر در موسیقی لری شد که هر یک در موسیقی کشور یک اتفاقند ، همینطور در اجراهای زنده چه در استان و چه در کشور از قوی ترین گروهها بوده و هستند ترانه سرایی در لرستان امروز در اوج خود در حال رشد و اعتلی است ، مضمون ترانه های امروز لرستان در وضعیتی است که می توان گفت در سطح کشور یا بی نظیر یا کم نظیر است.

تولید آثاری مثل خلق لر ، جرس ، داغ شقایق ، اثری در اوج آهنگ سازی و ترانه سرایی بهار باد به مثابه اثری توصیفی که در سطح سایر اقوام نظیر و بدهی برای آن نمیتوان یافت . کوهسار اثری مبتنی بر روح بختیاری موسیقی هنوز مانده است تا شناخته شود . موسیقی فیلم خون بس اوج احساس ، دانش و تکنیک است که سالها مانده تا توسط مشتاقان کشف شود و پیرامون آن بحث و جدل شود .

پس از آن آثار نگارنده آینه اشک ، سفر امید ، گل آتش اوج زندگی موسیقی توأم ، چوپی های علی پور، شو عید فرشاد سیفی، و اجراهای متعدد زنده که دو نقطه عطف آن زلزله شمال و زلزله بم از افتخارات موسیقی لرستان باقی خواهند ماند .

حضور تأثیر گذار لرستانی ها در خارج از کشور بدور از رسانه و تبلیغ بی نظیر ترین حضور در سطح ملی و قومی است .......ادامه ی نوشته پائین عکس...

                   

درحوزه ساخت و تولید ساز و ظهور چهره ای مثل است (احمد مراحمی در این حوزه و تربیت شاگردهای بی شمار ، اوجی است که هرگز موسیقی لرستان آنرا تجربه نکرده بود شاید حیرت کنید اگر بگویم از مرکز همین کانون ساز سازی در کشور هدایت می‌شود و تغذیه فکری و کاری می شود . در حوزه مدیریت تولید اثر فرهنگی – امروز در سطح لرستان نیروهایی دارای این مهارت شده اند که در گذشته اصلاً وجود نداشته است این پروسه پیچیده و پر از موانع امروز افراد ، از ابتدا تا انتها توسط نیروهای بومی هدایت می شود که خودش سرمایه ای عظیم است . افرادی مثل فرشادسیفی و امین عباسیان امروز قادرند پروسه تولید صوت و تصویر را خود مدیریت کنند .

در حوزه اندیشه و تسلط به دانش آهنگ سازی امروز دیگر است و شکارچی تنها نیست نیروهای تربیت شده و تحصیل کرده در این حوزه به تعداد فراوان از پشتوانة محکم موسیقی لرستانند که هیچ زمان دیگری چنین نبوده است ، پرویز زاده ، هومان رومی، کردعلیوند در میان جوانان، مسلم علی پور تنها نمونه کوچکی از صدها نیروی شناخته شده و پنهان این عرصه اند .

ذکر این موارد اشاره ای کوتاه و عجولانه بر داشته هایی است که مثابه لشگری آماده نیازمند تدارک تجهیز و حمایت و هدایت است تا بیافریند و تجربه کند مسلماً آنچه تاکنون آفریده شد شاهکار نیستند نادیده گرفتن آنها هم انصاف نیست وقتی که بدانیم همه اینها تنها به درد عشق اتقاف افتاده و دیگر هیچ .

و اما نگرانی هایی که دلسوزان و شیفتگان موسیقی لری بر آن داشته که همایش حاضر را تدارک ببینند باید مقداری باز شود تا معلوم شود اساساً این نگرانی ها بجاست یا خیر ، تا آنگاه بتوان بدرستی در تصمیم گیریها و قضاوتها به داوری نشست .

یکی از نگرانی های دوستان که در فراخوان اولیه جشنواره هم به وضوح به آن اشاره شده بود آسیب هایی است که از ناحیه موسیقی کردی بر موسیقی لری وارد آمده .

واقعیت این است که زمانی طولانی در غیبت موسیقی بومی و جلوگیری از حضور ریشه های نوازنده در شادی ها بخشی از موسیقی با ارگ در عروسی ها باب شده بود که بیشتر ترانه های کردی می خواندند وقتی در عرصه ای خلاء وجود داشته باشد مردم منتظر نمی مانند و انتخاب می کنند و به دم دستی ترین چیزی که آن تمایل را پاسخ بگوید دست می یازند . و نتیجه غیبت موسیقی شاد لری در شادیها همان بود که دیدیم اما به تدریج و با حوصله برای این موضوع فکر شد و خوشبختانه آهسته آهسته تولیدات بومی حضور سطحی و غیر واقعی را می گیرد ، هر چند نگارنده اعتقادی به حذف موسیقی اقوام هم جوار از زندگی ندارم و آنرا افتخار نمی دانم .

سال ها همزیستی و خویشاوندی تاریخی ما و قوم کرد این تعامل متقابل را ناگزیر بوجود خواهد آورد و ازآن جائی که آبشخور بسیاری از اندوخته های موسیقایی ما یکی است ممکن است همزمان یا با تأخیر هر دو به یک نو آهنگ و نغمه برسیم و خصوصاً در حوزه رقصها و ترانه های شاد به علت اشتراک در ریتمها ناگزیر شباهت هایی در تولیدات بوجود خواهد آمد و این ناگزیر زندگی زیر یک سقف است سنجیده نیست در حالیکه مردم اروپا از فلسفه غرب ، هنر غرب و….. حرف می زنند ما برای خود از آرامگاه تا شقایق فرهنگ تعریف کنیم و در مرزی محصور خود را از هر گونه داد و ستد هنری و فرهنگی محروم سازیم و آنوقت به خود ببالیم که اصیل مانده ایم .

نگرانی دیگر عزیزان تأثیرات موسیقی ملی بر موسیقی بومی است . موسیقی ملی به مثابه مادر از طرفی برگرفته از موسیقی اقوام و از طرف دیگر بعد از تدوین و گردآوری و تبدیل به خط مشی باید به موسیقی اقوام تأثیر گذارد باید به این عزیزان گفت ، ما را از مجموعه ای گرانبار که به کوشش سرمایه های ملی یک کشور فراهم آمده محروم نسازید و بگذارید موسیقی ما هم وام دهد و هم وام بگیرد آنهم از موسیقی کشور خود ، از آنچه که طعم و رنگ و بوی او را دارد سزاوار نیست تاثیر پذیری و قانونمندی ها و دست آوردهای علمی ملی را یک نقص و عیب بزرگ تلقی نماییم و دستان خود را ببندیم هر چند نگرانی این عزیزان آنجا که مرز هویت درهم ریخته شود بجاست و نگارنده به شهادت زندگی هنریم از پروپاقرص ترین طرافداران قضیه هویت بوده و ابتدا آنقدر بر این قضیه پافشاری کردم که در آثار منتقدین بومی متهم به واپس گرایی شده ام حتماً میدانید که دفاع من از هویت لر و احیاء این هویت و افتخار به آن چقدر در حوزه اندیشه به من لطمه وارد کرده و در مضان چه اتهاماتی قرار گرفته ام .

عرصه دیگر نگرانی عزیزانی که به موسیقی لری آن هم از نوع خرم آبادی آن خو کرده اند و محدود بودن موسیقی لری به خرم آبادی آنرا به علت وجود امکانات رو مرکز در گذشته یک امتیاز میدانند و تخطی از آنرا خیانت به موسیقی لری .

به این عزیزان باید گفت : انحصار نوازندگی در دست بزرگانی مثل حسین خانی یا خواندن با زبان خرم آبادی به علت نبودن امکان برای بقیه بوده و گرنه هیچ و لری ، فراموش نمی کند در شادیهایش . برزان – سوزه سوزه – هی لو – هر بزازکه – بنیا بنیا را لکی می خواندند حتی اگر علی رضا یا پیرولی می نواختند .

بنابراین اگر هم برایشان سخت است ولی باید بپذیرند فرهنگ لری دارای سه مساحت لری ( خرم آباد ) بختیاری – لکی است تصور فرهنگ لری بدون هر یک از این اندام ها موجود ناقص الخلقه ای را در نظر دارد و بس – مگر می شود از هزاران سال اندوخته لکی و بختیاری که دارای گرانبارترین دست آوردهای فرهنگی است را نادیده گرفت با کمک این سه عرصه است که رنگین کمانی از فرهنگ و احساس استان ما را در بر گرفته و باید به آن بالید و از آن برداشت و به جهان هدیه داد – در کنار این سه عنصر پدیده هنری – فرهنگی اعتقادی یارستان را که در فرهنگ لکی می گنجد اگر از نظر دور بداریم گویی لرستان را درون قلب در نظر گرفته ایم .

حوزه دیگر نگرانی ، از برداشتی غلط بدون منبع نشات می گیرد ، معلوم نیست بر اساس کدام بررسی علمی در جایی حکم شده که موسیقی لری « ماهور » است ولا غیر و اگر اثری لری در دستگاه دیگری نواخته شود اصالت ندارد ، اولاً اهل فن می دانند ماهوری که موسیقی لری یا بخشی از موسیقی لری در آن است خود با ماهور ردیف ایرانی تفاوتها داده ، و اگر با مقداری اغماض این دو ماهور را یکی بدانیم صحبت از بخشی از موسیقی لری آنهم بخش آوازی آن است ، همه میدانند اساساً هر چه که با سرنا نواخته می شد چه در گذشته و چه حال شامل تمام دستگاه های ایرانی می شوند مثلاً چمریانه در جایی تکیه بیشتری بر ماهور در جایی اصفهان و در جایی شور دارد و بسیار ترانه ها و نغمه های ( لری ، لکی و بختیاری ) که در دستگاهها مختلف ردیف ایرانی هستند هر چند اتلاق دستگاه و ردیف به این نغمه ها از طرف تحصیل کرده ها صحیح دانسته نمی شود . مثلاً در بختیاری آوازهایی داریم یا مویه های لکی که مرکب خوانده می شوند و از آغاز تا پایان در گشت ملودی متفاوت و متضادی برخوردارند که در جشنواره تال یکی از این آوازها توسط استاد شکارچی بصورت کارگاهی اجرا گردید – به هر حال نگرانی از این ناحیه نیز بی مورد است و باید اجازه داد در همه عرصه ها تجربه صورت گیرد .

همین طور است استفاده از سازهای مختلف یا فنون دانش آهنگ سازی از قبیل هارمونی و ارکستراسیون که باید اجازه داد موسیقی لری همه از این دست آوردهای علمی که مربوط به همه بشریت است بهره ببرد و داشته های خود را سامان علمی بدهد .

هر چند بد نیست هر از گاهی سه نوازی کمانچه ، تنبک و خواننده هم نمایش داده شود آنهم به عنوان یک شکل نه شکل غالب و مسلط که تخطی از آن جنایت محسوب شود .

نگرانی دیگر دلسوزان رخنه موسیقی پاپ در موسیقی لری است . باید به عرض این عزیزان رساند که چگونه ممکن است ما خود را به صورت یک جزیره به دور از اتفاقات این کره خاکی از هر گونه اتفاقی دورنگاه داریم .وقتی موسیقی پاپ به عنوان نوعی از موسیقی بر سراسر جهان سیطره می یابد درست یا غلط به موسیقی جوان پسند بیشتر جوامع تبدیل میشود مگر ما میتوانیم از این قاعده مثتثنی شویم ؟ باید اجازه داد جوانان لرستانی این نوع موسیقی را در قامت بومی و با مهر خودشان تجربه کنند ،چه بسا در همین حوزه آثاری خلق شود که بتواند با سرعت بیشتری غنی و ژرفای موسقی ما را به دیگران منتقل نمایند نگرانی دوستان در هر زمینه آنجا به جا و درست است که هر اقدامی و هر حرکتی نسنجیده و بدون مطالعه صورت گرفته باشد اگر هر کدام از این حرکات در نهایت به موجودی بی ریشه و ناشناس بوم زیست زاگرس تبدیل شود بدون شک همان آسیب است وباید از آن اجتناب نمود چه چیز بهتر از گفته استاد شکارچی در این زمینه می تواند چراغ راه باشد . ( باید به همه اجازه پرواز داد باید گذاشت تا افق های جدید تجربه شوند اما به صورتی که در بازگشت هر پرنده به لانه خود باز گردد و بر کاشانه خود بنشیند اگر این پرواز در حدی باشد که پرواز کننده کاشانه نیابد ولانه گم کند آن وقت خواهد دانست که بیراهه رفته است ) مجموعه آنچه گفته شد بدون هیچ رودرباستی وشکسته نفسی موسیقی لرستان رادر جیگاه رفیع به لحاظ شکل ومحتوی قرارداده است . آنهم بدون هیچ حمایتی و تنها به مدد انگشت شما را قراری که زندگی بر سر این کار نهادند و به قیمت محرومیت خود و اطرافیانشان از یک زندگی ابتدائی به این روند یاری رسانده وهر یک گوشه ای از این بار برداشته و بر دوش دارند آنهم بدون داشتن دوقلوی آن سوی مرز در خود می زاید در خود می شکند ، اگر مدیریتی نکته سنج و زمان شناس این داشته ها را به فعل درآورد میتوان موسیقی لرستان را به منبعی برای درآمد در سطح جهان ارتقا ء داد .

بزرگ ترین آسیب هنر لرستان نادیده گرفتن تنگناه ها و محدودیت ها و محرومیت ها ، داشتن توقع معجزه از دستان بسته است .

مدیریت های متفاوت السلیقه ارگان های مرتبط با فرهنگ به جای تقویت و حمایت گاه توانمندی های موجود را تا آستانه توقف کامل پیش میبرد.

وقتی برای محصولات موسیقی تنها امکان موجود صدا وسیمای هر استان است وپخش موسیقی در صدا وسیما مستلزم رعایت هزاران اما و اگر است آن وقت تنها راه ارتباط موسیقیدان لر می شود جمع شدن های اتفاقی مردم و پس ازآن برای مدت های طولانی تنها مفر ارتباط با مخاطب نوار یا CD آن هم هنگام رانندگی و آنهم نه توسط همه است ، از چنین موجودی انتظار زایش وجوشش خیلی با انصافی نیست ، ایجاد انگیزه در هنرمند اولین عامل آفرینش هنری است کمک به هرچه روانتر شدن پروسه پر پیچ و خم تولید بهره مندی مادی ومعنوی هنر مند از اثرش ودر نهایت پخش اثر از وسا یل ارتباط جمعی و داشتن ارتباط مستمر با مخاطب همه عوامل هستند که اگر بر طرف نشوند نمی توان از آثار تولید شده انتظار ا ستحکام لازم و رعایت همه جوانب هنری داشت . آنچه تا کنون انجام گرفته هرچند به جای خود مهم و تأ ثیرگذار بوده و خالی از ایراد و اشکال نبوده . با ید همه جا نبه ودر همه حوزه ها نقد وبرسی شود تازه آنچه گفته شد منهای سهم بانوان در موسیقی لری است که سهمی تعیین کننده در حوزه صدا وحرکات موزون دارند که می تواند به جهان عرضه شود و جهان را تحت تأثیر قرار د هد .

زمان منتظر ما نخواهد ماند ، مخاطب بالاخره او قات فراغت خود را پر خواهد کرد هرکس بهتر و زودتر حرکت کند حتماٌٌٌٌ در فهرست انتخاب او قرار خواهد گرفت در غیر این صورت او نیازش را هر طور دلش بخواهد و از هر جای ممکن برآورده خواهد کرد .

 منبع: واحد موسیقی حوزه هنری لرستان

[ پنجشنبه یازدهم آذر 1389 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ ع . چکاد ]
 

عکاس : امین آزادبخت

         "...من پیش از آن که زشت شوم شعر می شوم....

                       "...از شعر زیبای سپیده مختاری"

          

[ چهارشنبه دهم آذر 1389 ] [ 8:0 بعد از ظهر ] [ ع . چکاد ]
موسیقى لرى از سرچشمه‌هاى موسیقى «ردیف» و ردیف‌نوازى است که بخش مهم آن از طریق کمانچه و کمانچه‌نوازى محلى در موسیقى رسمى ایران (ردیف) نیز تأثیر گذاشته است. موسیقى محلى لرستان چندان ناشناخته نیست؛ ولى برخلاف بسیارى از موسیقى‌هاى نواحى دیگر ایران، از حیث مقامات محدود است و معمولاً در «دستگاه ماهور» اجرا مى‌شود. موسیقى لرستان به چهار بخش : موسیقى کار، موسیقى مراسم، موسیقى عروسى و موسیقى ترانه‌هاى روز تقسیم شده است. ترانه‌هاى لرى با همهٔ‌ پیوندى که با ریشهٔ‌ زبان فارسى دارند، ‌براى همهٔ فارسى‌زبانان قابل فهم نیستند. این موسیقى، ‌از لحاظ اجرایى، ظریف و پیچیده است. غناى کلامى فراوان دارد و مهم‌تر از همه، ‌از روحیهٔ سلحشورى و حماسى برخوردار است. مهم‌ترین ترانه‌هایى که در استان لرستان خوانده مى‌شود عبارتند از : «شه‌نومه خوانی» (شاهنامه‌خوانی) که جزو موسیقى حماسى است و سخاوتمندى و سلحشورى را همراه با تاریخ پردرد بیان مى‌کند و معمولاً در «چهارگاه» اجرا مى‌شود. «بزمیری» که بیش‌تر براى تلف شدن حیوانات اهلى خوانده مى‌شود. هالوه گَنِم خَرِم، دوره دوره، ‌کَشکِلَه شیرازى خرم‌آبادى که قصهٔ‌ عشق و عاشقى و مهر و دوستى سادهٔ روستایى است که در هر منطقه به فراخور حال خود تا حدودى تغییراتى در آن داده‌‌اند. على دوستى یا على سونه در اصل اسم شخص بوده که بعدها به نام همان فرد معروف شده است. کشکله شیرازى گرمسیرى، کوکلاشیرى جو، ‌کوش طلا که بیش‌تر همسرایى زنان و مردان در غم از دست دادن یکى از نزدیکان است. بمیرم، میوله سیت بیارم، شیرین و خسرو و دایه‌ دایه که قصهٔ مبارزه‌ها و جنگ‌آورى‌ها و رشادت‌ها است که زبانزد همگان شده است. میرى، ‌قدم‌خیر، اى اى وى وى، ضرب سنگین سماع، ضرب سه‌پا و ضرب دوپا که براى مراسم رقص و عروسى است. سازهاى محلى لرستان عبارت‌اند از : کمانچه، ‌نى، سرنا، دهل، تنبک، دوزله و یک نوع ساز که مخصوص مراسم مذهبى فرقهٔ‌ اهل حق است و نام محلى آن «تمیره» است. ترانه‌ها و رقص‌هاى لرى بیش‌تر جنبهٔ‌ حماسى دارند و ترانه‌هایى که جنبهٔ تغزلى دارند، ‌کمتر متداول و معمول‌اند. رقص‌هاى بومى لرى نیز متنوع‌اند و به صورت گروهى اجرا مى‌شوند. برخى از این رقص‌ها با آهنگ ملایم و برخى دیگر با آهنگ تند انجام مى‌گیرند. در لرستان، ‌هنگام شادى و عروسى رقص‌هاى گروهى انجام مى‌گیرند. معمولاً چند تن از مردان که هر یک چوب‌هایى به دست دارند، ‌حرکاتى موزون و هماهنگ را با هم انجام مى‌دهند و زنان هم جدا از مردان، ‌با در دست داشتن دستمال‌هاى رنگى و جنباندن موزن آن‌ها در بالاى سرشان به صورت دایره‌وار، مى‌رقصند.
در سرزمین باستانی لرستان، قرن هاست که سه فرهنگ مختلف در کنار هم به حیات خود ادامه داده اند. فرهنگ « لری »، « لکی » و« بختیاری ». این سه قوم که هر کدام پشتوانه ای بسیار غنی از فرهنگ و تاریخ دارند، در حوزه های خاصی بر هم اثر گذاشته یا از یکدیگر تأثیر گرفته اند و با وجود همبستگی تاریخی و فرهنگی، هرکدام وجوه مستقل فرهنگی خویش را نیز دارا بوده اند.
در حوزه موسیقی، موسیقی بختیاری حریم خود را بیشتر حفظ کرده و عنصرهای خارج از فرهنگ خود را کمتر پذیرا شده است. البته گاه دیده می شود برخی ترانه ها که منشاء لری – و گاه لکی – داشته اند، در ایل بختیاری نیز رایج شده اند. در این زمینه می توان به آهنگ « دایه دایه » اشاره کرد. به جز آنچه گفتیم، تفاوت موسیقی و برخی آداب و رسوم میان بختیاری های لرستان و بختیاری های چهار محال و بختیاری و بویر احمد و کهکیلویه ثابت می کند که فرهنگ و موسیقی بختیاری نیز به سبب همسایگی با فرهنگ لری، طی قرن ها، تأثیرات مرئی و نامرئی بسیاری را پذیرا شده است. اما در یک نگاه کلی می توان چنین پنداشت که نفوذ فرهنگ بختیاری به مناطق همجوار بیش تر از نفوذ فرهنگ های لری و لکی به قلمرو فرهنگ بختیاری بوده است. « مرجنگه » و « شیر علی مردون » از جمله نغمه های بختیاری اند که مورد توجه لرها و لک ها نیز واقع شده اند. موسیقی لرستان از تنوع و پیشینه‌ای کهن برخوردار است. به علت روحیه سلحشوری، اشعار و سرودهای یشان بیشتر پیرامون مبارزات و مسایل اجتماعی است.
مردم لرستان اصولا“ براین باور هستند كه سرودخواندن دركارهای دسته جمعی باعث تقویت در كارشان می شود.
درهنگام برداشت محصول هم ریتمهای ویژه ای دارند مانند ( دوره دوره ). ندای موسیقی آنها از درونشان است بصورتی كه بسیار سوزناك است، بطوریكه براحتی شنونده با شنیدن آن پی به غم واندوه موجود درآن می برد وبا آن موسیقی هم آوا می شود.
نوازندگان و سرایندگان این سرزمین توشمالها هستند كه ازجایگاه ویژه ای برخوردارند.
▪ در لرستان نواهای گوناگونی وجود دارد :
- یاری و سحری نام دو آهنگی است كه ویژه سوگواری است و برای مراسم خاكسپاری مورد استفاده قرار می گیرد.
ـ آهنگ سواركاری كه ویژه سواركاران است و سرشار از هیجان می باشد.
ـ رارا، آهنگی است كه درسوگ فردی نواخته می شود كه همراه با رقص واشعار مور است.
ـ ( چمری ) یا ( چمریانه )، آهنگ عزایی است كه در مراسم سوگ زده می شود.
ـ تبرزكویی، این نوایی بهاری است كه درهنگام كوچ نواخته می شود.
ـ نواهای خدیوی و مال ژیری كه ویژه فصل پائیز وهنگام كوچ است.
ـ آوازهای شكارگری كه به صیادی مشهور ومعروف می باشد.
درمراسم سوگواری برای هرفردی بنابه ارزش و جایگاهش در آن قوم آوراز ویژه ای می خوانند چنانكه تفاوت زیادی میان اشعار سوگ كودكان وجوانان ناكام با مردان بزرگ قوم می باشد.


موسیقی‌های آوازی (کلامی) و موسیقی‌های سازی


موسیقی آوازی لرستان
كنكاش در وقایع گذشته بر مردم لرستان و سیری در ژرفاژرف سرگذشت فرهنگی و تاریخی آن، در گرو بررسی موشكافانه در چهره‌های ناشناخته زندگانی نیاكان سخت‌كوش این مرز و بوم است.  
نیاكانی كه با طبیعت و سرشت گیتی، انس و الفتی ژرف و با پدیده‌های پیرامون خویش پیوندی ناگسستی داشتند و در برخورد با مشكلات، با تبیین پدیده‌های ناشناخته، تجلیات ذهنی را به گونه‌های مختلف بر پردهٔ زندگانی، نقشی آشكار و جاوید می‌زدند. هر چند بازشناسی بخشی از ویژگیهای زندگی این مردم، با بررسی آثار دست و اندیشه آنها كه در قالب عناصر مادی و مینوی تجلی یافته و به یادگار مانده‌اند، شدنی است، ولی گذرگاه ورود به ك‍ُنه زندگانی آنها و اشراف بر بسیاری از ویژگیهای ناشناخته زیست و زندگی این مردم دلیر، جز مطالعهٔ دقیق و همه جانبهٔ چند و چونیهای جلوه‌های گوناگون امروزی نخواهد بود.
با وجود اینكه با مطالعه و معرفی آثار فرهنگ مادی و معنوی هر جامعه و پژوهش علمی در همین گذرگاه سخت و دقیق می‌توان به این جهان ناشناخته راه یافت، ولی بررسی فرهنگ‌ عامه مرز و بوم لرستان و پرداختن به همه عناصر فرهنگی آن شدنی نیست، اما با هدف نمایش گوشه‌هایی از تبلور فرهنگ عامه مردمان خردمند این مرز و بوم و ترغیب بیشتر پژوهشگران مشتاق به دریای بیكران فرهنگ موسیقایی، روزنه‌هایی از این تصویر توصیف‌ناپذیر را می‌گشاییم.
آوازهای بدون ریتم یا با متر آزاد
علی سونه (علی دوستی)
به طور كلی همان‌گونه كه از این عنوان پیداست، آوازهای لری كه گاهی نام مقام نیز می‌گیرند، بدون ریتم هستند و با متر آزاد اجرا می‌شوند. متداول‌ترین این آوازها، كه نقش بسیار مهمی را در این موسیقی ایفا می‌كنند، علی‌سونه است كه توسط مردان، به شیوهٔ تكی یا گاه به صورت مكالمات چهار یا پنج نفری (به حالت سؤال و جواب) همراه با كمانچه كه ساز ویژهٔ موسیقی لری است، اجرا می‌شود.
این آواز، گاه در دلتنگی، گاه در اوقات فراغت، در حال كار، در شادمانی و سور، گاهی به انگیزه تهی كردن درون از فشارهای روحی و شكوه و شكایت از جور روزگار، پند و اندرز و گاه در جلوه غم عشق، از حنجرهٔ توانایان این شیوه و با دست و پنجهٔ نوازندگان زبردست خوانده و نواخته می‌شود. مضامین اشعار آن با گویش لری و در قالب تك‌بیتهایی كه با حال و هوای آن موسیقی یگانگی دارد، گوش نیوشندگان راستین آن را می‌نوازد. برخی اوقات نوازندگان، این مقام را بدون آواز و با ساز تنها، به عنوان مقدمه‌ای برای خواندن ترانه‌ها، قطعات ضربی و رقص اجرا می‌كنند. در بیان قدمت این آواز همین بس كه آن را اصیل‌ترین، محبوب‌ترین، رایج‌ترین و مردم‌آشناترین نوای كهن می‌شناسند. برخی از اشعار این آواز عبارت‌اند از:
بار كنیت تا بار كنیم دی ملك دلگیر
تو دِ غصه مه د حسرت هر دك پبیم پیر
رخت بر بند تا رخت بربندم از این سرای دلگیركه تو از غصه و من از حسرت، هر دو با هم پیر شده‌ایم.
پیركه بیم كوركه بیم دو تا دو تامه
موز بره دگزم منسم پایامه
پیر و كور گشتم و پشتم خمیده شد،
عصا در دستم گویی پاهای من است.
عزیزبکی و میرنوروزی (عزیزبیگی و میرنوروزی)
این دو گونهٔ آوازی نیز همچون آواز علی‌سونه همراه با كمانچه و توسط مردان خوانده می‌شود. نام این آوازها منسوب به دو شاعر هنرمند و توانای لر زبان، عزیزبیگ و میرنوروز هستند. در فرم اجرای این آوازها كه بنا به ذوق و اندیشه این دو شاعر، آفریده شده‌اند، از اشعار ایشان استفاده می‌شود.
این دو آواز شاخه‌هایی از آواز علی‌سونه هستند كه نه حالت مویه را دارند و نه به صورت خاص، علی‌سونه محسوب می‌شوند و همین نكته نشانهٔ قدمت دیرینهٔ علی‌سونه و بنیادی بودن این مقام در آوازهای محلی لری است.
نمونه آواز عزیزبكی:
درد دل یا می‌كشم تا می‌كنم پیر
یا مورم دو قورس‌ُ یا وطن دیر
درد دل یا می‌كشد مرا یا پیرم می‌كند،
یا به گورستان و یا به وطنی دور می‌برد مرا.
نمونهٔ آواز میرنوروزی:
گردش چرخ فلك نی و مرادم
شادی رت د خاطرم غم من و یادم
گردش روزگار به كامم نیست،
شادی از خاطرم رفت و غم به یادم مانده است.
ساری خونی (ساریه خوانی)
از دیدگاه اهمیت آوازها در لرستان، ساری‌خونی با شهرتی تقریباً هم‌ردهٔ علی‌سونه، از حال و هوایی ویژه برخوردار است. غم و حزن مشهود در این آواز بارزترین ویژگی نهفته در آن است. ساری‌خونی عمدتاً به مویه نزدیك‌تر است و این غم‌انگیزی و حزن‌آلودی، گاه تا بدانجاست كه در مراسم سوگ نیز از آن استفاده می‌شود. این آواز را مردان به همراهی كمانچه می‌خوانند و با اشعاری به گویش لری، فضای حزن‌انگیز موسیقی آن را غمی دو چندان می‌بخشند.
آسمو اوری گرت تیره و تیره
كی دیه كرو بواَ وایك بمیره؟
آسمان را ابری تیره فرا گرفته است.
كه دیده است پدر و پسر با هم بمیرند؟
ای دله سی دیلرو هه می‌زنی زار
یه تونو به دیلرویه دینه یار
ای دل از هجر دهلران (كه یارت در آنجاست) پیوسته در زاری و ناله‌ای.
این هم تو و دهلران و دیدن یار.


انواع موسیقی آوازی
آواهای کار
برزگری ,خرمنکوبی (گاهوله)، شیردوشی (گا دوشی)، مشک زنی، برنج کوبی
آواهای شادمانه
سیت بیارم، بینا بینا، سوزه سوزه، بزران بزران، هی لُو هی لُو
آواهای عاشقانه
کشکله شیرازی، کوش طلا، گنِم خر، قدم خیر، اَی اَی، آفری قمرتاج، آواهای عاشقانه، کیودار، کلنجه زرد، ماله ژیر، بزران بزران، شیرین و شامیرزا، هاریلُو
کلام‌های دینی
کلام‌های یارسان، چل سرو
مویه‌ها
سرلشونه، مور، ساری خوانی، هوره -ژَن چِر-، گورانی
آواهای دلتنکی و غریبی
علیدوستی، عزیز بگی، هوره«کو چر» و «سوار چر»
آواهای حماسی
شیرین و خسرو، شاهنامه خوانی لری ولکی، قی دادُوا، حماسه کرمی، دایه دایه
آواهای طنز
ماس فروش، هورم هورم، هی را سی سله، دُز ناشی
آواهای هجو
لالایی ها
موسیقی سازی
سازهای لری
سرنا، دهل، کمانچه (تال)، تنبک (تمک)، تنبور. دوزله، بلور
مقام‌های شادی – عروسی
رقص (سنگین سما، دوپا، سه پا، شانه شکی، اشکاری. چو بازی. سوارونه)
انوع ساز (سرنا، دهل، تنبک و کمانچه)
رقص و آواز (بینا بینا، کیودار، کلنجه زرد. هی لُو هی لُو. بزران)
مقام‌های سوگواری:
نوع ساز (دهل، سرنا)
پاکتلی، چمری سحری، شیونی، یاری (یاره هو)
مقام‌های عاشقانه و دلتنگی :
کمانچه، تنبک
قدم خیر، کشکله شیرازی (دو گونه: گرمسیری و خرم آبادی)، علیسونه


ترانه های محلی اولین پایه تجربه موسیقی هر کشور به شمار می روند. غم و شادی، سور و سوگ، کار و فراغت و.... در بازتاب این آینه از ارزش خاصی برخوردارند. به دیگر سخن سرمایه اصلی موسیقی یک کشور نغمه های بومی و فولکلور آن کشور است.
شاید پیشینه ی هنرهایی چون رقص و موسیقی به تمدنهای نخستین بشری بازگردد، آن هنگام که مردان و زنان نخستین به شکرانه ی شکار به پایکوبی و رقص می پرداختند.
پیشینه ی موسیقی نیز در سرزمین کهن لرستان به هزارن سال قبل و به تمدنهای کهن چون کاسیان بازمی گردد؛ سفالینه هایی از هزاره ی چهارم قبل از میلاد، ابزار و ادوات مفرغین و... انسانهایی را در حال رقص و پای کوبی نشان داده اند.
شایان ذکر است که جای دارد پیشینه ی موسیقی دیار کهن لرستان، با تحقیقات و پژوهشهایی بسیار معرفی گردد همچنان که کارهایی ارزشمند نیز صورت گرفته است، غرض حقیر بیشتر فتح بابی برای دوستان هنر دوست است.
موسیقی در لرستان از دیرباز از اهمیت و نقش به سزایی برخوردار بوده است و در جای جای زندگی مردمان این دیار حضوری پررنگ داشته است، غم و شادی، سور و سوگ، کار و فراغت و مردم لرستان از دیرباز با موسیقی انس و الفت خاصی داشته اند. موسیقی لرستان به دلیل محدودیت جغرافیایی این خطه و محصور بودن آن درمیان کوههای سر به آسمان ساییده زاگرس و عدم هم مرزی این سرزمین با کشورهای بیگانه نسبت به موسیقی سایر مناطق کشور بکرتر ودست نخورده تر مانده است.
سازهای متداول در لرستان سه گروه اند:


سازهای زهی ( کمانچه و تنبور)
سازهای بادی ( سرنا و دوزله)
سازهای ضربی ( دهل و تنبک )


موسیقی لری را می توان به انواع زیر تقسیم کرد:


موسیقی شادیانه: در مراسم شادمانی نواخته می شود و گاه با رقص و آواز همراه است
موسیقی عزا: در مراسم عزاداری اجرا می گردد و اجزای آن عبارت است از« سحری (اعلام مرگ کسی)»، « چمریانه »، «هرا» و مویه ها نیز که در رثای از دست دادن عزیزان خوانده می گردد و بدون همراهی ساز است از این نوع به شمار می رود
موسیقی «کار»: 
موسیقی کار در فعالیت های جمعی مختلفی چون لایروبی جوی ها، برنج کوبی، درو، خرمن کوبی، حصیر بافی، مشک زنی، چیدن پشم، دوشیدن دام ها، حمل پشته های هیزم و... کاربرد داشته است. اجرای این آوازها از یک سو برای تحمل کارهای طاقت فرسا و سنگین و از سوی دیگر، برای سرعت بخشیدن به آهنگ کار و هماهنگی میان انجام دهندگان کار بوده است.
موسیقی آوازی : شیوه های آوازی در لرستان بدین شرح است:
میرنوروزی که آوازهای عاشقانه می باشد. عزیزبک خوانی، ساری خوانی، شاهنامه، نظامی خوانی، هوره و مویه ازدیگر انواع آوازهای لرستان است.
موسیقی اهل حق : نوعی موسیقی عرفانی است که توسط اهل حق لرستان اجرا می شود.
موسیقی خبر رسان : نوعی موسیقی است که به وسیله آن پیامهای مورد نظر به دیگران اعلام می شود مانند موسیقی سحری ( اعلام مرگ کسی ) و موسیقی تولد و جنگ و... شایان ذکر است که موسیقی لرستان همواره دارای جنبه ای اجتماعی وسیاسی بوده است. و همواره رنج و غم وستمهایی که بر مردمان این دیار تحمیل شده است در صدای هنرمندان این دیارپدیدار بوده است



اگر بخواهیم از کوشندگان موسیقی دیار لرستان یادی بنمائیم باید از هنرمندان گمنامی چون میرنوروز، علیدوست، عزیزبگ و.... صدها عزیز گمنام دیگری که با تمام وجود در این راه گام برداشته اند بیاغازیم، لیک نام تنی چند از عزیزانی را که برای این اعتلای این هنر کوشیده اند، در این مقال می آوریم: (به ترتیب حروف الفبا سیف الدین آشتیانی، مجید احمدی، بهمن اسکینی، شکراله الماسی، زنده یاد امامقلی امامی، حمید ایزدپناه، رمضان پرورده، زنده یاد غلام جمشیدی، زنده یاد علیرضا حسین خانی، زنده یاد سبزعلی درویشیان، زنده یاد حشمت اله رشیدی، حشمت اله رجب زاده، ایرج رحمانپور، حسین سالم، زنده یاد همتعلی سالم، رضا سقایی، فرشاد سیفی، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، زنده یاد پیرولی کریمی، زنده یاد شاهمیرزا مرادی، محمد میرزاوندی، زنده یاد نجفعلی میرزایی، داریوش نظری، رحم خدا نوری شاد و....
با توجه به اینکه رقص نیز در لرستان از پیشینه ای کهن برخوردار است، جا دارد مختصر اشاره ایی نیز به این موضوع داشته باشیم، گفتنی است که در لرستان از واژه ی رقص استفاده نمی گردد و معمولاً از واژه هایی چون «باخته»، «بازی»، «دَس گِرِتِه» استفاده می گردد؛ چونان که حکیم توس بازی «کراد» خواهر بهرام چوبین نزد خسرو پرویز را اینگونه هنرمندانه به نظم درآورده است:
بزرگان به بازی به باغ آمدند  همه میش و آهو به راغ آمدند
فرد رقصنده را نیز «بازِنَه» می گویند؛ شایان ذکر است که لفظ رقص و رقاص در بین لران کاربردی ندارد و گاه نیز موهن قلمداد می گردد.
رقصها در لرستان عموماً چهره آیینی و فرهنگی به خود گرفته اند. و همواره با حضور مردان وزنان لر صورت گرفته است. وشامل انواع گوناگونی چون: دوپا، سه پا، شانه شَکی، سنی سما و، سوار هو، اوشاری و... است.

محسن بهرامی mohsen_bahrami_2004@yahoo.com

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 4:42 بعد از ظهر ] [ ع . چکاد ]

 

               تاریخچه موسیقی در لرستان

بر اساس کاوش‌های باستان شناسی در مناطق لرنشین، تصویری از رقص و پایکوبی بر قطعه‌ای سفالی به دست آمده که قدمت موسیقی در این منطقه را به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح رقم می‌زند.همچنین از آثار و شواهد به دست آمده در این مناطق تصاویری از آلات موسیقی دوران مانند شیپور و تنبور بر روی ظروف نقره وجود دارد که حاکی از رواج موسیقی نزد این قوم در عهد ساسانی است. امروزه نیز برخی از نغمه‌های باستانی در قالب مقامهای موسیقی قومی باقی مانده‌است.

انواع موسیقی در قوم لر

هم اکنون موسیقی لری در قالب ترانه به هفت بخش تقسیم می‌شود:

موسیقی و ترانه‌های غنایی و عاشقانه: شامل ترانه‌ها و آهنگهایی است در وصال یا فراق معشوق مانند ترانه‌های هی لو، بینا بینا، کیودار یا نغمه‌های شیرین و خسرو، ساری خوانی، میربگی(میرونه) و دهها ترانه دیگر که در مقامهای مختلف موسیقی لری اجرا می‌گردد.

موسبقی و ترانه‌های حماسه رزمی: این سرودها بیانگر ارزشهای حماسی و رزمی جنگاوران در میان ایل هستند. مانند جنگ لرو، دایه دایه و … یا مقامهای موسیقی بدون کلام که در رزم‌گاه و مسابقه به کار رفته‌اند، مانند جنگه را، سوارهو، نقاره و ….

موسیقی و ترانه‌های سوگواری: این موسیقی بیشتر جنبه آیینی داشته‌است و در مواقع سوگواری از روزگار کهن تا کنون کاربرد فراوانی دارد، مانند چمری یا سایر مقامها؛ از جمله، سحری، پاکتلی، شیونی و دهها مقام دیگر.

موسیقی و ترانه‌های فصول: موسیقی و ترانه‌های ویژه فصول مختلف مانند برزه کوهی، ماله ژیری، کوچ بارو ….

موسیقی و ترانه‌های کار: به منظور سهولت و تسریع در کار مردان و زنان ایلاتی، این ترانه‌ها - به صورت فردی یا دسته جمعی- خوانده می‌شود، مانند ترانه‌های گل‌درو(برزیگری)، هوله(خرمن کوبی)، مشک زنی، شیردوشی و چوپانی.

موسیقی و ترانه‌های طنز: این ترانه‌ها اغلب به صورت فی البداهه در هجو شخص یا موضوع یا مکانی سروده شده و برخی اوقات نیز با حرکات نمایشی طنز آلود فرد یا افرادی همراه بوده‌است: هه‌نبات، کاسمسا(کاسه همسایه) و … از این نوع هستند.

سرودهای مذهبی: بر اساس کلام‌های یارسان(از سروده‌های اهل حق)بوده، جنبه عرفانی و اعتقادی آن بسیار عمیق است. مانند ضامن آهو، سرای خاموشان(شهر بی‌صدا)، دوازده کلام یاری و ….

            تاریخچه موسیقی در لرستان
 
استاد فقید علیرضا حسین خانی در حال نواختن ساز تال

 

از ترانه‌های مشهور قوم لر می‌توان به قدم خیر، رنگینه، کش طلا(کفش طلا)، صنم گل، هالو گنم خر و … اشاره نمود. موسیقی و ترانه‌های حماسی در قوم لر در دو جهت عمل نموده‌اند؛ تشویق ایلات و عشایر به شرکت و حضور در میادین نبرد(مانند ترانه دایه دایه) و حفظ و زنده نگهداشتن یاد برخی از شخصیتهای حماسی قوم لر در دو بخش بی‌کلام، مانند مقام‌های سحری، نقاره، شاره را، یا با کلام، مانند ترانه‌های دایه دایه، جنگ لر وکرمی اجرا می‌شود. از هنرمندان قوم لر نجفقلی میرزایی، علیرضا حسین خانی و پیرولی کریمی را می‌توان نام برد. جهت آشنایی بیشتر با فرهنگ غنی موسیقایی در قوم لر به شرح ابعادی از موسیقی این قوم می‌پردازیم:

الف)موسیقی سوگواری: بیانگر مراحل مختلف عزاداری و سنتهای رایج آن در لرستان است. این موسیقی نیز به صورت بی‌کلام(مانند مقام‌های سحری، پاکتلی، چمری) و با کلام(مانند مراسم راراپیشکوه، راراشتکوه، راراشیرازی یا دنگ دال در مناطق مختلف بختیاری) اجرا می‌شود. 

 

                 تاریخچه موسیقی در لرستان
 
استاد فقید همت علی سالم در حال نواختن ساز تال ? سیم

 

ب) موسیقی فصول: بر اساس اعتقاد حکما در قدیم اجرای موسیقی با اوقات شب و روز، ماه‌ها و فصول در ارتباط بوده‌است و برای هر مقطع از زمان در هر ماه یا فصل، موسیقی و نغمه‌های ویژه‌ای را توصیه می‌کردند. در مناطق لرنشین نیز در گذشته چنین سنتی وجود داشت، از جمله نغمه شادمانه برزه کوهی که به هنگام بهار و بازگشت ایل از قشلاق و جشن بازگشت به سرزمین نواخته می‌شد.z

ج)موسیقی و ترانه‌های کار: شامل ترانه‌هایی است که مردان یا زنان به ویژه جوانان در هنگام کار، مانند جمع‌آوری هیزم، آب، شیردوشی و برداشت محصول مشک زنی و … می‌خوانند؛ به عنوان مثال دختران و زنها هنگام آوردن آب چشمه آوازی را به صورت همسرایی اجرا می‌کنند که زنگوله‌دار نامیده می‌شود. زنان در لرستان هنگام شیردوشی آوایی را زمزمه می‌کنند.

د)موسیقی و ترانه‌های طنز: این موسیقی و ترانه‌های که با اجرای حرکات موزون همراه است، در لرستان توسط عده‌ای بنام دلی اجرا می‌شد که استعداد فراوانی در ردیف کردن کلمات و اشعار به صورت بداهه داشتند و از این راه ارتزاق می‌کردند. بیشتر مردم از ترس هجویات جالب آنان مجبور به دادن مبلغی به آنها بودند.

ه)موسیقی مذهبی: این موسیقی شامل سرودهای یارسان که وزن خاصی دارند و به کلام معروف هستند و در نسخ مختلف به گویش گورانی ولکی لرستانی (نور آباد)ثبت شده‌اند می‌شود. این کلام‌ها در نزد اهل حق بسیار گرامی و محترم شمرده می‌شوند و شامل تعالیمی هستند که هر شخص وظیفه دارد در طول حیاط خود از آنها پیروی کند. برجسته ترین سازی که این نغمه‌ها را می‌نوازد«تنبور»(تمیره)است که در صفحات پیشین ذکر آن آمده‌است.

                     تاریخچه موسیقی در لرستان
 
استاد فقید شامیرزا مرادی(مروارید اقیانوس ها) در حال نواختن ساز سرنا

 

منبع:پایگاه خبری لرنا

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 4:14 بعد از ظهر ] [ ع . چکاد ]
 
        موسيقي لري ،گنجينه اي ناب در اوج مهجوريت
 
            

به گزارش مهر از خرم آباد ، بر اساس کاوش هاي باستان شناسي در مناطق لرنشين، تصويري از رقص و پايکوبي بر قطعه‌اي سفالي به دست آمده که قدمت موسيقي در اين منطقه را به هزاره چهارم پيش از ميلاد مسيح رقم مي‌زند.

هم چنين از آثار و شواهد به دست آمده در اين مناطق تصاويري از آلات موسيقي دوران مانند شيپور و تنبور بر روي ظروف نقره وجود دارد که حاکي از رواج موسيقي نزد اين قوم در عهد ساساني است. امروزه نيز برخي از نغمه‌هاي باستاني در قالب مقام هاي موسيقي قومي باقيمانده ‌است ولي امروزه اين موسيقي غني در غربتي عميق به سر مي برد به طوري که سهم اين موسيقي در رسانه ی ملي تنها بخش هاي کوتاهي است که در مقايسه با سهمي که رسانه ی ملي به موسيقي پاپ اختصاص مي دهد بسيار ناچيز است.

از سوي ديگر در برخي موارد هم ديده مي شود که رسانه ی ملي به جاي پرداختن به جايگاه ويژه موسيقي آئيني و ترانه هاي محلي هر منطقه در برخي مجموعه هاي تلويزيوني با اجراي ناقص ترانه هاي محلي از جمله برخي ترانه هاي مشهور لري توسط بازيگران غيربومي ، گويا اين ترانه ها را با قدمت چند صد ساله به سخره مي گيرد.

آخرين نمونه از تمسخر لهجه ، موسيقي و ترانه هاي لري که موجي از اعتراض مردم مناطق لرنشين را به دنبال داشت مجموعه فاصله ها بود که البته اين مجموعه آخرين مورد در اين زمينه نبود و در سريال مناسبتي جراحت نيز در صحنه اي با اجراي ناقص يک ترانه لري اين روند استمرار داشت.

اين نوع برخورد رسانه ملي و سياست گذاران حوزه ی موسيقي با موسيقي بومي و محلي اقوام مختلف ايران زمين، موجب انزواي هنرمندان اين حوزه و در نتيجه افول اين هنر ملي و قومي شده به طوري که امروزه ديگر در مراسم هاي شادي و سوگواري مردمان لر خبري از آئين هاي بومي اين منطقه نيست و حتي استادان اين حوزه امروز انگيزه اي براي تربيت شاگرداني که ادامه دهنده ی هنر موسيقي محلي باشد ، ندارند.

بي توجهي به ترويج ، تبليغ و توسعه ی هنر موسيقي اقوام مختلف ايراني، تشويق هنرمندان فعال در اين حوزه، اجراي مستمر ترانه هاي بومي و محلي در رسانه ی ملي، عدم حمايت از هنرمندان موسيقي محلي و ...همگي دست به دست هم داد تا اين روزها با انزواي هنر موسيقي هر منطقه ، ذائقه ها به سمت توليدات غربي سوق داده شود.

به هر حال به نظر مي رسد امروز موسيقي آئيني و محلي اقوام مختلف ايراني روز به روز در حال افول است که اين امر هشداري است که بايد از سوي سياست گذاران حوزه ی موسيقي مورد توجه قرار گيرو .        

      موسيقي استان لرستان موسيقي بسيار غني ای ست

مجيد اخشابي ، خواننده ی موسيقي پاپ کشورمان در سخناني با اشاره به موسيقي آئيني اقوام مختلف کشورمان، اظهار داشت: من سال ها موسيقي سنتي کار کرده ام و تحصيلات دانشگاهي خود من نيز با گرايش موسيقي سنتي بوده است.

وي با اشاره به تحقيقاتي که در زمينه موسيقي نقاط مختلف کشور انجام داده است، بيان داشت: موسيقي استان لرستان موسيقي بسيار غني است.

اين خواننده ی موسيقي پاپ با تاکيد بر اين که موسيقي لرستان موسيقي منحصر به فردي است، يادآور شد: من در چندين فستيوال خارجي شرکت کرده ام و درآن ها موسيقي مناطق مختلف ايران را اجرا کرده ام.

اخشابي با بيان اين که موسيقي لرستان همواره يکي از انتخاب هايم در اين فستيوال ها بوده است، به بخش هايي از يکي از ترانه هاي لري اشاره کرد و يادآور شد: هنوز برخي از ترانه هاي لري را که در اين برنامه ها اجرا کرده ام حفظ هستم.

وي با تاکيد بر اين که موسيقي لرستان موسيقي زيبا و با تصويري است، ادامه داد: اين موسيقي متناسب با طبيعت لرستان است و با جغرافياي اين منطقه واقعا سازگاري دارد.

 

موسيقي لرستان در گام ماهور بي نظير است

اخشابي با بيان اينکه موسيقي لري همراه با هيجان، لذت و پاکي است، افزود: در گام «ماهور» هيچ منطقه اي از کشورمان به اندازه موسيقي لرستان به صورت تخصصي و زيبا فعاليت نکرده است.

اخشابي با تاکيد بر اين که رضا سقايي یکی از سردمداران موسيقي لرستان بود و نام او هميشه به يادگار خواهد ماند، يادآور شد: مسئولان بايد توجه ويژه اي به موسيقي آئيني و محلي اقوام مختلف در کشورمان داشته باشند.

به گواه يافته هاي باستان شناسي و آواهاي باز مانده در مقام هاي مختلف، رقص هاي آييني و سرودهاي مذهبي موسيقي لرستان بخش مهمي از تاريخ موسيقي را به خود مربوط مي سازد.

موسيقي لرستان را مي توان در يک تقسيم بندي کلي به دو دسته ؛ موسيقي آوازي يا کلامي و موسيقي سازي باز شناخت.

          موسيقي آوازي لرستان ، گنجينه اي از ترانه هاي بکر و ماندگار

موسيقي آوازي يا کلامي از کهن ترين موسيقي هاي لرستان است. اين نوع موسيقي بيشتر در مراسم عروسي، سوگواري و فعاليت هاي روزمره ی زندگي عشاير و روستائيان و توسط زنان و برخي موارد نيز توسط مردان اجرا مي شود.

آوازهاي شادمانه مربوط به عروسي، ترانه هايي هستند که عملا بدون همراهي ساز و با هم آوايي زنان در مراسم عروسي اجرا مي شود و شامل سيت بيارم، بينا بينا، بزران بزران و... است.هم چنين در مراسم سوگواري عزيزي از دست رفته، زنان عزاداري که در سوگ نشسته اند در وصف او آوازهايي توام با المان خاص بومي مي خوانند که هر بيننده و شنونده اي را متاثر مي سازد که اين آوازها را در گويش «مور» گويند.

در موسيقي لرستان به آواهاي حماسي نيز پرداخته شده است. از انواع آواهاي حماسي مي توان به شيرين و خسرو که برخي آن را نظامي خواني خوانده اند اشاره کرد و از بهترين افرادي که در اجراي آواز شيرين و خسرو تبحر بسيار داشته اند مرحوم استاد عليرضا حسن خاني بوده است.

موسيقي کار نيز يکي از بخش هاي موسيقي آوازي لرستان است. در گذشته هاي نه چندان دور زنان و مردان روستايي و عشاير به هنگام کار روزانه مانند برزگري، کشاورزي، شير دوشي، مشکه زني، برنج کوبي و... براي کاهش خستگي ناشي از کار و بيان آمال و آرزوهاي خود آوازهايي مي خواندند.

ريتم اين آوازها به طور معمول متاثر از صداي کار آن ها و مضامين شعرها نيز متاثر از ابزار، وسايل ارزش هاي محيط زندگي و عشق به يار، سرزمين، گياهان، درختان و هرچه را که به آن دلبسته اند مي باشد. چنين آوازهايي هنوز مي توان در نقاط دور از هياهوي شهر و شهر نشيني شنيد.

آواهاي مربوط به «لالايي» که در گويش محلي به آن «لاوه لاوه» مي گويند نيز بخشي از موسيقي آوازي لرستان را به خود اختصاص داده است.

موسيقي «سازي» لرستان ، تجلي گاه سازهاي اسطوره اي اين ديار

موسيقي سازي لرستان نيز آن چنان که از نامش پيداست با استفاده از سازهاي بومي و توسط نوازندگان محلي اجرا مي شود. مقام هاي اين نوع موسيقي شامل مقام هاي شادي، مقام هاي سوگواري، مقام هاي مذهبي، مقام هاي حماسي، مقام هاي دلتنگي و عاشقانه است. سرنا، دهل، کمانچه (تال)، تنبک (تمک)، دوزله و بلور از جمله سازهاي لري هستند.

رقص هاي سنگين سماع، دو پا، سه پا و شانه شکي از جمله رقص هاي مهم مربوط به مقام هاي موسيقي عروسي در اين استان هستند.

به طور معمول رقص بومي با ريتمي آرام در مقام سنگين سماع توسط نوازندگان محلي با نواختن سرنا و دهل در ميان عشاير و روستاييان و کمانچه و تمبک در شهرها آغاز مي شود و در مقام هاي ديگر به نام دو پا، سه پا، شانه شکي به اوج خود مي رسد و دوباره آرام مي گيرد.

موسيقي سوگواري نيز بخشي از موسيقي سازي لرستان است. نوع ساز مورد استفاده در موسيقي سوگواري لرستان دهل و سرنا است. موسيقي سوگواري بيشتر جنبه ی آييني دارد و در مراسم عزاداري از روزگار کهن تاکنون اجرا مي شود.

پاکتلي، چمري يا چمرانه، سحري، شيوني، ياري و... از جمله مقام هاي موسيقي سوگواري لرستان است.

"جام جم"

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 3:52 بعد از ظهر ] [ ع . چکاد ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

کسی سرداده آواز کمانچه

میانِ شهر...با ساز کمانچه

کسی انگار می خواهد بگوید

به مردم

............آخرین راز کمانچه

"ع.چکاد"

...اين روزها کمتر خواننده ای ست در این منطقه،حريف هوش و حنجره ی ايرج شود.خواننده اي،بهتر بگويم،شاعري كه بيت بيت سروده هاي خود وَ شاعران بومي بزرگ اين منطقه را،با حنجره ي زخمي زاگرسي اش،چنان بر تار و پود ساز و سه تير موسيقي محض مي گمارد،كه نمونه اش به حق كمياب است و نادر . كسي كه هم حنجره ي خود را خوب شناخته است ، هم داشته هاي دیار امروزي و دور دست خود را . وَ چنين است ، كه گامي فراتر از موسيقي بومي (لكي و لري) نهاده اند .
ايرجي كه هماره توانسته است در اين سال هاي پر فراز و نشيب و تنگناهاي مادي ،روحی روانی ، با تحولي باور نكردني در عرصه هاي " آهنگ سازي" - "شعر" - "تحقیق و پژوهش " موفق و پيشرو باشد . اغراق نيست و همه به روشني شاهد آثار و اثر این هنرمند بزرگ لرستانی(حتا بر شعر و موسيقي بومی ديگر اقوام دور و نزديك)هستیم و مي بينيم كه وي ، نه تنها يك خواننده با حنجره اي زاگرسي بلكه در عرصه هاي ذكر شده نیز در رده های ي ابتدايي ليست امروزي ها قرار داشته و تأتير شايسته اش به حق قابل بحث و پرداخت است
خواننده ای كه با آثار كم مانندش،مخاطبان خود را به چندين و چند باره خواني و تأملي عميق وا داشته است و می دارد....
چندين سال است که ایرج و حنجره اش را مي توان بی اغراق در پَرچين چشم و چاره ي تك تك جوانان اين ديار ،با آثاری مانند: "آئینه ی اشک" - "بهارباد" - "سفرامید" - "گل آتش" - "ستوین اشکسه" - "وَ پراکنده هایی چون؛دونه دونه - ای یارمِ - کِی مِمیره - بَزَرون -گِرو سرزمین -آرزو - بوار بارو - هِی رارا بژن و..... مشاهده كرد....

گرچه به اعتقاد بنده، این نوع موسیقی، توان همراهیِ حنجره ی این بزرگمرد دوست داشتنی را نداشت و ندارد و نمی بایست و نباید خلاقیت همه جانبه ی خویش را ، حنجره ی دردناک و سروده های محشر خویش را،صرف تعهد به موسیقی بومی، تا به این حد محدود به این نوع موسیقی می کرد اما با این حال و به هرحال، گذشته از تعارفات هنری، نه اینکه هنوز پیشرو است و پیشمرگ شعر و موسیقی آن منطقه و فراترش،بلکه در گذشته نیز ما کسی شبیه این هنرمند باهوش و خلاق،درسرایش سروده های بومی و موسیقی آن منطقه،با چنین احساس، ایده ، حنجره و نوآوری ..نداشته ایم..
حنجره ای که وقتی از پایین به اوج می رسد یا بالعکس، تمام تنت به لرزه می افتد و اشک در چشم هایت حلقه می بندد..حنجره ای که وقتی سر، باز می زند به سخن ، بند بند دردها - سوگ ها وَ سورهای گذشته گان مان را زنده زنده پیش چشمان مان، تکه ،تکه، تکه..می کند و به بار می نشاند و سرزنده می کند همه چیز را از نو...در حنجره ی زخم خورده ی این بزرگمرد لرستانی گفته ها و ناگفته های بسیاری است که تنها با هوااااااار هوارش، بدون کلام،..خویش را و دودمان زخم خورده ی خویش را به روشنی و بدون شرح روایت می کند..ایرجی که؛

" كه ايرانم / به بالایِ بامِ بلندِ هَوارش نمي رسد..."
================
عزت اله علی پور(ع . چکاد)
امکانات وب
آن گاه كه شعر / از بيان قاصر است / موسيقي آغاز مي شود..
zHanteh deklameH



m0zhgan musiC


zHanteh deklameH
تصاویر سه بعدی 



تصاویر هنری



 Tehran Forecast



zHanteh deklameH



m0zhgan musiC

پلک هایت را ببند / تا چند ثانیه / غرق شوم / ..در چشم هایت
zHanteh deklameH
.. / زمین رو به فراموشی است / بچررررررخ / بر مداری / که مرا بی تو / هیچ ضمانتی نیست..

  • دانلود بازی
  • تیم بلاگ